س : 981 – کسى امانتى نزد دیگرى می گذارد و اجازه فروش آن را نیز به او می دهد.بعد نامه می نویسد که اگر آن مال امانتى را نفروخته اید به آورندة نامه بدهید حامل نامه چندین بار مراجعه می کند ولى امین جنس را تحویل نمی دهد و می فروشد.مالک حق مطالبة اصل مال خود را دارد؟
ج : صاحب مال حق مطالبه جنس ویا قیمت فعلى آن را دارد.
س : 982 – شخصى در افغانستان زمینى را گرو می گیرد، فعلا هر دو طرف در ایران بسر می برند، صاحب زمین می خواهد قرارداد را فسخ کند و پول رهن را به صاحبش در ایران برگرداند ولى طرف قبول نمی کند و می گوید باید پول را در افغانستان براى وکیلم بفرستی، پول را می فرستد وکیلش نیز قبول نمی کند بعد از فسخ محصول زمین مال کیست؟
ج : از همان تاریخى که پول به وکیل مرتهن داده شده است و او نپذیرفته است،گرو فسخ شده است و اگر بذر وتخم ازصاحب زمین باشد حاصلات زمین نیز مال اوست و اگر از مرتهن باشد راهن حق اجره المثل را دارد.
س : 983 – شخص صد هزار تومان را بطور نسیه به دیگرى به 105 هزار تومان می فروشد و چک105 هزار تومانى می گیرد که یک ماه بعد از بانک بگیرد، چنین معامله اى صحیح است؟
ج : معاملة مذکور ربوى است اگر می خواهد ربا نشود راهش این است که با ضمیمه بفروشد.مثلا صد هزارتومان را به ضیمة یک کتاب، جانماز ویا چیز دیگرى به 105هزار تومان بفروشد.
س : 984- اگر معامله ای صرف به صورت سلف واقع شود، به این صورت که بعد از توافق طرفین بر مساوى بودن ارزش دو نوع پول (تومان و افغانى ) یک طرف نقدا پرداخت کند و طرف دیگر طبق قرارمعین (مثلا دو ماه بعد) وچه مقابل را بپردازد شرعا صحیح است؟
ج : چنین معامله اى در اسکناس و نوت هاى کاغذى صحیح است.
س : 985 – اگر معاملة مذکورصرف قراردادى باشد و هیچگونه داد و ستدى در حین قرارداد درکار نباشد بلکه طرفین (با قبول ارزش برابرى دو نوع پول ) توافق می کنندکه یکماه بعد هر دوطرف پول مورد نظر را پرداخت و دریافت نمایند، چه حکم دارد؟
ج : باطل است.
س : 986- اگر معاملة مذکور با پرداخت بیعانه ناچیز از هر دو طرف یا از یک طرف همراه باشد چه حکم دارد؟
ج : درصحت معامله شرط است که اقلا یکى از دوعوض فعلى وحاضر باشد، و بطورکلى درهر معامله اى عوضین یکى از چند حالت زیر را ممکن است داشته باشد: 1- اگر عوضین هر دو حاضر باشد، همان معاملة متعارف بین مردم است که صحتش جاى بحث نیست.2- اگر جنس فروخته شده حاضر باشد و قیمت آن تا وقت معین تأخیر داشته باشد بیع نسیه است وصحیح است.3- اگر قیمت جنس حاضر باشد، اما جنس فروخته شده تا وقت معین تأخیر داشته باشد بیع سلف است وصحیح است.4- و اگر عوضین هیچکدام نقد نباشد معامله باطل است و بیعانه کارساز نیست.
س : 987 – شخصى زمین ارثیة پدرش را می فروشد و در حین بیع می گویدکه بعد از خودم ورثه هایم حق فسخ را ندارند.پسران فروشنده که در هنگام معامله نبوده اند ادعا دارندکه پدرشان زمین را به پسرانش در مقابل یک باب منزل قبلا فروخته است و پدر نیز فعلا حیات دارد بیع مذکور چه حکمی دارد؟
ج : بیع اول صحیح است مگر اینکه فرزندان دو شاهد عادل در دادگاه بیاورند که شهادت دهند بر اینکه پدر قبلا زمین را در مقابل یک منزل به پسرانش فروخته است.در این صورت فروشنده خسارت وارده بر مشترى را باید جبران نماید، ولى اگر دو شاهد عادل گواهى دهندکه بعد از بیع اول پدر زمین را در مقابل منزل فروخته است.بیع دوم لغو وبى اثر است.
