مسأله 113 – كافر يعنى كسى كه خدا، يا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را قبول ندارد، يا براى خدا شريكى قرار مىدهد بنابر احتياط نجس است، هرچند به يكى از اديان آسمانى، مانند آيين يهود و نصارى ايمان داشته باشد.
مسأله 114 – كسانى كه به خدا و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان دارند، ولى وسوسههايى براى آنها پيدا مىشود و به مطالعه و تحقيق مىپردازند پاكند و اين وسوسهها ضررى ندارد.
مسأله 115 – كسى كه ضرورى دين اسلام يعنى چيزى را كه همۀ مسلمانان مىدانند (مانند معاد روز قيامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منكر شود، چنانچه ضرورى بودن آن را بداند، كافر است و اگر در ضرورى بودن آن شك دارد كافر نيست، ولى احتياط مستحبّ آن است كه از او اجتناب شود.
مسأله 116 – آنچه در بالا دربارۀ نجس بودن كافر گفته شد، تمام اجزاى بدن او حتّى مو و ناخن را شامل مىشود.
مسأله 117 – كسى كه در جامعۀ اسلامى زندگى مىكند و از اعتقادات او خبر نداريم، پاك است و جستجو و تفتيش لازم نيست و نيز در جوامع غير اسلامى چنانچه افرادى باشند كه معلوم نباشد مسلمان هستند يا كافر، پاكند.
مسأله 118 – بچّههاى كفّار به حكم آنها هستند و بچّههاى مسلمانان حتّى بچّهاى كه فقط پدرش مسلمان است پاك است، امّا اگر فقط مادرش مسلمان باشد احتياط، اجتناب است.
مسأله 119 – هرگاه كسى – پناه بر خدا – به خدا، يا پيامبر صلى الله عليه و آله يا يكى از ائمّۀ معصومين عليهم السلام يا فاطمه زهرا عليهم السلام دشنام و ناسزا گويد يا عداوت داشته باشد، كافر است.
مسأله 120 – كسانى كه در حق على عليه السلام و ساير امامان عليهم السلام غلوّ كنند؛ يعنى، آن بزرگواران را خدا بدانند يا صفات مخصوص خدايى براى آنها قائل باشند، كافرند.
مسأله 121 – كسانى كه عقيده به وحدت وجود دارند يعنى مىگويند در عالم هستى يك وجود بيش نيست و آن خداست و همۀ موجودات عين خدا هستند و كسانى كه معتقدند خدا در انسان، يا موجود ديگرى حلول كرده و با آن يكى شده، يا خدا را جسم بدانند احتياط واجب، اجتناب از آنهاست.
مسأله 122 – تمام فرقههاى اسلامى پاكند، مگر آنها كه با ائمه معصومين عليهم السلام عداوت و دشمنى دارند و خوارج و غُلات، يعنى غلوكنندگان در حق ائمّه عليهم السلام .
استفتاء
در مورد بچه های غیر بالغ که هنوز به فهم درستی نرسیده اند از نظر کفر و اسلام مشهور این است که ملحق به اشرف ابوین هستند؛ یعنی اگر یکی هم مسلمان بود محلق به اوست آیا از نظر شما همین است؟
اگر پدر او مسلمان باشد چنین است و حکم مسلمان را دارد ولی اگر فقط مادر او مسلمان باشد احتیاط آن است که از او اجتناب کنند تا خودش مستقل شود و به فهم برسد.
