س 1: کسی که خانه و لوازم ضروری خانه داشته باشد چه مبلغ پول داشته باشد تا مستطیع به شمار آید؟
ج: علاوه بر ضروریات خانه آن مبلغ پول داشته باشد که مخارج رفت و برگشت، مصارف اهل و عیال و اداره زندگی‌اش را بعد از بازگشت به طور معمول ادامه بدهد و آبرویش نریزد.

 

س 2: کسی که عمره تمتع را انجام داده و در مکّه فوت می‌کند آیا برای انجام حج تمتّع نایب لازم دارد یا انجام عمره از حجة الاسلام کفایت می‌کند؟
ج: نائب لازم نیست، کفایت می‌کند.

 

س 3: کسی که بعد از انجام عمره تمتّع تصادف می‌کند و در بیمارستان بستری می‌شود آیا این شخص برای اعمال حج تمتّع نایب لازم دارد، اگر لازم دارد، آیا کسی که خودش حج واجب انجام می‌دهد می‌تواند نایب او شود؟
ج: شخص مورد نظر حکم محصور از حج را دارد، اگر از سال های قبل مستطیع بوده و اقدام نکرده است ویا استطاعت تا سال آینده باقی می‌ماند در هر دو صورت واجب است که در سال آینده حج انجام دهد در صورتی که امسال امکان نداشته باشد، اگر امکان دارد مُحرم شود به مقدار واجب درک وقوفین کند و سایر اعمال را خودش انجام دهد و اگر نمی‌تواند نایب بگیرد.

 

س 4: اگر کسی از مدینه احرام ببندد بامید این که در مسجد شجرة نیت کند. در مسجد شجرة متوجه نمی‌شود، در مکّه نیت می‌کند، حج او صحیح است؟
ج: حج صحیح نیست، اگر پیش از انجام اعمال بر گردد و از یکی از میقات‌ها محرم شود کفایت می‌کند همچنین است بعد از انجام اعمال در صورت بقای وقت.

 

س 5: آیا کسی می‌تواند بعد از انجام عمره تمتّع و قبل از انجام حج تمتّع عمره مفرده را انجام بدهد؟
ج: نمی‌تواند.

 

س 6: آیا بعد از انجام عمره تمتع و قبل از حج تمتع می‌تواند به عرفات، منا، مشعر، غار حرا، و غار ثور برود؟
ج: بدون ضرورت خارج شدن از محدوده ای که عرفاً مکّه صدق می‌کند جایز نیست.

 

س 7: کسی که بعد از طواف وسعی بین صفا و مروه از اعمال عمره تمتع تقصیر کرده و می‌آید در اتاق سرش را می‌تراشد آیا کفاره دارد؟
ج: اگر عمره تمتع را در ماه شوال انجام داده است تا پایان ماه شوال تراشیدن سر جایز است اما بعد از آن اگر عالماً و عامداً بتراشد بنابر احتیاط واجب یک گوسفند کفاره بدهد.

 

س 8: آیا بعد از عمره تمتع حاجی می‌تواند با همسرش نزدیکی کند؟
ج: بعد از تقصیر اشکال ندارد.

 

س 9: در این سال ها، قربانگاه حاجیان از منابه پشت جبل النور انتقال یافته است و علاوه بر این، گوسفندان و بز هایی را که در برابر چهار صد ریال عربستان می‌دهند جامع و واجد شرایط قربانی نیستند آیا حاجی می‌تواند با تلفن به خانواده‌اش خبر دهد که به نیابت از او در وطن خودش، قربانی کنند؟
ج: اشکالی ندارد در صورتیکه آن روز عید قربان باشد.

 

س 10: کسی که روزگاری مستطیع بوده است اما به حج نرفته است اما اکنون هزینه آن را ندارد مگر که زمین خود را تریاک بکارد تا بتواند به حج رود وظیفه‌اش چیست؟
ج: نخست پول قرض کند به مکّه برود برای پرداخت بدهکاری خود میتواند کشت تریاک کند در صورتیکه از طریق دیگر امکان نداشته باشد.

 

س 11: کسی که از پول تریاک به حج می‌رود آیا حج او صحیح است؟ آیا خمس بر او واجب است؟
ج: حج صحیح است و در سر سال خمس بر او واجب می‌شود.