س : 988- شخصى تومان ایرانى رابه صرف 5/16در مقابل پول افغانى می فروشد و قرار می گذارد که هر وقت خودم در افغانستان آمدم، پول افغانى را می گیرم، اکنون یکسال و نیم از موعد مقرر می گذرد و هنوز پول را نداده است اولا: فروشنده حق گرفتن تومان را دارد یا پول افغانى را؟ و ثانیا: از جهت تأخیر در پرداخت ثمن (با توجه به اینکه قبلا قرارگرفتن منفعت را نگذاشته اند) حق گرفتن منفعت را دارد؟
ج : در صورتیکه بدهکار در پرداخت پول افغانى در موعد مقرر تأخیر نموده باشد معادل تومان پول افغانى را به صرف همان موعد مقرر پرداخت، باید به فروشنده بپردازد و اگر تأخیر از طرف بایع و فروشندة تومان شده است باید با هم به مبلغى مصالحه نمایند و حق گرفتن منفعت را ندارد.
س : 989 – شخصی مبلغى تومان در مقابل دو میلیون و یکصد هزار افغانى می فروشد، و قرار می شود که مشترى در طى دو سال با آن پول کارکند ولى مشترى در این مدت کار نمی کند و پول را راکد نگه می دارد و الان 7 سال می گذرد در زمان معامله صرف تومان به افغانى10 بود ولى حالا70 است، با توجه به تنزل قیمت افغانى آیا فروشنده حق گرفتن همان دو میلیون و یکصد هزارافغانى را دارد یا بیشتر؟
ج : به ارزش پول افغانى در موعد مقرر یعنى5سال پیش که باید پرداخت می شد، با هم مصالحه نمایند، و دادن پول افغانى به ارزش فعلى کافى نیست.
س : 990- شخصى پولى ایرانى را از دیگرى به طور نسیه و در برابر پول افغانى خریده است، و در موعد مقرر مشترى به فروشنده دسترسى نداشته است، تا پول افغانى را به او بپردازد، بعد ازگذشت موعد مقرر آیا فروشنده حق گرفتن پول ایرانى را دارد؟
ج : علت دسترسى نداشتن مشترى به فروشنده بیان نشده است، چنانچه مشترى در پرداخت قیمت تومان هیچگونه تقصیرى نداشته است و بعد از دسترسى فورا پرداخت کرده است، همان کافى است.ولى اگر تقصیر داشته است، باید رضایت فروشنده را حاصل کند، اگر چه به دادن تومان باشد.
س : 991- فروش چک مدت دار و در وجه حامل به پول نقد و به کمتر ازمبلغ مندرج در چک از سوى صاحب اصل چک یا کسیکه چک حامل را از دیگرى گرفته باشد، جایز است؟
ج : ظاهر این کار خرید و فروش است، ولى در واقع همان رباء و قرض است و جایز نیست اما فروختن چک به صاحب اصلى آن که از اوگرفته شده است به کمتر از مبلغ مندرج در آن اشکال ندارد.
س : 992 – شخص به دلیل اختلافی که با برادرش دارد و یکى از عوامل اصلى این اختلاف و نزاع مجاور بودن زمین هر دواست، زمین خود را با زمین شخص دیگرى بدل می کند و خودش می داند که در این مبادله ضرر و غبن متوجه او می شود، اما از روى ناچارى و بخاطر رفع اختلاف با برادرش این معامله را انجام می دهد، آیا حق بهم زدن معامله را دارد؟
ج : نمی تواند معامله را بهم بزند.
س : 993 – دو نفر تومان ایرانى را به پول افغانى معامله کرده اند، و قرارگذاشته اند که بعد از یک سال پول افغانى در برابر تومان تحویل داده شود اما طرف در موعد مقرر پول افغانى را تحویل نداده است فروشندة تومان به خریدار می گوید باید تومان به من بدهى و خریدار قبول نمی کند و می گوید افغانى می دهم حکم چیست؟
ج : مشترى چون از قرارداد تخلف نموده است باید بایع را راضى نماید اگر چه به دادن تومان باشد.
س:994- شخصى زمین یا خانة خود را على الظاهر به بیع قطعى می فروشد و تا 5 سال براى خود حق خیار فسخ قرارمی دهد، مهلت اعمال حق فسخ تمام می شود و فروشنده فسخ نمی کند با توجه به اینکه زمین به اندازه نصف یا ثلث زیرقیمت واقعى خود فروخته شده است اکنون بایع بعد از پایان مدت خیار می خواهد فسخ کند اما مشترى قبول نمی کند آیا بیع لازم شده است؟
ج : در صورتیکه در زمان مهلت خیار فسخ نکرده باشد، بیع لازم شده است.اگر مشترى خود راضى به فسخ نشود و اقاله نکند، بایع حق فسخ را ندارد.