آیا در تقسیم متعارف کافر به ذمّی و حربی که غیر ذمّی را حربی می دانند، می توان به همه احکام آن ملتزم شد که کفّاری که در حکومت جمهوری اسلامی هستند، ذمّی و بقیّه در هر کجای دنیا که باشند حربی باشند و همه اقدامات درباره کافر حربی درباره آنان جایز باشد، یا حربی اختصاص دارد به حالت محاربه و در غیر حالت جنگ، قسم سوّمی داریم که نه ذمّی و نه حربی است و جان و مال و عرض آنان که در جنگ نیستند محترم است؟
کافر، قسم سوّم و چهارمی نیز دارد و قسم سوّم آن کافر«معاهد» است و بسیاری از دول امروز که با ما روابط سیاسی دارند و با ما در حال جنگ نیستند مصداق آن محسوب می شوند و مادام که به نحوی از آنحا با مسلمین وارد محاربه نشوند همه چیز آنها و جان و مالشان محترم است، زیرا طبق تعهّداتی که از طریق روابط سیاسی و قوانین پذیرفته شده بین المللی با آنان داریم داخل در معاهد هستند. در ضمن باید توجّه داشت که کافرمعاهد بر خلاف آنچه بعضی گفته اند زمان محدودی ندارد و شامل اهل کتاب و غیر اهل کتاب نیز می شود. این نکته نیز قابل توجّه است که اهل کتاب در صورتی به عنوان کافرذمّی شناخته می شوند که در داخل کشورهای اسلامی زندگی کنند، ولی اهل کتابی که در داخل کشور خودشان زندگی می کنند آنها فقط جزء معاهد می توانند باشند و پیمان ذمّه در مورد آنها مفهوم ندارد (مگر این که کشوری خود را در پناه کشور اسلامی قرار دهد) زیرا در احکام ذمّه قرائن زیادی وجود دارد که نشان می دهد مربوط به اقلیّتهای داخل کشورهای اسلامی است.
قسم چهارم، کفّاری هستند که نه جزء کفّار ذمّی می باشند و نه معاهد و نه حربی و در واقع در بی طرفی کامل نسبت به مسلمین به سر می برند که می توان آنها را کفّار بی طرف نامید که در دو آیه از قرآن به وضع آنها اشاره شده است، در سوره ممتحنه آیه 8 می فرماید: (لاَیَنْهَاکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا الَیْهِمْ انَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ) و سوره نساء آیه 90 بعد از اشاره به کفّار حربی می فرماید: (اِلاَّ الَّذِینَ یَصِلُونَ اِلَی قَوْمِ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ میِثَاقٌ اَوْ جَاءُوکُمْ مَاحَصِرَتْ صُدُورُهْم اَنْ یُقَاتِلُوکُمْ اَوْ یُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ. . . . . فَاِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَ الْقَوا اِلَیْکُمْ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً). بنابر این که مراد از «القای سلم» پیش گرفتن راه مسالمت آمیز باشد نه برقراری پیمان صلح، زیرا تعبیر به القای سلم تناسب با همین معنا دارد و آیه بعد نیز شاهد بر این مطلب است، به هر حال کافربی طرف هم، جان و مال و ناموسش محفوظ است شرح بیشتر در مورد اقسام چهارگانه کافرنیاز به بحث مبسوط تری دارد.
اگر شخصی به طوری در تنگی معاش باشد که نتواند زندگی خود را اداره کند و به هر دری هم بزند با شکست مواجه شود و حاضر هم نباشد زکات یا صدقه قبول کند، آیا می تواند برای غیر مسلمانها کار کند؟
کار کردن برای غیر مسلمانان حرام نیست مشروط بر این که، کار حلال و آبرومند و مباحی باشد و سبب اهانت و ذلّت مسلمین نگردد.
با توجه به اینکه آیه شریفه «وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» (حجرات/12) شامل حال کفار نمی شود، آیا غیبت کفار غیر محارب جایز است؟
آیه شریفه شامل کفار نمی شود ولی نفی غیر هم نمی کند و از روایات عام و دلیل محفوظ بودن عِرض افرادی که جانشان و مالشان محفوظ است به دست می آید که غیبت کفار غیر حربی جایز نیست.
آیا در تقسیم متعارف کافر به ذمّی و حربی که غیرذمی را حربی می دانند، می توان به همه احکام آن ملتزم شد که کفاری که در حکومت جمهوری اسلامی هستند، ذمی و بقیه در هر کجای دنیا که باشند حربی باشند و همه اقدامات درباره کافر حربی درباره آنان جایز باشد یا حربی اختصاص دارد به حالت محاربه و در غیر حالت جنگ، قسم سومی داریم که نه ذمی و نه حربی است و جان و مال و عرض آنان که در جنگ نیستند محترم است؟
کفار به چهار گروه تقسیم می شوند: گروه اول: کفار ذمی: آنها اهل کتابی هستند که در کشور اسلامی زندگی می کنند و پیمان ذمه دارند. یعنی با مسلمانان همزیستی مسالمت آمیز دارند و به قوانین اسلام احترام می گذارند و در صورت درخواست حکومت اسلامی، جزیه می پردازند که در شرایط فعلی همان مالیات است و حکومت اسلامی، جان و مال و ناموس آنها را مانند سایر شهروندان حفظ می کند.