 

س 12: روحانیی که از سهمین تعدادی از حاجیان حج کرده است در صورتی که از سادات و غیر سادات باشد حجّش صحیح است؟
ج: البته اگر مرجع تقلید اجازه بدهد صحیح است.

 

س 13: فقیری که پولی به دست می‌آورد و به حج می‌رود آیا بر این شخص خمس واجب است؟
ج: اگر پیش از رسیدن سر سال به مکّه برود، خمس واجب نیست.

 

س 14: کسی که چند فرزند دارد، سرمایه و اموال‌شان مشترک است اما اختیار تمام سرمایه با خودش (پدر) است. آیا سرمایه مال پدر به حساب می‌آید که مستطیع می‌شود یا مال فرزندان و پدر که در این صورت هیچ کدام مستطیع به شمار نمی‌آیند؟
ج: اگر فرزندان اموال خود را به پدر هبه کرده باشند یا اجازه حج را به پدر داده باشند پدر خانواده مستطیع است و حج بر او واجب است، اما اگر هبه نکرده‌اند باید اموال هر کدام به اندازه استطاعت برسد تا حج بر آن‌ها واجب شود.

 

س 15: در فرض سؤال (15) اگر پدر واجب الحج شد می‌تواند یکی از فرزندان خود را به نیابت از خود به حج بفرستد؟
ج: اگر پدر می‌تواند به حج برود، حج بر خودش واجب است و اگر توانایی ندارد و در آینده نیز توانایی پیدا نمی‌تواند، نایب بگیرد.

 

س 16: اگر حاجی به خاطر شلوغ حاجیان، تقیه یا عذر دیگری نتواند در محل قربانگاه قربانی کند وظیفه‌اش چیست؟
ج: اگر ذبح حیوان در قربانگاه امکان نداشته باشد، کسی را در وطن یا در مکّه یا در یکی دیگر از شهر‌های عربستان وکیل بگیرد که از طرف او در روز عید قربانی کند.

 

س 17: کسی که در حج بعد از انجام عمره دستگیر می‌شود و نمی‌تواند حج تمتع و طواف نساء را انجام بدهد وظیفه‌اش چیست؟
ج: کسی که دستگیر شده وظیفه‌اش قربانی و تراشیدن سر است و پس از آن از احرام خارج می‌شود. اگر در همان سالی که به حج رفته بود، مستطیع شده بود دیگر حج بر او واجب نیست اما اگر استطاعت از سال‌های قبل بوده، حج بر ذمه‌اش باقی است.

 

س 18: شخصی در حیات خود مستطیع بوده یک مقدار زمین و اموال خود را برای یکی از پسرانش هبه میکند تا در عوض از طرف پدر حج انجام بدهد ولی تا کنون حج انجام نشده با اینکه میتوانست همان سال اول حج را انجام دهد حالا حکم مسئله چه است؟
ج: پسران دیگرش حق دارند هبه را فسخ کنند و بحاکم شرع مراجعه کنند تا حاکم زمین و اموال را به کسی بدهد تا حج نیابتی را برای میت انجام دهد.

 

س 19: شخصی که خودش مستطیع است آیا می‌تواند از طرف میتی حج نیابتی انجام دهد؟
ج: نه خیر شخص مستطیع نمی‌تواند نائب حج برای کسی دیگر بشود.

 

س 20: از شخصی دو پسر و دو دختر باقی مانده از تاریخ فوت پدر پنجاه، شصت سال می‌گذرد یک دختر را برادران راضی به هبه زمینش میکنند دیگری را راضی نمی‌کنند این دختر از ارث پدر اگر بفهمد که مستطیع شده یا نه مال موروثی پدر از تاریخ فوت پدر باید قیمت شود یا ارزش فعلی آن اموال؟ آیا خواهری را که راضی کرده حج بر ذمه آن خواهر هم در صورت استطاعت از آن اموال استقرار پیدا کرده یا نه؟
ج: از تاریخی حساب میشود که دختران از اموال موروثی بی نیاز شده باشد مثلاً اگر در هنگام فوت پدر این دختر شوهر داشته از همان زمان از میراث پدر بی نیاز بوده حج بر ذمه‌اش واجب شده است اگر دختران با میراث باقی مانده از پدر استطاعت مالی پیدا کرده و سایر شرایط حج در آنها وجود داشته و بعد از برگشتن از حج در مشقت زندگی قرار نگیرند حج در ذمّه آنها استقرار پیدا کرده است.

