س :936- شخصى به منظور فرار از ربا و استفادة مشروع از پول، مقدارى پارچه از پارچه فروش می خرد، و بعد همان پارچه یا پارچه اى دیگرى را به همان پارچه فروش می فروشد، اما با قیمت گران تر.آیا چنین معامله اى جایز است؟ و در صورت جواز آیا در همه این پارچه ها قبض و اقباض لازم است یا اینکه اگر در بخشى از آن قبض و اقباض صورت بگیردکافى است؟
ج : اگر معاملة مذکور بر اساس شرط و قرار قبلى صورت گیرد جایز نیست، و اگر بدون شرط و قرار قبلى،کالا را از دکانى بخرد و دوباره آن را به فروشنده یا کس دیگرى به قیمت بیشتر بفروشد اشکالى ندارد، ولى اگر مبیع از مکیل وموزون باشد، فروش آن پیش از قبض، به پول بیشتر از سرمایه جائز نیست, باید به رأس المال بفروشد.

س : 937 – شخصى زمین مشترکى را بدون رضایت شریکش فروخته است، و شخص دوم نیز به دیگرى و او نیز به دیگرى فروخته است، آخرین مشترى سالهاست که از زمین استفاده می کند.این معاملات چه حکمی دارد؟
ج : اگر شریک اجازه نداده باشد همه آن معاملات باطل است نسبت به سهم شریک، واگر در برابر دید شریک فروخته است، و او هم از این معامله منع نکرده باشد، و فروش مورد رضایتش بوده باشد، همه معاملات انجام شده صحیح است.

س : 938 – شخصى خودش در ایران زندگى می کند، و منزلى درکابل دارد، و در ایران آن را به شخص دیگرى به مبلغ 3 میلیون پول افغانى می فروشد،بعد از 2 ماه از قیمت واقعى منزل آگاه می شود که 8 میلیون افغانى ارزش دارد، آیا بایع در معاملة مذکور مغبون شده است و در صورت مغبون شدن و جواز فسخ، آیا مشترى حق مطالبة سود را در طى این چند ماه از بابت 3 میلیون پولش که نزد بایع بوده است دارد؟
ج : بایع مغبون است و حق نسخ دارد، اما مشترى حق مطالبة سود را ندارد.

س : 939 – کسى از روى جهل و نا آگاهى در معامله اى ربوى مبلغى را زیادى می گیرد، حالا که بنا است زیادى را به صاحبش برگرداند، بدون اینکه پرداخت کننده زیادى را از گیرنده دریافت کند آیا ذمه اى طرفین برى می شود یا حتما زیادى را برگرداند؟
ج : در صورتیکه به ناحق مال شخص را گرفته باشد بدون پرداخت، ذمه اش برى نمی شود، مگر اینکه ذیادى را هبه و ابرا کند.

س : 940- شخصى صد هزار تومان را به چهارصد هزار افغانى به شخص دیگرى می فروشد، و شخص اول دوباره چک چهارصد هزار افغانى را به صد هزار تومان و یاکمتر می خرد (این فرد اول چک صد هزار تومانى یا نود هزار تومانى را مالک است و در اختیار دارد) و شخص دوم همان چک صد هزار تومانى و یا کمتر را به پانصد و یا ششصد هزار افغانى می خرد، این نوع خرید و فروش چه حکمی دارد؟
ج : فروختن ده هزارتومان نقد مثلا به چهارصد هزارافغانى تا یک سال صحیح است، و فروختن چک چهارصد هزار افغانى به سیصد هزار افغانى نقد و یا به پنجاه هزارتومان نقد نیز صحیح است، اما به قرض صحیح نیست، یعنى اگر ثمن و مثمن هیچکدام نقد نباشد باطل است، و چک مدت دارحکم پول نقد را ندارد.