گروه دوم: کفار معاهَد: کفاری که خارج از کشورهای اسلامی هستند ولی با مسلمانان عهد و پیمان دارند و در زمان حاضر، مبادله سفیر و کاردار و مانند آن نوعی عهد و پیمان محسوب می شود. مسلمانان با این گروه نیز با مسالمت و رعایت حقوق یکدیگر مراوده می کنند.
نکته: کفار مستامن، که موقتا از حکومت اسلامی طلب امنیت می کنند و با دریافت ویزا و پذیرش گذرنامه آنها توسط حکومت، وارد کشور می شوند را جزء گروه دوم می شماریم. زیرا استیمان، نوعی عهد و پیمان است هرچند با آنها مبادله سفیر و نماینده نداشته باشیم. بنابراین جهانگردها و امثال آنها حتی از کشورهای محارب، که ویزا می گیرند و وارد کشور می شوند، باید در امنیت کامل باشند.
گروه سوم: کفار مهادِن: کفاری که نه با مسلمانان عهد و پیمانی دارند و نه در جنگ هستند؛ مانند بعضی از کشورها که در زمان حاضر هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارند، این گروه نیز در امنیت قرار دارند. قرآن مجید می فرماید: «لایَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا اِلَیْهِمْ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ»، آنها مصداق این آیه هستند و به صراحت قرآن (لا ینهاکم)، می توان حتی به آنها نیکی کرده، و باید عدالت را درباره آنها رعایت نمود و در امنیت باشند. هرچند عهد و پیمانی با مسلمانان ندارند.
گروه چهارم: کفار محارب: کفاری که در حال جنگ با مسلمانان هستند یا به محاربین کمک می کنند. در عصر ما بعضی کشورها مانند اسرائیل و برخی دیگر از کشورها مستقیم با مسلمانان در حال جنگ هستند و بعضی ها هم به آنها کمک می کنند.
در مورد شهروندان این کشورها، آنهایی که به حکومت کمک می کنند، در حکم محارب هستند مانند مردم اسرائیل که با ساخت شهرک ها و سکونت در آنها و خوشحالی در شکست مسلمانان سبب کمک و تقویت اسرائیل هستند. ما مسئول حفظ امنیت این گروه نیستیم. ولی نباید جز به سربازان و مهاجمین آنها، آن هم در میدان جنگ، آسیب رساند. همان طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «افرادی که در میدان جنگ نیستند و زنان و پیرمردها و بچه ها را از بین نبرید و اموالشان را آتش نزنید و. . . » بر خلاف عمل تاسف بار وهابی های تندرو که اقدام به نابودی افراد بی گناه و حتی مسلمانان می کنند. و نیز به همین دلیل، ما اجازه تولید و استفاده از سلاح های کشتار جمعی و بمب اتم را نمی دهیم. چون غیر جنگجویان را هم هدف قرار می دهد.
نظر معظم له در مورد نجاست ذاتی کفار چیست؟
کفار نجس نیستند؛ ولی چون از نجاسات ظاهری پرهیز نمی کنند برای آنهایی که نیازی به معاشرت ندارند، احتیاط آن است که آلوده به زندگی آنها نشوند.
در استفتائات خواندم که در صورت سفر به کشورهای خارجی یا در مواقع ضرورت می توان از اهل کتاب اجتناب نکرد. آیا این حکم شامل سایر کفار نیز می شود؟ مانند بودایی ها؟
در مورد تمام کفار این حکم نافذ است.
کافر حربی و ذمّی به چه معناست؟ لطفاً با مثال معنای آن را روشن فرمایید.