 

س 21: مقداری زمین شخصی به عنوان میراث به دخترش رسیده و تا آخر عمر این زمین در اختیار شوهرش بوده و در آخر عمر زمین را به پسرش تملیک میکند آیا حج بر ذمّه این زن واجب شده یا نه؟
ج: اگر مصرف حج را کفایت حج بر ذمه زن واجب شده است.

 

س 22: کسی وکیل می‌شود تا از طرف شخصی حج انجام بدهد آن شخص از افغانستان تا ایران میاید ولی به علت ناتوانی پیری رفتن به حج برای او مقدور نمیشود اکنون میخواهد پسر خود را به حج بفرستد جائز است یا نه؟
ج: اگر حج برای میت باشد باید وصی یا ورثه میت راضی برفتن پسر این شخص به حج باشد و اگر حج برای آدم عاجز باشد خود مستطیع اگر راضی باشد اشکال ندارد.

 

س 23: همین شخصی که نائب شده برای انجام حج احتمال دارد خودش هم مستطیع باشد اگر از مکه برای آن شخص که نائب او شده میتواند کسی دیگر را نائب بگیرد تا حج میقاتی انجام دهد و خودش برای خود حج انجام بدهد یا نه؟
ج: اگر میت منظورش حج بلدی بوده باید حج بلدی برایش انجام شود و اگر تصریح به حج بلدی نکرده و قرینه هم وجود ندارد که منظورش حج بلدی بوده است و هم چنین نظر میت انجام حج توسط خود این شخص نبوده میتواند خودش برای خود حج کند و کسی دیگر را نائب حج میقاتی بگیرد تا برای میت حج انجام دهد.

 

س 24: اگر این شخص در استطاعت خود شک و تردید داشته باشد که مستطیع هست یا نه؟ وظیفه‌اش چیست؟
ج: وظیفه‌اش این است که باید دارائی خود را بسنجد تا معلوم شودکه مستطیع هست یا نه.

 

س 25: زنی مهریه‌اش که به اندازه استطاعت معین کرده، و شوهرش هم قبول نموده ولی بعداً یا شوهر تمرّد کرد مهریه را نداده یا اینکه قدرت بر پرداخت نداشت آیا در این صورت حج به عهده این خانم استقرار دارد یا خیر؟
ج: در فرض سؤال زن مستطیعه نمی‌باشد، و حج در ذمّه او استقرار پیدا نمی‌کند.

 

س 26: اگر خانمی مستطیعة شود در این عصر قاعدتاً بدون شوهر یا محرم دیگری می‌تواند به حج برود؟ آیا لازم است پول دونفر را پیدا کند یا فقط پول یک نفر، که همان زن باشد برای استطاعت این زن کافی است.
ج: اگر زن به تنهایی می‌تواند حج انجام دهد مصارف یک نفر را داشته باشد کافی است برای استطاعت.

 

س 27: مقدار مهریه ای خانمی به اندازه استطاعت برای حج معین شده، آیا به محض که به عهده شوهر واجب شد که مهریه را بدهد استطاعت برای صاحب مهریه پیدا می‌شود یا اینکه تا این مبلغ به دست زن قرار نگرفته استطاعت حاصل نمی‌شود؟
ج: مادامیکه شوهر مهریه را پرداخت نکند زن مستطیعة نمی‌شود.

 

س 28: مهریه ای خانمی به اندازه استطاعت است، اگر این مبلغ را به شوهرش هبه کرد حج به عهده او استقرار پیدا می‌کند؟
ج: در فرض سؤال حج بر زن واجب است و اگر برای شوهر هبه کند حج در ذمّه زن باقی می‌ماند.

 

س29: من کان نائباً عن غیره و مات بعد الاحرام و دخول الحرم و ترک میراثاً هل یجب علی وارثه ان یردّ من ترکته ما بقی من الاجرة؟
ج: فی مفروض السُّؤال حجّه صحیحٌ و یستحقّ تمام اجرت المسمّی و یفرغ ذمّة المنوب عنه.

 

س 30: اگر به مکّه با پول حرام بروم سفر و زیارت مکّه معظّمه من چه حکمی دارد؟
ج: اگر احرامی وقربانی ولباس نماز طواف از پول حرام نباشد حج صحیح است اگر چه تصرفاتش حرام است.