س : 941- در زمان آزادى خرید و فروش دلار در جمهورى اسلامی ایران، یکى از مهاجرین ده هزار دلار را به شخصى به صورت نسیه می فروشدکه مشترى بعد از یک سال قیمت دلار را باید پرداخت نماید اما مشترى در موعد مقرر قیمت را نمی پردازد و 6 ماه از موعد مقرر می گذرد، و ارزش دلار نیز در ایران بالا می رود، حال با توجه به اینکه هنگام معامله، خرید و فروش دلار آزاد بوده است، و الان آزاد نیست آیا بایع قیمت زمان خرید را از مشترى بگیرد، یا قیمت فعلى دلار یا خود دلار را؟
ج : اگر معامله با رضایت طرفین فسخ شده باشد، غیر از دلار حق ندارد چیز دیگرى را بگیرد، و اگر فسخ نکنند همان قیمت از قبل تعیین شده را استحقاق دارد، ولى مشترى از جهت تأخیر در پرداخت و تنزل قیمت تومان، موجب ضرر بایع شده است، و به عنوان مصالحه رضایت بایع را باید به دست آ ورد.

س : 942- مردم برخى از مناطق در نتیجة ستم حکومت وقت، زمین هاى خود را رها کرده و رفته اند، و بعد از چند قرن از سرنوشت صاحبان زمین ها هیچ خبرى نیست، فروختن این زمین ها صحیح است؟
ج : فروختن چنین زمین ها منوط به اذن حاکم شرع می باشد.

س : 943- شخصى منزل یا تلفن ومغازة کسى را به عنوان رهن و بیع الشرط به مبلغ 200 هزارتومان مثلا می گیرد، دوباره صاحب اولى منزل یاتلفن و یا مغازه، آن را از این مشترى اجاره می گیرد، مثلا ماهى10 هزار تومان به عنوان اجاره به مشترى که صاحب پول است پرداخت می کند شرعا گرفتن این 10 هزار تومان چه حکمی دارد؟
ج : رهن با بیع شرط فرق دارد، در صورتیکه رهن باشد اجاره دادن صحیح نیست و پولى راکه به نام اجاره می گیرد ربا و حرام است، مگر اینکه راهن اجازه اجاره بدهد، ولى اگر بیع شرط به گونه اى صحیح انجام شود اجاره دادن آن صحیح و پول آن حلال است.

س : 944 – خرید و فروش پول افغانى به تومان به صورت نقدى 8 برابر، و به صورت نسیه به 18 برابر به مدت یک سال چه حکم دارد؟
ج : فروختن تومان به پول افغانى به هر قیمت جایز است،بشرط اینکه تردید در انشاء نباشد ونگویداگر نقد دادى هشت برابر واگر نسیه دادى هجده برابر بلکه نقد یا نسیه را معین نموده انشاءکند.

س : 945- بنده زمین موروثى خود را به صورت بیع شرط فروخته ام که هر وقت به سرزمین خود برگشتم پول مشترى را پرداخت نموده و زمین خود راتصاحب نمایم، این بیع درست است و حق فسخ دارم؟
ج : اگر مدت براى خیار تعیین نشده است و حدى از نظر زمانى ندارد، صحت آن محل اشکال است، و احوط این است که با مشترى مصالحه نماید.

س : 946- شخصى بخشى از زمین خود را می فروشد و بعد ازمدتى فوت می کند وبعد از چند سال وراث اختلاف پیدا می کنند، و تصمیم بر تقسیم مجدد زمین ها می گیرند.آیا حق تقسیم مقدار فروخته شده را دارند؟
ج : حق تقسیم آن مقدارى راکه پدر فروخته است ندارند.

س : 947- برادرى بدون اجازه خواهرانش، به اندازه یک چهارم از مجموع زمین هاى موروثى پدرى را می فروشد، و مشترى روى زمین کار می کند و در آن خانة مسکونى می سازد، اما بعداً فرزندان بایع که زنده است با هماهنگى عمه هاى خود ادعا می نمایند که زمین مشترک بوده است، و خواهان استرداد زمین می شوند.اولا: این زمین فروخته شده است یا نه؟ وثانیا: درصورت عدم فروش، مشترى در مقابل زحمات وکارهایی که روى زمین انجام داده است حقى دارد؟
ج : خواهران حق فسخ معامله را به اندازه سهم خود دارند، اما بایع و یا فرزندان او حق فسخ و پس گرفتن را ندارند و باید به گونه اى مصالحه نمایندکه حق هیچکدام ضایع نگردد.

