احاديثى كه از حضرت رسول اكرم (ص) در وصف زن نقل شده مبنى بر اين كه زن ناقص العقل يا ناقص در دين است، آيا احاديث صحيحه هستند؟
در صورتى كه اين احاديث منسوب به پيامبر (ص) صحيح باشند، به طور مشخص معناى اين نقصان چيست؟ چگونه زن ناقص العقل است، در حالى كه شهادت او پذيرفته شده و داراى اهليت مالى است؟ در صورتى كه ناقص العقل باشد، چرا از تصرف در امور مالى مربوط به خود، محجور نباشد يا حداقل بدون اجازه شوهر يا ولى به او اجازه تصرف در امور مالى داده نشود؟ آيا اين نقصان داراى اين اثر است كه زن از حقوق و مسئوليتهاى سياسى در زندگى اجتماعى محروم شناخته شود؟
پاسخ:
اين حديث معتبر نمىباشد[1] و نسبت دادن آن به رسول اكرم (ص) صحيح نيست. علاوه بر آن، اين حديث قابل تأييد و تصديق نيز نمىباشد؛ زيرا برخلاف محسوس و واقعيتهاى عينى است. چون ملموس و عيان است كه عقل زن در همهى عرصههاى علمى كه زن حضور و موجوديت دارد، از عقلى مرد كمتر نيست. از سوى ديگر، از آيات و روايات استفاده مىشود كه بين مرد و زن در اين مورد فرقى وجود ندارد. شايد اين حديت- بر فرضى اعتبار و صحت آن- ناظر بر اين باشد كه طبيعت نوعى زن، بيشتر از طبيعت مرد، حساس و داراى احساسات، محبت، رقت قلب و متمايل به آرايش، آراستگى و زيبايى است. از همين رو، گاهى اين احساسات بر عقلانيت و تفكر او در زندگى عمومى غلبه مىيابد و اين بدان معنى نيست كه هر زنى چنين باشد؛ زيرا چه بسا زنى وجود دارد كه در اراده و قوت قلب، با صلابتتر و استوارتر از مرد مىباشد. از همين رو، به عنوان «زن آهنين» ياد مىگردد.
[1] . در مورد اين حديث و حديثى كه در سوال چهاردهم مطرح شده رجوع كنيد به:
1- منتظرى، آيت الله حسين على، دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية، ج 1، قم، چاپ اول، شرايط والى يا زمامدار اسلامى،
2- شمس الدين، شيخ محمد مهدى، زن در سياست و اجتماع، ترجمهى سرور دانش، چاپ اول، كابل، 1385.
مرحوم شمس الدين در اين كتاب دلايل مخالفان زمامدارى زن را از قرآن كريم، سنت، اجماع و وجوه استحسانى ديگر، به تفصيل مورد بحث و بررسى قرارداده است. در بخش روايات، ده دسته از روايات از جمله رواياتى را كه در متن ذكر شده، از نگاه سند و دلالت مورد نقد قرارداده است. ديدگاههاى ايشان در اين مباحث كاملًا با ديدگاههاى آيت الله فياض، مشابه و نزديك است.( مترجم)