منظور از کافرحربی کفاری هستند که مثل آمریکا و اسرائیل در حال جنگ با مسلمین هستند و منظور از کفار ذمّی اقلیت های مذهبی هستند که در کشورهای اسلامی در کنار مسلمین زندگی عادی دارند.
ملاک برای اینکه بگوییم شرکتی جزو کفار حربی است یا خیر چه چیز می باشد؟ آیا می توان گفت که شرکت های آمریکایی جزو کفار حربی هستند یا خیر؟
شرکت ها و یا سازمان هایی که به کفار در حال جنگ با مسلمانان مثل آمریکا، اسرائیل و انگلیس یا به محاربین کمک می کنند و یا به عمل آنها راضی و خوشحال می شوند در حکم محارب هستند.
در بعضی از کشورها، دولت قسمتی از زمینهای ثروتمندان را گرفته و بین کشاورزانی که در همان زمین کار می کردند، تقسیم کرده است. اگر صاحبان اصلی این زمینها از محاربین اهل کتاب باشند، آیا تصرف کشاوزان در آن زمینها جایز است؟
اگر از محاربین باشند جایز است.
آیا می شود از ممالک حربی بدون اجازۀآنان دارایی آنان را تملک نمود؟ اگر فردی غیر مسلمان و غیر حربی باشد لکن تابعیت دول حربی را داشته باشد اموالش محترم است؟ آیا این محاربه باید فعلیت داشته باشد؟ (مثلا بنا بر شرایطی نمی توانند محاربه کنند لکن نیت آن را دارند). آیا مال و جان افراد حربی مباح است؟
اولاً: محاربه باید فعلیت داشته باشد هر چند آتش جنگی در هر روز روشن نباشد و ثانیاً: افرادی که به حکومت محارب کمک نمی کنند جزو محارب محسوب نمی شوند. اموال محاربین را می توان تملیک کرد مشروط بر اینکه مشکل خاصی از قبیل بدنامی مسلمین ایجاد نشود.
آیا امروزه رفت و آمد و معامله با کفار و کار کردن در کشوری مثل هلند اشکال شرعی دارد یا نه؟ و آیا کمک به کفر و طاغوت می شود یا نه؟
هرگاه در کارهای مشروع شرکت کند مانعی ندارد.
آیا غذا خوردن در رستوران های مک دونالد (کی اف سی) و یا رستوران های هندی و ایرانی جایز است؟
در غیر موارد ضرورت از آنها اجتناب کنید؛ ولی کسانی که به کشورهای غیر اسلامی سفر می کنند یا در آنجا زندگی دارند اجتناب کردن آنها از غیر مسلمین و حتّی از غذاهای غیر گوشتی آنها لازم نیست.
اگر شیعه بخواهد سنی شود جایز است؟
قطعاً چنین فردی در اشتباه است و باید او را ارشاد کرد.
ارتباط و معاشرت با اهل حق چه حکمی دارد؟
اهل حق دو گروهاند: عدهاى منكر ضروريات اسلاماند، نماز و روزه هيچكدام را قبول ندارند كه استفاده از غذای آنها، معاشرت و ازدواج با آنها مطلقاً جايز نيست، ولى عدهاى به يگانگى خدا و رسالت پيامبر شهادت مىدهند و اگر انكار ضروريات هم كنند به انكار نبوت بازنمیگردد که معاشرت با گروه دوم مانعی ندارد و ازدواج با آنها درصورتیکه بيم آن باشد كه زوج تحت تأثير عقاید زوجه واقع شود اشكال دارد و اگر بيم اين مطلب نباشد حرام نيست ولى بهتر است اگر ضرورتی ندارد با ديگرى ازدواج كند.
در شهر ما فرقه اهل حق زیادی هستند، خانهام را به یکی از آنها اجاره دادهام که قائل به نیاز بجای نماز هستند مراوده با آنها و استفاده از نذر آنها چگونه است و اجاره و معاملات دیگر با آنها چه حکمی دارد؟
درصورتیکه موجب تقویت مذهب آنها نشود اشکالی ندارد.
استفاده از مواد خوراکی که از کشورهای کفار میآید چه حکی دارد؟
مواد غذايى و دارويى و امثال آن، كه از كشورهاى غير اسلامى مىآورند اگر نجس بودن آنها قطعى نباشد معامله آنها اشكالى ندارد، مثل اينكه احتمال دهيم شير و پنير و روغن را بهوسیله دستگاه مى گيرند.