س : 948- اینجانب 15 سال پیش زمینى را به شخصى به مبلغ2600 افغانى به عنوان رهن داده ام، مرتهن مدعى است که سالانه معادل چهل هزار افغانى از این زمین حاصل برداشت کرده است، حالا من می توانم مابه التفاوت را بگیرم، و طرف، حق مطالبة2600 افغانى را دارد؟
ج : اگر مقصد طرفین استفاده از زمین در برابر استفادة راهن از پول بوده است، معاملة مذکور ربوى و حرام است.اما اگر مرتهن2600 افغانى قرض الحسنه داده باشد و صاحب زمین تمام استفاده از زمین را براى مرتهن مباح کرده باشد، حاصلات زمین مال مرتهن می باشد، و مبلغ2600 افغانى را که قرض الحسنه داده است می تواند مطالبه نماید.

س : 949- بنده در افغانستان منزلم را به کسى رهن داده بودم، و خودم به ایران آمدم،مرتهن در غیاب من، منزل بنده را از پدرم خریده است.این معامله لازم است؟
ج : اگر پدرت در آن خانة شریک نبوده است بدون رضایت شما حق فروش آن را نداشته است، حالاکه فروخته است.بیع فضولى است، و صحت و لزوم معامله بستگى به رضایت شما دارد اگر رضایت ندارید حق دارید منزل را تصاحب نمایید.

س : 950 – شخصى زمین خود را می فروشد ومشترى چک بى محلى به عنوان بیعانه می دهد، بجز این چک که برگشت خورده است، بقیة ثمن را هم پرداخت نکرده است، ولى زمین را متصرف شده است آیا این معامله صحیح است؟
ج : اگر زمین به صورت نقد فروخته شده است و مشترى قیمت را نداده است، فروشنده می تواند معامله را بهم بزند و زمینش را متصرف شود.

س : 951 – برادرى قسمتى از زمین مشترک بین چهاربرادر را بدون رضایت 3 برادر دیگر می فروشد اکنون این 3 برادر حق آبه اى زمین فروخته شدة مشترى را نمی دهند.حکم چیست؟
ج : اگر آن سه برادر به فروش آن بخش از زمین مشترک راضى شده اند، حق آبه اى زمین را باید همه بدهند، و اگر معامله را امضاء نکرده اند.سهمیة آن سه نفرفروخته نشده است وآن راتصرف نمایند.

س : 952 – خانمی فوت کرده است، سه فرزند بالغ و یک فرزند صغیر دارد، مقدارى اموال و لوازم خانه از وى بجاى مانده است، این اموال نزد شخصى نگهداری می شده است، اکنون که 5ماه از فوت این خانم می گذرد آن شخص حاضر به نگهداری این اموال نیست، سه فرزندش اگر چه کبیرند اما به آن حد نرسیده اند که اموال در اختیار آنها قرارگیرد، فروش این اموال و نگهداری قیمت آنها در بانک براى بچه ها جایز است؟
ج : فرزندان کبار می توانند سهمیة خود را بفروشند، ولى سهمیه فرزند صغیر را بجز پدر یا جد پدرى و یا قیّم منصوب ازطرف حاکم شرع کس دیگرى حق فروش ندارد.

س : 953 – زنى فوت می کند و مقدارى زمین براى دو تا دخترش که یکى صغیره و یکى کبیره است به ارث می گذارد، پدر این دو دختر زمین را می فروشد، و اجبارا اثر انگشت این دو دختر را روى قولنامه می گیرد، دخترکبیره فوت می کند و از او یک پسر می ماند، و دختر صغیرهم زنده است، البته مشترى با علم به اینکه زمین حق این دو دختر است آن را خریده است، آیا وارث دخترکبیره و نیز دختر صغیره که زنده است حق فسخ را دارند؟

ج : حصة دخترکبیره که اجبارش کرده است فروخته نشده است، اما حصة دختر صغیره اگر معامله به مصلحت او انجام گرفته باشد، به ولایت پدر فروخته شده است، و اگر معامله براى صغیره داراى مفسده بوده است حصة صغیره نیز فروخته نشده است.