 

س 31: شخصی در منا قبل از ذبح قربانی حلق کرده بعداً متوجه شده است که موالات شرط است وظیفه ایشان چیست؟
ج: حجّش صحیح است اعاده آن بعد از قربانی واجب نیست.

 

س 32: فرد در منا برای قربانی نائب گرفته است بعد از اطمینان که قربانی انجام شده حلق کرده، بعداً کشف خلاف شده که قربانی نکرده حلق قبل از قربانی صورت گرفته وظیفه و تکلیف او چیست؟
ج: اشکال ندارد.

 

س 33: فرد عمره تمتع انجام داده، بعد از سعی تقصیر نکرده فوراً احرام حجّ تمتع بسته و اعمال حج را انجام داده، حج این شخص چگونه است؟
ج: اگر نسیاناً بوده عمره‌اش صحیح است و احوط این است که یک گوسفند کفاره بدهد.

 

س 34: وقوف در منا از اول شب تا نصف شب و یا از نصف شب تاطلوع خورشید واجب است؟
ج: از نصف شب تا طلوع فجر کافیست. و هم چنین از اوّل شب تا نصف شب هم کافی است.

 

س 35: شخصی برای اعمال حجّ رفته به جهت طولانی شدن اعمال و یا شلوغی ماشین ساعت دو بعد از نصف شب منا آمده وظیفه چیست؟
ج: اگر تاخیر عمدی نبوده چنانچه در سؤال آمده اشکال ندارد.

 

س 36: خانمی در ایّام حج از قرص استفاده کرده بعد از ایّام عادت یا در ایّام عادت لکّه های خون می‌بیند آیا می‌تواند طواف حج و یا عمره را انجام بدهد یاخیر؟
ج: اگر تا سه روز مستمر بوده نمی‌تواند طواف کند.

 

س 37: فرد جاهل به مسأله بعد از احرام از مسجد جحفه اعمال عمره تمتع را انجام نداده ولی اعمال حج تمتع را به طور کامل انجام داده است آیا حج باطل است یا خیر؟
ج: حج افراد محقق شده است ولی از حج تمتع کفایت نمی‌کند باید درسال بعد انجام دهد.

 

س 38: بعضی از مهاجرین مقیم عربستان سعودی بخاطر عدم مجوز دولتی، از میقات معین نمی‌تواند محرم شود بالباس عادی آمده از مسجد تنعیم احرام پوشیده عمره مفرده انجام داده بعداً اگر در مراسم حج تمتع شرکت بکند آیا حجش درست است یاخیر؟
ج: درصورتیکه از میقات یا محاذی آن احرام برایش ممکن نباشد، حکم به صحت عمره می‌شود ولی باید عمره تمتع را نیت کند و اعمال آنرا انجام دهد و در موسم حج، حج تمتع را انجام دهد.

 

س 39: در قربانگاه حاجی اصلاً ذابح عرب را نائب نگرفته است به مجردی که فیش قربانی را به ایشان داده فوراً سربریده بعد از سر بریدن حاجی دست روی گوش گوسفند گذشته نیت کرده در حالیکه وکالت تحقق پیدا نکرد است. آیا قربانی مجدد واجب است یاخیر؟
ج: قربانی بدون وکالت کافی نیست.

 

س 40: حاجی از میقات با ماشین سرباز آمده داخل مکه شده آیا از داخل شهر مکه می‌تواند با ماشین سربسته جهت اعمال عمره تمتع مسجد الحرام مشرف شود یانه؟
ج: بعد از رسیدن بمکّه برای رفتن به مسجد الحرام می‌تواند با ماشین مسقّف برود.

 

س 41: شخصی بعد از طواف عمره تمتع، نماز طواف را فراموش کرده بعد از اعمال حجّ متوجه شده وظیفه چیست؟
ج: باید بر گردد در مسجد الحرام خلف مقام ابراهیم نماز طواف را بخواند.

 

س 42: در مسجد الحرام و مسجد النبی ٶ برای مسافر در بخش های که بعداً توسعه داده و صحن های اطراف مسجدین چگونه است آیا مخیر است بین قصر و تمام و یا وظیفه قصر است؟
ج: وظیفه قصر است.

