نمازهاى يوميهاى كه در وقتش از روى عمد يا سهو يا جهل يا اينكه تمام وقت خواب مانده، فوت شود بايد قضا نمايد. همچنين نمازهايى را كه بخاطر ترك عمدى جزء و شرط يا اركان، باطل، انجام شده، بايد قضا كرد.
اما در چند حالت قضا ندارد: نمازهايى كه در حال ديوانگى يا كودكى يا بيهوشى كه از ناحيه خودش نباشد يا كافر اصلى درحال كفر يا زن در حال حيض ونفاس كه تمام وقت را فراگرفته باشد. امانمازهايى كه در حال ارتداد فوت شده، بايد بعد از توبه اگرچه فطرى باشد قضا كند، نيز اگر كسى خودرا بيهوش كند، بايد نمازها را قضانمايد.
(مسأله 726) اگر در هنگام نماز، بچه، بالغ شود وديوانه وبيهوش، هوشيار شوند، واجب است نمازرا بجا آورند حتى اگر يك ركعتِ آن را درك كنند و اگر ترك كنند، قضاى آن واجب است. اگرحائض ونفسا به مقدار نماز وغسل در وقت پاك شوند، بايد نماز را ادا كنند و اگر فوت شود قضا واجب مىشود و اگر به خاطر بيمارى يا عذر ديگرى نتواند غسل كند، بايد تيمم نمايد ونماز را بجا آورد. اگر وقت غسل تنگ باشد، بنابراحتياط واجب، بايد نماز را با تيمم بخواند، ولى اگر نماز را بجا نياوردقضا واجب نيست.
(مسأله 727) اگر ديوانگى يا بيهوشى به مقدار وقتى باقى مانده كه ممكن است فقط نماز را بجا آورد، عارض شود وتا آخر وقت ادامه پيدا كند در صورتى كه قبل از آن مىتوانست شرايط را تحصيل نمايد؛ قضاى آن واجب است. ولى قضا بر حائض ونفسا وقتى واجب مىشود كه بعد از وقت به مقدار نمازوطهارت از حدث، فرصت داشته باشد.
(مسأله 728) مخالف، وقتى شيعه شود، آنچه را قبلًا ترك كرده يابر خلاف مذهب خودش انجام داده درصورتى كه طبق مذهب حقه نبوده، بايد قضا نمايد، چه از اول مخالف بوده يا بعداً از مخالفان شده باشد و اگر طبق مذهب حقه بوده بعيد نيست كه قضا واجب نباشد وفرقى بين مخالف اصلى وغير او نيست.
(مسأله 729) آدم مست نمازهايى را كه از او فوت شده بايد قضا كند چه اختيارى باشد چه نباشد، چه از حلال مست شده باشد وچه از حرام.
(مسأله 730) قضاى نمازهاى واجب غير يوميه به جز نماز عيد فطر وقربان واجب است. نيز بنابراحتياط، واجب است قضاى نماز مستحبى كه در وقت معينى نذرشده است.
(مسأله 731) خواندن نماز قضا در هر وقت از شبانه روز و در حضر وسفر جايز است. اگر نمازشكسته فوت شده باشد بايد به همان شكلِ شكسته قضا نمايد اگرچه الآن مسافر نيست و اگر نماز تمام فوت شده باشد بايد تمام قضا نمايد اگرچه الآن در سفر باشد و اگر در قسمتى از وقت، حاضر ودرقسمتى مسافر بوده است، آنچه را كه در آخر وقت بر او واجب بوده قضا نمايد.
(مسأله 732) اگر نماز مسافر در مكه ومدينه وكربلا وكوفه كه نمازگزار بين شكسته وتمام مخيراست فوت شود، در قضا نيز مخير است اگرچه احتياط آن است كه قصرقضا كند.
(مسأله 733) مستحب است نافلههاى يوميه ومانند آن را قضا كند، ولى آنچه در حال بيمارى فوت شده، قضاى آن تأكيد نشده است و اگر از قضاى آن ناتوان شود، براى هر دو ركعت يك مد صدقه بدهد و اگر نتوانست، براى نمازهاى شب يك مد وبراى نمازهاى روز، يك مد بدهد.
(مسأله 734) در قضاى نمازهاى غير يوميه ترتيب معتبر نيست نه بين نماز غير يوميه ونه بين آن ونمازهاى يوميه، اما ترتيب در نمازهاى يوميه فقط در نمازهايى كه در يك روز بر يكديگر مرتبندمثل ظهر وعصر يا مغرب وعشا لازم است مراعات شود، يعنى اول ظهر را بخواند بعد عصر را، بنابراين اگر بخواهد قضاى نمازهاى صبح وظهر وعشا را بجا آورد، ترتيب بين آنها لازم نيست. همچنين اگر بخواهد نماز يك سال را قضا كند، مىتواند به ترتيب، نمازها را روز به روز بخواند ومى تواند اول نمازهاى صبح را وبعد نمازهاى ظهر وبعد نمازهاى عصر وبعد نمازهاى مغرب وبعدنمازهاى عشا را بخواند و مىتواند نمازهاى ظهر وعصر يك سال را باهم بخواند وبعد نمازهاى مغرب وعشاى يك سال را بخواند، بنابراين ترتيب در قضا معتبر نمىباشد چه ترتيب را بداند چه نداند.