س : 954- شخصى زمینش را گرو می دهد (بیع الشرط ا و شرط می کند اگر تا یک سال پول گرو را داد زمین را به راهن بر می گردد، و اگر پرداخت نکرد زمین مال مرتهن خواهد بود، حال اگر بعد ازیک سال و درموعد مقررپول رهن را نداد زمین، ملک کسى می باشد؟
ج : در صورتى که قرارگذاشته باشد که اگر تا یک سال پول شما را ندادم زمین مال شما باشد و مرتهن نیز قبول کرده باشد و پول را نیز تا یک سال نداده باشد، زمین ملک مرتهن وگرودار می شود و راهن حق فسخ را ندارد.

س : 955 – دو نفر در ایران تومان ایرانى با پول افغانى معامله می کنند، خریدار تومان سند می دهد که بعد از مدت معین در افغانستان پول افغانى به طرف بدهد، به دلیل ورشکستکى تاجر چند سال از تاریخ پرداخت می گذرد، آیا طرف حق مطالبة تومان ایرانى را دارد، یا اینکه طبق معامله و سند داده شده حق دارد پول افغانى بگیرد؟
ج : چون تأخیر از طرف تاجر صورت گرفته است، و ارزش پول افغانى سقوط فاحشى کرده است، احوط این است که معامله را با توافق هم فسخ و اقاله نمایند، و همان تومان را به فروشنده بدهد تا خسارت وى قدرى جبران شود و یا مابه التفاوت ارزش پول افغانى را با جنس مصالحه کنند.

س : 956- شخصى50 هزارتومان را به صد هزار افغانى به صورت نسیه می فروشد و چک یک ساله می گیرد آیا این شخص می تواند بعد از یک سال همان چک صد هزار افغانى را به صدو سى هزار افغانى بفروشد؟
ج : فروش تومان به افغانى صحیح است، ولى فروش صد هزار تومان افغانى به صد و سى هزار چک افغانى صحیح نیست.

س : 957 – پدر بزرگ اینجانب زمینى را خریدارى کرده است و سندش هم به اسم خودش می باشد، اما قیمت زمین از پول مشترکى داده شده است که یک مقدارش مال خودش و یک مقدارش مال کس دیگرى بوده است، سندى در دست نیست که نشان دهد پول کسى دیگر به عنوان قرض در اختیارش بوده است و یا امانت و یا عنوان دیگرى و مبلغ آن پول نیز معلوم نیست، آیا وارث صاحب پول مذکور در زمین خریدارى شده سهم دارد؟
ج : اگر شرعا کیفیت خرید زمین ثابت شودکه آیا پدربزرگ شما زمین را تنها براى خود خریده است یا براى خود و صاحب پول به همان کیفیت عملى شود، و اگر کیفیت خرید معلوم نباشد، بنابراحتیاط، شما با وارث صاحب پول مصالحه کنید.

س : 958 – شخصى صد هزار تومان را به دیگرى به پول افغانى می فروشد،که بعد از یک سال یک میلیون و پانصد هزار افغانى بگیرد، بعد ازگذ شتن موعد مقرر، آیا فروشنده مستحق صد هزار تومان است و یایک و نیم میلیون افغانى؟
ج : مستحق یک میلیون و پانصد هزار افغانى می باشد.

س : 959 – فروش اوراق نقدى به جنس خودش با اضافه چه حکمی دارد، مانند فروش صد هزار اسکناس افغانى به صد و پنجاه هزار افغانى براى یک سال؟
ج : ربا وحرام است اما اگر به ضمیمه بفروشد حلال است و اگر صد هزار افغانى هزارى یا پنج هزارى را به صدو پنجاه هزار افغانى پول خرده بفروشد اشکال ندارد.

س : 960- شخصى یک سیر جورى (ذرت ) یا عدس را به دیگرى به عنوان قرض یا بیع می دهد و قرارمی گذاردکه چند ماه بعد یک سیرگندم به او بدهد، این قرض یا بیع چه حکمی دارد؟
ج : قرض یا بیع به گونة مذکور به دلیل رباء قرضى اشکال دارد، ولى اگر یک سیر جورى را قرض دهد به مدت شش ماه به یک سیر جورى وبعد ازپایان مدت، شخص مدیون با رضایت خود بگوید، به جاى یک سیر جورى یک سیر گندم به شما می دهم اشکال ندارد، اما از اول چنین قرارى نباید داشته باشند.