اگر شخصی به معصومین علیهمالسلام دشمنی ورزد یا ناسزا گوید کافر است؟
هرگاه كسى پناهبرخدا به خدا، يا پيامبر (صلیالله علیه و آله) يا يكى از ائمّه معصومين (علیهمالسلام) يا فاطمه زهرا (سلامالله علیها) دشنام و ناسزا گويد يا عداوت داشته باشد، كافراست.
حکم مراوده با فرقهای به نام جهودیت که معروف به پنج امامی هستند چیست؟
درصورتیکه از افرادی که بر ضد اسلام اقدام میکنند نباشند مانعی ندارد.
آیا غیرشیعیان پاکند؟
تمام فرقه هاى اسلامى پاكند، مگر آنها كه با ائمه معصومين (علیهمالسلام) عداوت و دشمنى دارند و خوارج و غُلات، يعنى غلو کنندگان در حق ائمّه (علیهمالسلام).
آیا دادن حکم مرتدی برای کسی که فتوا داده هرکس شش نفر شیعه را بکشد وارد بهشت میشود واجب نیست؟ یا هست یا فعلاً به مصلحت نیست؟
اینگونه افراد غالباً ناصبی هستند و مفسد فیالارض نیز هستند ولی اجرای احکام آنها در این شرایط مشکل است.
کسانی که علیه حکومت مقدس اسلامی قیام میکنند آیا کافر محسوب میشوند؟
بغاة مسلمانانی هستند که بر ضد حکومت اسلامی قیام میکنند و در برخی موارد حکم کفار رادارند.
اگر همسایه ما بهایی باشد چگونه با او معاشرت کنیم؟
برای کسانی که ناچار از معاشرت با آنها هستند و برای پرهیز از آنها بهزحمت میافتند پاک محسوب میشوند.
لطفاً بفرمایید اینکه نماز در کلیسا صحیح است چگونه جمع میشود بااینکه نذر عبادت در آنجا اشکال داشته باشد؟
حضور در این مکانها اگر باعث ترویج آنها شود اشکال دارد ولی نماز باطل نیست.
در صورت اجارهی خانه از مسیحیان در کشور مسیحی آیا تطهیر خانه لازم است یا محکومبه طهارت است؟
محکومبه طهارت است.
در صورت مراجعه کردن بهایی به پزشک آیا پزشک میتواند او را مداوا کند؟
مداوا کردن فرد بهایی با رعایت موارد طهارت برای پزشک مانعی ندارد.
نظر به اینکه در اوایل انقلاب بنا به فتوای حضرت امام (رحمتالله علیه) در خصوص فرقه ضاله بهائیت که در دستگاههای دولتی استخدام بودند و پرداخت حقوق و مزایا از بودجه بیتالمال مسلمین ممنوع شده که در پی آن طی استفتا از محضر مقام معظم رهبری معظم له هم در جواب آن فرمودند مسئولین دولتی حق هیچگونه پرداخت حقوق و سایر مزایا از محل اعتبارات بیتالمال در نظام جمهوری اسلامی را ندارند علیهذا اخیراً از سوی دبیر محترم هیات عالی نظارت جناب حجه الاسلام ناصری طی استفتا از دفتر مقام معظم رهبری که فاقد مهر و امضا مقام معظم رهبری است دفتر فوق اینگونه مرقوم فرمودندکه «میزان ضوابط ومقرارت است.» که با این بیان نامبرده بالا طی بخشنامهای جواز پرداخت برقراری حق معیشت برای خانوادههای فرقه ضاله بهائیت را صادر نمودند لطفاً تکلیف هیاتهای تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان دولت را با ارسال آخرین نظر مقام معظم رهبری و همچنین سایر مراجع عظام، روشن فرمایید.
هرگونه کمک بر فرقه ضاله و اعضاء آن گروه ازنظر شرعی ممنوع است مگر در موارد خاصّی که قانون بنا بر مصالحی تجویز کرده است.