(مسأله 735) اگر بداند يكى از نمازهاى پنجگانه فوت شده، مىتواند نماز صبح ومغرب ويك نمازچهار ركعتى را به قصد مافى الذمه كه بين ظهر وعصر وعشا مردد است بخواند. اگر مسافر باشد مىتواندنماز مغرب ويك دو ركعتى به قصد مافى الذمه از چهار نماز بخواند و اگر نداند كه مسافر بوده يا نه، مىتواند يك نماز دو ركعتى به قصد مافى الذمه از چهار نماز ويك چهار ركعتى به قصد مافى الذمه از سه نماز به همراه نماز مغرب بخواند. نمازى كه مردد است، در همه فرضها بين بلند وآهسته خواندن مخيراست.
(مسأله 736) اگر بداند دو نماز از نمازهاى پنجگانه يك روز فوت شده، بايد چهار نماز بخواند: نمازصبح ويك چهار ركعتى مردد بين ظهر وعصر ويك مغرب ويك چهار ركعتى مردد بين عصر وعشا. اگر بداند مسافر بوده است، يك دو ركعتى مردد بين صبح وظهر وعصر ويك مغرب ويك دو ركعتى ديگر مردد بين ظهر وعصر وعشا بخواند و اگر نداند كه مسافر بوده يا نه، بايد پنج نماز بخواند، يك دو ركعتى مردد بين صبح وظهر وعصر، يك چهار ركعتى مردد بين ظهر وعصر، يك مغرب ويك دو ركعتى مردد بين ظهر وعصر وعشا ويك چهار ركعتى مردد بين عصروعشا.
(مسأله 737) اگر بداند سه نماز از نمازهاى پنجگانه فوت شده، بايد پنج نماز بخواند و اگر بداند كه در سفر فوت شده، چهار نماز بخواند: يك دو ركعتى مردد بين صبح وظهر ويك دو ركعتى مردد بين ظهر وعصر وبعد مغرب ويك دو ركعتى مردد بين عصر وعشا. اگر بداند چهار نماز فوت شده، بايدپنج نماز تمام و پنج نماز شكسته بخواند وبقيه احتمالات نيز از آنچه گفته شد معلوم مىگردد. معياراين است كه نمازگزار، علم پيدا كند كه آنچه بر عهدهاش بوده انجام داده است اگرچه به نحو ترديد باشد.
(مسأله 738) اگر شك كند كه يك نماز واجب يا چند نماز از او فوت شده يا نه، قضا واجب نيست. ولى اگر بداند كه فوت شده ومردد باشد بين كم وزياد مثل دو وچهار، مىتواند به كمتر اكتفا كند، اگرچه احتياط مستحب تكرار است تا به فراغ ذمه علم پيداكند.
(مسأله 739) كسى كه نماز قضا دارد نبايد در خواندن آن كوتاهى كند، ولى واجب نيست فوراً آن رابجا آورد.
(مسأله 740) واجب نيست نماز قضا را بر ادا مقدم كند، بنابراين مكلف مىتواند نماز ادا را بخوانداگرچه نماز قضاى همان روز بر ذمهاش باشد، بلكه مستحب است تقديم نماز ادا اگر زمان فضيلت آن فوت مىشود وگرنه تقديم نماز قضا مستحب ومطابق احتياط خواهد بود، مخصوصاً اگر قضاى همان روز باشد؛ بلكه مستحب است اگر از روى غفلت مشغول نماز ادايى شود به قضا عدول نمايد.
(مسأله 741) بنابراقوى جايز است كسى كه نماز قضا دارد نماز مستحبى بخواند.
(مسأله 742) جايز بلكه مستحب است نماز قضا را با جماعت بخواند چه نماز امام ادا باشد چه قضا، نيز لازم نيست امام ومأموم يك نماز را بخوانند.
(مسأله 743) كسى كه عذر دارد واجب است نماز قضا را تا رفع آن، در صورتى كه مىداند، برطرف مىشود به تأخير بيندازد، ولى اگر بداند بلكه احتمال دهد كه تا آخر عمر عذرش برطرف نمىشود، مىتواند نماز قضا را بخواند، ولى اگر قضاكرد، بعد عذر بر طرف شد در صورتى كه خلل وارد شده درنماز از مواردى است كه جاهل معذور نباشد، اعاده واجب است و اگر نه واجب نيست.
(مسأله 744) اگر بخواهد در يك مجلس چند نماز قضا بخواند، براى اولى اذان واقامه بگويدوبراى بقيه اقامه كافى است وسقوط اذان بنابراظهر رخصت[1] است.
(مسأله 745) مستحب است بچهها را به نماز خواندن وقضاى آن ونافله بلكه تمام عبادات تمرين دهند وبنابراقوى عبادات آنان مشروع است، بنابراين اگر در اثناى وقت، بالغ شود ونماز خوانده باشدمجزى است.
(مسأله 746) بر ولى طفل واجب است كه او را از آنچه برايش خطر دارد حفظ كند، نيز واجب است از هر چيزى كه در شرع مكروه دانسته شده ولو براى طفل مانند: زنا، لواط، شرب خمر، سخن چينى وامثال آن منع نمايد. حفظ نمودن آنها از خوردن ونوشيدن نجس ومتنجس درصورتى كه ضررى نداشته باشد بنابراظهر جايز است خصوصاً در متنجس يا نجاستى كه از
[1] – رخصت: يعنى اجازه داده اند كه نخوانى ولى مي توانى بخوانى.
خودش يا از كودك ديگر باشد، نيز ظاهراً پوشاندن لباس ابريشم وطلابافت بر آنها جايز است.