س : 961- اگر کسى مغازه اش را با تمام اجناسش بدون حساب و ازروى تخمین مثلأ به 5میلیون افغانى بفروشد صحیح است؟
ج : چنانچه در آن مغازه اجناس وکالاهاى است که به وزن وکیل و شماره فروخته می شود، از فروش آن به تخمین پرهیز کنند ولى به عنوان مصالحه مانعى ندارد.

س : 962 – اگر کسى زمین دیگرى را رهن کند آیا دوباره می تواند به جاى پول خود زمین را به صاحب زمین اجاره دهد؟
ج : نمی تواند اجاره دهد.

س : 963- شخصى10 رأس گوسفند را به دیگرى فروخته است هرگوسفندى را به قیمت 50هزار تومان اما مشترى با زورگویی و بى اعتنایی از پرداخت قیمت خوددارى ورزیده است، و بعد از سالها اکنون قیمت گوسفند بالا رفته است، آیا فروشنده حق گرفتن همان قیمت تعیین شدة قبلى را دارد، یا قیمت گوسفند به نرخ روز را و یا فقط می تواند در مقابل گوسفند خود گوسفند بگیرد؟
ج : فروشنده حق دارد قیمت گوسفند را به نرخ روز از مشترى بگیرد.

س : 964- اگر کسى مال خود را به صورت نقدى بفروشد ومشترى نیز قبول کند، اما بعد ازقرارداد مشترى بگوید نصف قیمت را نقدا و نصف قیمت را یک هفته بعد می پردازم، چنانچه مشترى نصف قیمت را در تاریخ معین پرداخت نکند، بایع خیار فسخ دارد؟
ج : بایع می تواند بعد از قرارداد، آن را بهم بزند و می تواند بگؤید اگر تا یک هفته پرداخت نکردى بهم می زنم، و اگر قبول نماید و شرط بهم زدن را نکند، بعد ازیک هفته حق بهم زدن را ندارد.

س : 965- اگر درمعامله اى قرار شودکه مشترى نصف قیمت را نقدا و نصف آن را 3 ماه بعد پرداخت نماید بدون اینکه در این قرار، شرط خیار فسخ براى بایع بعد از سه ماه (درصورت ندادن قیمت ) شده باشد، اگر مشترى نصف دیگر قیمت را بعد از 3 ماه پرداخت نکند، بایع حق فسخ دارد؟
ج : حق فسخ را ندارد.

س : 966- شخصى 11 قلم جنسى را به صورت نسیه می فروشد که دو ماه بعد مشترى باید قیمت را پرداخت نماید، اکنون 7 سال می گذرد و پرداخت نکرده است، و در طى این مدت ارزش پول افغانى نیز تنزل یافته است، آیا مشترى این تنزلى قیمت را ضامن است؟
ج : اگر بایع با مشترى شرط خیار فسخ را (در صورت تأخیر در پرداخت ثمن) نکرده باشد حق فسخ ندارد.اما مشترى شرعأ حق تأخیر را نداشته است، و تنزل قیمت را باید جبران کند، و احوط این است که کاهش قیمت را جنس بدهد و با هم مصالحه نمایند.

س : 967- شخصى زمین خود را با شرط خیار فسخ می فروشد، بعد از چند سال فروشنده قیمت زمین را توسط وکیل خود براى مشترى می فرستد، و زمین خود را مطالبه می کند، اما مشترى نمی پذیرد و می گوید قرار شفاهى ما این بودکه خود فروشنده هر وقت خواست بیاید و معامله را فسخ کند.اکنون مشترى از دنیا رفته است و 8 سال از معامله می گذرد، بایع ادعاى فسخ دارد، ورثه مشترى قیمت فعلى زمین را می خواهد ولى بایع همان قیمت راکه قبلاگرفته است حاضر است پرداخت کند، حق با کیست؟
ج : اگر فروشنده پیش از پایان مدت خیار معامله را بهم بزند، و قیمت زمین را به مشترى برگرداند ولى او نپذیرد، معامله بهم می خورد، چه خود بایع فسخ کرده باشد و چه وکیلش و فروشنده مالک زمین است.