س : 995 – دو برادر زمینى را از مادرشان به ارث می برند، بعد برادرکوچکتر سهم خود را به برادر بزرگتر می فروشد اما برادرکوچکتر بعد از سى سال ادعا می کند که برادر بزرگترش در زمان خرید و فروش سفیه بوده است که البته الان سفیه است و با توجه به اینکه معامله به ضرر برادرکوچک (که مدعى جنون یا سفاهت برادر بزرگ است ) نبوده است، آیا برادرکوچک صرفا بخاطر سفاهت برادر بزرگ حق فسخ دارد؟
ج : در صورتیکه برادربزرگ مجنون بوده است معامله باطل است، و اگر سفیه بوده است حاکم شرع می تواند معامله را امضاء یا فسخ کند و بر فرض فسخ، به دلیل تنزل فاحش ارزش پول بعد ازسى سال نمی تواند همان اسکناس و مبلغ داده شده را برگرداند، بلکه حاکم شرع که ولایت بر سفیه و مجنون دارد باید با مبلغ پولى که به سفیه یا مجنون داده می شود موافقت نماید.
س : 996- شخصى زمین خود را بطور بیع الشرط یعنى گرو به کس دیگرى می دهد، و دختر او را براى خود عقد می کند، بعد صاحب زمین پول را فراهم می کندکه زمین خویش را پس بگیرد، و لکن پدردختر قبول نمی کند و می گوید بیع قطعى بوده است و من به جاى گلة دخترم ( 1)گرفته ام، با توجه به اینکه گرفتن گله حرام است.آیا پدردخترکه این زمین را30 سال تحت تصرف خود دارد آن را مالک و مستحق است؟
ج : این زمین براى پدر دختر حلال نیست.
س : 997 – چند نفر مشترکا زمینى را خریدارى می کنند و براى آبیارى آن باید از دریا جوى بکشند، یکى از شرکاء مدتى را با دیگران درکارکشیدن جوى مشارکت می کند.اما بعداً بخاطر خرج عائله خود مجبور به ترک کار می شود، اگر بعداً مراجعه نماید آیا شرکاء دیگر یا پایگاههاى محلى حق محروم ساختن او را از زمین و آب دارند؟
ج : کسیکه زحمت کشیده است و آب را به زمین رسانده ذى حق است و کسی که زمین دارد ولى درکارکشیدن جوى آب مشارکت نکرده است باید حق الزحمة دیگران را بدهد و پایگاه حق محرومیت و سلب مالکیت کس را ندارد و اگر حق الزحمه شرکاء را نمی دهد شرکاء اجرت کاراو را بدهند تا مالکیت او از آب سلب شود.
س : 998 – حدود70سال است که زمینى خریدارى شده است و فروشنده از معامله راضى بوده است، و سالها نیز بعد از معامله زنده بوده است و فرزند وى نیز اعتراضى نکرده است و فعلاً هر دو از دنیا رفته اند و اکنون نوة آن شخص بر اساس شایعات ادعا دارد که پدر بزرگم در این معامله فریب خورده است، و خواستار فسخ است، حق فسخ دارد؟
ج : فریب خوردن جدش بر اساس شایعات ثابت نمی شود و چونکه خود فروشنده و یا فرزندش معامله را فسخ نکرده است، کشف می شود که یا فریب نخورده است ویا با وجود فریب خوردنش، خودش معامله را امضاء نموده است،.و در هر دو فرض حق فسخ را ندارد.
س : 999- شخصى زمینى را فروخته است، و درحین عقد جریب کردن هزینه اش را به خود مشترى واگذار نموده است، بعداً مشترى در غیاب فروشنده و بدون رضایت او جریب نمودن زمین را دردفتر خود بایع وبه عهدة او می نویسد، و بایع فوت می کند، ورثه بایع چندین باربه مشترى گفته است که جریب به پاک خودت است،آیا عقد مذکور صحیح است؟ و آیا ورثة فروشندة زمین می تواند منصرف شود؟
ج : زمین فروخته شده است و به عهدة مشترى است که جریب آن را به اسم خود بنماید.
س : 1000 – شخصى درحالت جنون زمین خود را به زمین دیگرى عوض کرده است و علاوه بر جنون در این معامله غبن نیز متوجه او شده است آیا معاوضه صحیح است؟
ج : معاوضة مجنون باطل است.
س : 1001 – شخصى می میرد و بجایش دو پسر و یک دختر می ماند آن دو برادر زمین موروثى را بین خود به طور مساوى تقسیم می کنند و خواهر نیز بطور مشاع در حصه اى هر دو برادر سهم دارد، بعد از مدتى اگر یکى از برادران یا هر دو بخواهند حصة خود را بفروشند آیا خواهر نسبت به حصة هر یکى از دو برادر حق شفعه دارد؟
ج : اگر خواهر به تقسیم دو برادرراضى باشد و حق خود را نیز تملیک نکرده باشد حق شفعه دارد و اگر راضى به تقسیم نباشد حق شفعه ندارد.