آیا میتوان از فرد بهایی هدیه (اعم از مواد گوشتی و غیرآن) دریافت نمود؟
اشکالی ندارد ولی رفتوآمد و دوستی با اعضای فرقه ضاله جایز نیست مگر اینکه امید هدایت آنها برود.
آیا فروش قرآن به کفّار و اهل کتاب جایز است بخصوص اگر بدانیم آنان قصد توهین ندارند، بلکه جهت مطالعه آن را تهیّه میکنند؟
درصورتیکه امید تأثیرى در آن باشد و مایه هتک و توهین نگردد جایز است.
معاشرت با بهایی و آموزشوپرورش آنها چه حکمی دارد؟
بهایی کافر حربی است زیرا از هرگونه تلاش و کوشش ضد مسلمانان ابا ندارند. آموزشوپرورش آنها جایز نیست. مصادره اموال آنان مانعی ندارد مگر اینکه فعالیتی نداشته باشند.
آیا رفتن مسلمانان به کلیسا و عبادت کردن و یا نذر کردن در آن برای استجابت دعا صحیح است یا نه؟
همه اینها اشکال دارد.
نمازخواندن در خانه بهایی چه حکمی دارد؟
جایز نیست.
اگر قرآن را به دست کافر دهیم اشکال دارد؟
دادن قرآن به دست كافر اگر موجب بیاحترامی است حرام است و اگر اميد هدايت او برود، يا براى تبليغ اسلام باشد جايز، بلكه گاهى واجب است.
طی مراسمی که داشتم متوجه شدم هدایایی که نزدیکانم به من دادند از فروشگاه یک بهایی خریداریشده ضمن اینکه هدایا قیمتهای هنگفتی دارند. وظیفه چیست؟
فعلاً شما میتوانید از آنها استفاده کنید ولی سفارش کنید در آینده این کار را نکنند.
خانمی مسلمان بوده و مسیحی شده وظیفه شوهر او چیست؟
از زمان مسیحی شدن زن، مرد بهاندازه عده وفات صبر میکند و اگر توبه نکرد از او جدا میشود.
اگر یک جوان مسلمانزاده خداوند را در مسیحیت پیدا کند و مسیحی شود تکلیفش چیست؟ آیا مرتد است و خونش حلال است؟
چنین کسی مرتد است ولی مادام که تظاهر و تبلیغ نکند جان و مالش محفوظ است.
یکی از دوستان من قصد جدی برای تغییر دین خود از اسلام به مسیحیت دارد. آیا با این کار او مرتد میشود؟ آیا ریختن خون این شحص مباح است؟ وظیفه شرعی من نسبت به او چیست؟
درصورتیکه عقیده خود را ابراز و اعلان نکند مجازاتی نمیشود ولی از اسلام خارج خواهد شد و همسر او نیز باید از او جدا شود و وظیفه شما آن است که ایشان را با زبان خوش توأم باادب و احترام نهی از منکر کنید و اگر مؤثر نشد با ایشان قطع رابطه نمایید.
فردی به بنده پیشنهاد داده اگر به دین آنها رو بیاورم (غیر از اسلام) خانه و زندگی خوبی برایم فراهم میکنند. بنده از ناچاری و بدبختی قبول کنم. نظر حضرتعالی چیست؟
اولاً آنها بهاحتمالقوی دروغ میگویند و ثانیاً به فرض که چنین باشد هیچ انسان باایمانی دین خود را به خاطر دنیا تغییر نمیدهد.
مسلمانزادهای که بهمحض بلوغ مسیحیت را پذیرفته (دون اقرار به اسلام بعد از بلوغ) آیا مرتد فطری است؟
اگر هرگز اسلام را نپذیرفته بوده مرتد نیست ولی کافر محسوب میشود.
اگر شوهر مرتد شود و نهفقط به دین اعتقادى نداشته باشد بلکه علیه آن نیز صحبت کند، حکم زندگى کردن همسرش با او چیست، لازم به ذکر است که امربهمعروف و نهى از منکر نیز در او اثرى نداشته است؟
همسرش باید از او جدا شود و بر او حرام است و نیازى به طلاق ندارد.