 

س 43: بعد از اعمال حج واجب از طرف خودش باشد و یا نایب باشد آیا میتواند در طول 15 روز چندین عمره مفرده به جا آورد یا خیر؟
ج: در ذیحجه که یک عمره مفرده انجام داد نمی‌تواند دیگری را انجام دهد مگر در ماه محرّم. ولی به نیابت شخص دیگر می‌تواند انجام دهد اگر چه در ذیحجه باشد ولی برای یک شخص دو عمره در یکماه نمی‌شود.

 

س 44: اگر طواف بین خانه و مقام حضرت ابراهیم مشکل باشد، آیا طواف از پشت مقام جواز دارد؟
ج: جایز است.

 

س 45: روز عید قربان رمی جمرة عقبه بسیار مشکل است بعضی‌ها احساس خطر می‌کنند آیا می‌تواند از طبقه دوم رمی جمرة عقبه نماید یاخیر؟
ج: جوانها انجام داده می‌توانند ولی زنها وسالخورده‌ها نائب بگیرند.

 

س 46: اگر سهواً در حال احرام سر را بپوشاند آیا کفاره دارد یاخیر؟
ج: کفاره ندارد.

 

س 47: سوال کسی که مستطیع باشد بطرف حج رفت ولی در بین راه فوت کرده حج این چه حکم دارد؟
ج: اگر بعد از احرام و دخول در محدوده حرم فوت کند حج از ذمه او ساقط می‌شود.

 

س 48: سوال کسی مستطیع است ولی بطرف مکه رفت ولی در بین راه فوت شد وارث ندارد، حکم این مسئله چیست؟
ج: اگر از طبقه اول و دوم و سوم ورثه نداشته باشد ما ترکش مربوط به حاکم شرع است.

 

س 49: شخصی یک و نیم خورد [زمین] املاک پدری داشت و یکنیم خورد ملک زرخرید مجموع می‌شود سه خورد زمین و پنج خورد ملک نائبی حج داشت که شخصی فوق الذکر خودش نائب بوده جهت عذری شرعی موفق به انجام آن نشده برای پسرانش وصیت کرده که حج را انجام دهند پسرانش بعداً انجام داده و تمام ملک و زمین های فرد یاد شده را پسرانش بین خود‌ها تقسیم کردند.
وهمان سه خورد ملک پدری حصه سه پسر شده با کمی از ملک نیابتی حج و زمین نیابتی حج حصه دو پسری دیگر آن شده. که بعد از مدت چهل وپنج سال ورثه شخص منوب عنه دعوا راه انداخته و پنج خورد زمین را پس گرفته که حصه دو برادر چیزی باقی نمانده است به جز کمی از علف کاره. حالا سؤال این است که سه خورد زمین باقی مانده در پیش سه برادر تنها حق آن سه برادر است یا اینکه دو برادر دیگر هم به آن حق دارند؟
ج: در فرض سؤال از قضیه «شخصیه» شما اطلاع ندارم ولی به طور کلّی اگر آن زمین عوض حج نیابت که نوشته اید اگر فی الواقع و شرعاَ مال پدر شما بوده است ورثه منوب عنه حق پس گرفتن آن را ندارند وزمین مال پدر شما است و تقسیم هرکدام از برادران شما که بوده است همان تقسیم صحیح است و خود آن شخص باید زمین خود را از ورثه منوب عنه پس بگیرد و خوب است که بقیه برادران هم آن شخص را در پس گرفتن آن زمین غصب شده کمک نمایند و اگر آن زمین شرعاً مال پدر شما نبوده است باید زمین های پدری را که برای ورثه پدر تان به ارث رسیده است مجدّداً بین ورثه پدر تقسیم کنند.

 