س : 968- اگرکسى صد هزار تومان را به دو میلیون افغانى به صورت نسیه بفروشد و چک یکساله بگیرد، می تواند سال آینده همین چک را قبل از دریافت پول به قیمت بیشترى به کس دیگرى بفروشد؟
ج : پیش از قبض نمی تواند بفروشد.

س : 969- اگر صاحب کارگاهى بصورت قاچاقى و دزدى بدون اطلاع دولت برق بکشد، وکارگران با علم به دزدى بودن برق از آن استفاده کنند آیا چنین استفاده اى براى کارگران جایز است؟
ج : جایز نیست کسى از دولت جمهورى اسلامی دزدى کند و یا از دزدى استفا ده کند.

س : 970- کسى که براى انجام کار و امور خیریه از قبیل فعال کردن مکاتب و مدارس، کارهاى جهاد سازندگى و…در یک قریه اى می رود، خرج و مصرف مواد غذایی اش روى مردم قرار می گیرد، براى این شخص حلال است یا حرام؟
ج : در صورتیکه اهالى ده راضى باشند اشکال ندارد.

س : 971- شخصى50 هزارافغانى مثلا به دیگرى می دهد تا در سال اینده 500کیلو بادام به اوبدهد ولى در سال آینده بادام میوه نمی دهد.صاحب پول خواهان قیمت بادام به نرخ روزاست و قیمت هم بالا رفته است، آیا حق گرفتن اضافه بر آن پولى راکه داده است دارد؟
ج : حق گرفتن 500کیلو بادام را دارد و طرف موظف است بادام را به هر قیمت که باشد تهیه کند.

س : 972 – شخصى جنسى را به دیگرى به صورت نسیه می فروشد، و بعد از6 ماه مشترى باید قیمت کالا را پرداخت کند، اما مشترى نمی تواند پول را در موعد مقرر بپردازد، فروشنده از بابت تأخیر ماهانه خواهان 20% اضافه بر اصل پول است و بدهکار هم قبول می کند، حکم شرعى چیست؟
ج : گرفتن این زیادى ربا و حرام است.ولى اگر قیمت تنزل کرده باشد به عنوان مصالحه آنرا تدارک کند.

س : 973- براى ساختن مدرسه اى که مورد نیاز مردم است، می شود بدون رضایت مردم از آنها پول بگیرند و مدرسه بسازند؟
ج : حق ندارند به اجبار پول ساختن مدرسه را از مردم بگیرند.

س : 974- خریدن آرد از نانوائیهایى که دولت آرد را براى آنها توزیع می کند و اجازه فروش آرد را به آنهانمی دهد، با علم به اینکه دولت اجازه نداده است جایز است؟
ج : جایز نیست.

س : 975 – یکى از دو برادریک قطعه زمین مشترک را درغیاب دیگرى می فروشد، برادر دیگرش بعد از حضور و آگاهى از معامله، اعتراض نمی کند.این دو برادر و مشترى فوت می کنند، اکنون ورثه برادر غایب ازکشت کردن ورثه مشترى جلوگیرى می کند.و ادعا داردکه حق پدر من دراین زمین باقى است، زمین چه حکمی دارد؟
ج : در صورتیکه از قرائن دانسته شود که برادر غایب معامله را امضاء نموده است، ورثه او حق جلوگیری ندارد، و اگر قرائن بر امضاء معامله وجود نداشته باشد، حق جلوگیری از زراعت را دارد.

س : 976 – جمعى مشترکا زمینى را بصورت مشاع خریدارى می نمایند و سهم هر فردى از قیمت زمین مشخص می شود، عده اى به اندازه سهم خود پول زمین را در زمان مقرر پرداخت می کنند و عده اى نمی توانند پول تهیه نمایند اما بعد از یک سال که قیمت زمین بالا می رود با قیمت بیشترى سهم خود را می خرند، خسارت افزایش قیمت بر عهدة همه شرکاء است یا برعهدة کسانى که سهم خود را از زمین پرداخت نکرده اند؟
ج : افزایش قیمت بر عهدة کسانى است که در وقت مقرر سهم خود را از قیمت زمین نپرداخته اند.