اگر کسى معتقد باشد که معانى قرآن، بر قلب مبارک پیامبر (صلیالله علیه وآله) نازلشده است و آن حضرت با این کلمات آن معانى را بیان فرمودهاند و کلمات فعلى صادر از ناحیه پیامبر (صلیالله علیه وآله) است نه خداوند، آیا این اعتقاد موجب ارتداد میشود و وظیفه ما در مقابل چنین شخصى چیست؟
این عقیده خطا و اشتباه است و باید او را ارشاد کرد ولى موجب کفر نمیشود.
آیا زن یا مرد مسلمان، با مرتدشدن به محارم خود نامحرم میشود؟
نامحرم نمیشود، جز زن و شوهر که باید از هم جدا شوند.
خاله من مسیحی شده است و مبلغ مسیحیت است. حال رفتوآمد با ایشان چه حکمی دارد؟
مرتد محسوب میشود و رفتوآمد با او جایز نیست.
آیا مسئله زوجیت و ارث در مورد مرتد منحصر به ثابت شدن ارتداد نزد حاکم شرع است؟ یعنی بهعبارتدیگر اگر برای حاکم شرع ثابت نشود که شخصی مرتد است ولی مثلاً همسر او به این مسئله یقین داشته باشد بدون اجازه حاکم شرع باید از شوهرش جدا شود؟
هنگامیکه موضوع در هرکسی ثابت شود باید به تکلیف عمل کند ولی حکم اعدام جز به دستور حاکم شرع جایز نیست یعنی اگر خود فرد مرتد بعدها توبه کند باید همسر و اموال خود را رها کند و برود.
اگر شخصی مسلمان (بهظاهر)، عاقل، بالغ، رشید، غنی ازنظر اقتصادی (بدون مشکل اقتصادی) لطیفه یا جوکهایی را آزادانه و به اختیار کامل خود با مضامین و حاوی توهین، ناسزاگویی و فحش نعوذبالله به پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهمالسلام) یا حضرت امام و روحانیت بیان کند حکم شرعی وی چیست؟
اگر در عرف مصداق اهانت و اسائه به معصومین (علیهمالسلام) محسوب شود و او از این مطلب آگاه است، سبب ارتداد او میگردد و احکام مرتد با نظر حاکم شرع درباره او جاری میشود.
اگر شوهر مرتد شود و نهفقط به دین اعتقادى نداشته باشد بلکه علیه آن نیز صحبت کند، حکم زندگى کردن همسرش با او چیست، لازم به ذکر است که امربهمعروف و نهى از منکر نیز در او اثرى نداشته است؟
همسرش باید از او جدا شود و بر او حرام است و نیازى به طلاق ندارد.
خانمی مسلمان بوده و مسیحی شده وظیفه شوهر او چیست؟
از زمان مسیحی شدن زن، مرد بهاندازه عده وفات صبر میکند و اگر توبه نکرد از او جدا میشود.
صید اهل کتاب چه حکمی دارد؟
اگر ماهى را زنده از آب بگیرند، حلال است.
حکم مراوده و معاشرت با زرتشتیان چیست؟
زرتشتیان اهل کتاب هستند و معامله با آنها اشکالی ندارد ولی نمیتوانید از غذاهای گوشتی آنها استفاده کنید مگر اینکه از بازار مسلمانان تهیهشده باشد.
آیا استفاده از لباس و ظروف اهل کتاب جایز است؟
درصورتیکه علم به نجاست آن نباشد، اشکالى ندارد و اگر یقین به نجاست آن دارید باید آب بکشید.
اگر خوردن دستپخت کافر جایز باشد، آیا گوشت و ماهى که کافر میپزد را نیز میتوان خورد؟
اگر ذبیحه اسلامی باشد و ماهى با شرایطش از آب گرفتهشده باشد، اشکالى ندارد؛ ولى تا ضرورتى نباشد پرهیز کنید.
تصرف در اموال شهروندان کشورهاي محارب در آن کشورها، بدون رضايت آنها جايز است؟
اين کار چون به نام نيک، حيثيت و آبروي مسلمانان ضرر وارد میکند، بايد از آن خودداري کرد و اين اموال از قبيل غنائم جنگي محسوب نمیشود.