س 50: شخصی 17 سال قبل واجب الحج بود امّا موفّق به رفتن مکّه نشد و در زمان حیات پدر فوت کرد زمین خریداری که در کابل داشت برای پدرش به ارث رسید وقتی که پدر متوفّیٰ می‌خواست ما یملک خود را بین ورثه تقسیم کند یک در بند دوکان را به جای حج متوفّی گذاشت و برای پسر دوّم خودش وصیّت نمود که به نیابت او به حج برود اگر هم نرفت در دوکان حق نداشته باشد این دوکان با جمع از دوکان داران دیگر وصاحب سرای دعوا شد و دعوا به نفع صاحب سرای تمام شد این دوکان را همرای دوکان های دیگر مردمان که در سرای بود خراب کرد. صاحب دوکان که می‌بایست حج برود بعد از تلف شدن دوکان دیگر قدرت به حج رفتن را پیدا نکرد ولی فرزندش به اجازه پدر به نام عموی خودش (شخصی متوفّی) برای حج نیابتی ثبت نام کرد که تبرّعاً به حج برود امّا وقتی نامش برای حج بیرون شد مبلغ شصت هزار افغانی داشت. و مبلغ چهل هزار افغانی دو عمره مفرده نیابتی گرفت مبلغ شانزده هزار افغانی دیگر قرض نمود و در ماه شوال هم صاحب پولی که قرض گرفته بود قرضش را بخشید در نتیجه از این طریق او خود استطاعت پیدا کرد از جانب دیگر از دواج نکرده و خانه شخصی هم ندارد در خانه پدری است و مشکلی از نظر اسکان در عسر وحرج قرار ندارد، آیا شرعاً این فرد مستطیع است یا نیست؟ به جای عمویش (که به قصد نیابت او اسم نویسی کرده بود) به عنوان نیابت می‌تواند برود؟ یا به جای خودش برود؟
ج: میزان استطاعت حج این است که اگر به مقدار رفت و برگشت مکه معظمه پول دارد که بعد از برگشتن از حج دچار مشقت و سختی اقتصادی نشود در این فرض حج برخود شخص واجب است و نمی‌تواند به جای عموی خود حج انجام دهد باید خودش حج انجام دهد و برای عموی خود نایب حج میقاتی بگیرد کافی است لازم نیست برای عموی خود حج بلدی انجام دهد.

 

س 51: آیا حاجی بعد از اتمام عمره و قبل از حج می‌تواند از حرم و مکه خارج شود؟ و اگر خارج شد چه حکم دارد؟
ج: اگر مطمئن باشد که وقت احرام حج بر می‌گردد اشکال ندارد.

 

س 52: آیا عرفات و غار حراء خارج از مکه است یانه؟ آیا بعد از عمره تمتع و قبل ازحج رفتن در آنجا جائز است؟
ج: رفتن به آنجا اشکال ندارد.

 

س 53: شخصی نماز طواف را پشت حجر خوانده به خیال اینکه او مقام است درخارج از وقت عمره متوجه شده وظیفه او چیست؟
ج: وظیفه‌اش خواندن نماز طواف خلف مقام ابراهیم است.

 

س 54: شخصی اعمال عمره را انجام داد ولی تقصیر نکرده بعد از آن احرامی خود را در آورده لباس عادی پوشیده، کسی به او فهمانده که باید تقصیر کند اعمال طواف و عمره او چه حکم دارد کفاره دارد یانه؟
ج: باید تقصیر کند و کفّاره لبس مخیط [پوشیدن لباس دوخته شده] را بدهد.

 

س 55: شخصی بعد از تقصیر یا در عوض تقصیر حلق نموده و این حلق در ماه ذی القعده روز 25 ماه بوده کفّاره دارد یا نه؟ و عمره‌اش درست است یانه؟
ج: در عمره تمتع حلق حرام است ولی عمره‌اش صحیح است وکفّاره ندارد.

 

س 56: شخصی از جدّه محرم شده و وارد مکه شده چه وظیفه دارد؟
ج: باید به جحفه بر گردد و از آنجا محرم شود و اگر ممکن نباشد از ادنی الحلّ یعنی از مسجد تنعیم محرم شود.

 

س 57: شخصی در حال طواف واجب حجر الاسود را لمس کرده و صورتش به طرف کعبه شده چه حکم دارد؟
ج: اگر درآنحال ایستاده بوده اشکال ندارد و اگر رو به رو طرف کعبه مشی کرده [راه رفته] آن مشی باطل است باید از سر گیرد یعنی همان مقدار مشی را اعاده کند.

 

س 58: شخصی بعد از اعمال عمره و تقصیر سری خود را حلق کرده کفّاره دارد؟
ج: کفّاره ندارد ولی بنا بر احتیاط واجب نباید حلق کند.

 

س 59: شخصی شب دهم وارد مشعر الحرام شده ولی تا آمدن آفتاب نمانده شاید قبل از آذان صبح و یا بعد از آن خارج شده به طرف مکه رفته وظیفه او چیست؟
ج: اگر جهلاً اینکارراکرده حج اوصحیح است و یک گوسفند کفّاره بدهد.