س : 977- اینجانب زمین خود را با شخصى مبادله کردم، بدون تنظیم سند و بدون قرار دادن خیار فسخ و 7 سال از این مبادله می گذرد و قیمت هر دو زمین هم تفاوت فاحشى دارد.اولا: بنده می توانم مبادلة مذکور را فسخ نمایم و ثانیا: در صورت عدم فسخ، با مرور زمان می توانم از خیار غبن استفاده نموده و زمین خود را متصرف شوم؟ و ثالثا: در صورت مطلق بودن معامله و آزاد بودن آن از هرگونه شرط و خیار، مبادلة مذکور چه حکمی دارد؟
ج : در فرض سؤال اولا: حق فسخ ندارید.ثانیا: بعد از علم به غبن اگر کشت و زراعت نموده اید خیار غبن ساقط است.و اگر تصرف نکرده اید خیار باقی است.و ثالثا: در صورتیکه معامله مطلق باشد و بعد از علم به غبن تصرف کنید خیار ساقط می شود و اگر تصرف نکنید خیار باقى است و حق فسخ دارید.

س : 978 – اگرکسى مکره به فروش زمینى گرددکه مشترى بین او و برادرش است.اولا: این بیع چه حکمی دارد؟ و ثانیا: برادر می تواند زمین مشترک را بدون اجازه برادر بالغ خود بفروشد.و ثالثا:اگربدون اجازه فروخت چه حکمی دارد.و رابعا: منافع آن زمین بعد از فروش چه حکمی دارد؟
ج : اولا: اگر ظالمی کسى را اکراه بر فروش مالش نماید معامله باطل است.و ثانیا: برادر بدون اذن برادر نمی تواند مالش را بفروشد.و ثالثا: اگر بدون رضایت اوفروخت وبرادربعدا آن بیع را امضاء نکند بیع باطل است.ورابعا: اگر کسى زمین غصبى را زراعت کند ضامن اجره المثل زمین به مالک آن است.

س : 979 – شخصى از دیگرى در ایران دلار خریدارى می کند و متعهد می گردد که از طریق واسطه، پول افغانى براى فروشنده در افغانستان تحویل دهد، اما بخاطر گرفتارى صرافان، این پول در موعد مقرر به صاحبش نمی رسد، و نامبرده بعد از چندین ماه از افغانستان به ایران آمده و اصل دلاررا از مشترى طلب می کند و قیمت دلارهم بالا رفته است، اما مشترى می گوید خرج ومصرف راه شما را می دهم، آیا حق گرفتن دلار و فسخ معامله را دارد؟
ج : حق فسخ را ندارد.اما مشترى ضرر وارده بر او را جبران نموده و با هم مصالحه نمایند.

س : 980- شخصى زمین زراعتى ازفرد دیگرى خریده است، چند سالى ازاین معامله می گذرد و طرفین معامله نیز فوت کرده اند، اکنون دو نفر شاهد که در هنگام معامله حضور داشته اند شهادت می دهند که خریدار به فروشنده هنگام معامله گفته است هر وقت پول پیدا کردى و برگرداندى من هم زمین را به تو برمی گردانم، اما وارثین خریدار، شهادت این دو نفر را قبول ندارند و حاضر نیستند با دریافت پول خود زمین را به صاحب اولش بازگردانند آیا وارثین با پرداخت پول حق استرداد زمین را دارند و اصلا این معامله چه حکمی دارد؟

ج : درصورتیکه شهود شهادت دهندکه درمتن عقد بیع چنین شرط شده است، شرط و بیع هر دو باطل است، چون مدت زمان خیار تعیین نشده است و اگر بعد ازبیع مشترى به بایع گفته باشد هر وقت پول پیدا کردى می توانى فسخ کنى، بیع صحیح ولى شرط باطل است وحق فسخ را ندارند.