س : 1002- شخصى مقدارى از زمین زراعتى خود رابه عنوان بیع شرط می فروشد و شرط می کند که هر موقع قدرت مالى پیدا کردم زمین مذکور مال خودم باشد، مشترى نیز می پذیرد.اما بعد از30سال مشترى مذکور زمین را به شخص دیگرى می فروشد و در ضن عقد او نیز شرط می کند که هر وقت مالک اول زمین، تمکن مالى پیدا نماید زمین خود را پس می گیرد، مشترى دوم نیز این شرط را می پذیرد و اهالى محل شاهد این قضیه می باشند، اما فعلاکه وارثین مالى اصلى قدرت مالى پیدا کرده اند، مشترى دوم ادعا دارد که زمین را به عنوان بیع قطعى خریده است.این شرط در ضن عقد با این کیفیت موجب ابطال بیع دوم نمی شود؟
ج : اگر شرط مذکور در ضن عقد ذکر شده باشد مثلا بایع گفته باشدکه زمین را به فلان مبلغ به شما فروختم مشروط به اینکه هر وقت پول پیداکردم حق فسخ داشته باشم و مشترى قبول کرده باشد، این بیع غررى و باطل است، ولى اگر در ضمن عقد شرط نشده باشد و بعد از عقد بایع گفته باشد، هر وقت پول پیدا کردم زمین را فسخ می کنم و مشترى قبول کرده باشد، این شرط باطل است ولى بطلانش به بیع سرایت نمی کند وبیع محکوم به صحت می باشد.
س : 1003- در پاکستان دولت ورقه هایى شبیه اسکناس هاى رایج کشور به شکل هزارکلدارى، پانصد کلدارى و صد کلدارى چاپ می کند که قابل معامله در بانکها و بین مردم است، این اوراق داراى شماره هاى مسلسل است و دولت بعد از هر چند ماه یک سرى شماره ها را به قید قرعه بیرون می کند کسانی که شماره هایشان بیرون می شود، دولت در برابر ورقة هزار روپیه گى20 هزارکلدار و در برابر ورقة پانصد روپیه گى10هزارکلدار و در برابر صد روپیه گى چهار هزارکلدار جایزه می دهد.خرید و فروش این اوراق چه حکمی دارد؟ و پولى را که دولت به عنوان جایزه یا عنوان دیگر به مردم می دهد چه حکمی دارد؟
ج : خرید و فروش این اوراق جایز است و پولى را که دولت به عنوان جایزه به مردم می دهد به اذن حاکم شرع تصرف درآن مانعى ندارد.
س : 1004- یک نفر درآب مشترک بین چندین نفر یک سهم شریک است، و در نوبت یک روز حق استفاده از این آب را دارد.وى این سهم خود را به فرد دیگربراى همیشه می فروشد و دیر زمانى است که از این بیع می گذرد و مشترى در این مدت از این آب در هر نوبت یک روز استفاده کرده است.اما پسران بایع خواهان فسخ اند و ادعا دارند که قبل از فروختن آب و در زمانیکه ماصغیر بوده ایم پدرما زمین را براى ما هبه کرده است و حق استفاده از آب نیز به ما تعلق داشته است و پدر ما حق ما را فروخته است و حالاکه بالغ شده ایم می خواهیم فسخ کنیم، حال با توجه به اینکه بایع در سند معامله اظهار داشته است که اگر روزى هر یک از بستگانم ادعا داشته باشد خودم جواب گو می باشم، فرزندان او حق فسخ دارند؟
ج : پسران حق فسخ را ندارند چون پدر، ولى آنها بوده است و تصرفات ولى در زمان ولایت نافذ است.
س : 1005- شخصى زمینى را می خرد و چند سال نیز آن را درتصرف خود دارد وبعد به پسران هبه می کند و فوت می کند50 سال از این قضیه می گذرد اما اکنون نوه هاى برادرش ادعا دارند که نصف قیمت زمین مذکور را مادر بزرگ ما پرداخته است، پس نصف زمین از ما است، البته مادر بزرگ آنها در زمان حیات خود چنین ادعایی نداشته است.دعواى اینها پذیرنته است؟
ج : در صورتیکه دو نفر عادل شهادت دهندکه نصف قیمت آن زمین را مادربزرگ اینها داده است، دعواى نوه ها پذیرفته است، در غیر این صورت پذیرفته نیست.