 

س 60: شخصی از عرفات مستقیم به طرف مکه رفته به مشعر اصلاً نیامده و یا اگر آمده هم نمی‌فهمیده که در مشعر چه وظیفه دارد؟
ج: اگر جهلاً وقوف نکرده حجّش صحیح است و یک گوسفند کفّاره بدهد.

 

س 61: شخصی شب یازدهم عوضی اینکه در منا باشد در قربانگاه که خارج از منا است مانده چه وظیفه دارد؟
ج: یک گوسفند جهت کفّاره ذبح کند.

 

س 62: کفّاره ای که بر عهده حاجی واجب می‌شود چه از ارتکاب اعمال موجب کفّاره در احرام حج و یا عمره در کجا ذبح شود آیا در وطن و یا در مکه مکرمه کفایت می‌کند؟
ج: اگر محرم به احرام عمره مرتکب کفّاره شود کفاره آن را در مکّه معظمه نحر یاذبح نماید واگر محرم به احرام حج مرتکب کفّاره شود ذبح یانحر را در منی انجام دهد و اگر در منی و مکه امکان نداشته باشد بعد از مراجعه در وطن ذبح کند.

 

س 63: ذبح کفّاره در منی امکان ندارد و شیعه هم به دسترس نیست آیا در خود مکه ذبح کند یا در وطن هم کفایت می‌کند؟
ج: در وطن کافیست.

 

س 64: شخصی از عرفات یا مشعر به طرف مکه رفته و به گفته ای خودش اعمال حج را انجام داده بعد در مکه یا قربانگاه قربانی کرده البته بعد از رمی جمره حجّش چه حکم دارد؟
ج: قضای رمی جمرات را انجام دهد حجش صحیح است.

 

س 65: پدری به فرزندش یک حج وصیت نموده و فرزند بعد از سال‌ها قدرت پیدا کرده که حج پدر را انجام دهد حال بفرمایید پول این حج اگر از پول وسط سال خمسی باشد خمس دارد یا خیر؟
ج: در این فرض خمس آن پول واجب نیست.

 

س 66: اگر شوهر بالفعل قدرت پرداخت مهریه را نداشته باشد و زن مهریه خود را ببخشد برای بریئ الذمه شدن زن از حج کافی است؟ یا اگر بالقوه و در مرور زمان بتواند بدهد لازم است وقتی بدهد و در فرصت پرداخت کند و زن همان موقع حج برود. البته من فتوای بعضی مراجع را دیدم فرموده بودند: فرصت داده شود حالا شما نظر مبارکتان را بیان نمایید.
ج: اگر شوهر قدرت پرداخت را و لو بالقوة داشته باشد و آن مهریه کفایت مصارف حج را بکند زوجه نمی‌تواند مهریه‌ی خود را ببخشد و باید منتظر بماند هر وقت مهریه را گرفت باید حج انجام دهد.

 

س 67: در رابطه با تعیین مهریه زن‌ها، و وجوب پرداخت مهر آیا بعد از خواندن عقد نکاح است؟ یا هنگام قدرت پیدا کردن شوهر به پرداخت مهریه؟
ج: وجوب پرداخت در صورت قدرت شوهر است بر پرداخت مهریه.

 

س 68: اگر مهر معیّن به اندازه پول استطاعت باشد برای زن و پس از خواندن عقد نکاح دائمی و زفاف زن مهریه‌ی خود را به شوهرش ببخشد حج به عهده‌اش نمی‌ماند؟
ج: اگر مرد قدرت بر پرداخت داشته و به آسانی حاضر به پرداخت مهریه باشد حج بر زن مستقر می‌شود و لو مهریه را ببخشد.

 

س 69: فرض اینکه مهریه به حد استطاعت باشد، شوهرش بگوید من نمی‌توانم پرداخت کنم یا قدرت بر پرداخت آن ندارم، اگر واقعیت نداشته باشد؛ شما فرمودید حج در عهده زن نمی‌ماند ولی اگر مرد حیله کند یا زور بگوید و زن را وادار به هبه کردن نماید باز نسبت به استطاعت زن مشکل دیگر نمیاید یعنی درهر حال می‌تواند زن مهریۀ خود را به شوهرش ببخشد یا جوری دیگراست؟
ج: جواب این سؤال همان جواب قبلی است. اگر قدرت به گرفتن مهریه دارد آنرا بگیرد و به حج برود.