س 71: اگر شخص موی سرِ دختر خرد سال ـ مثلاً ـ (ده روزه) را از بین ببرد و دیگر نروید کیفیت تعیین مهر المثل را بیان فرمایید.
ج: دیه کامله دارد.

 

س 72: شخصی در حدود 20 سال قبل به تحریک اشخاصی به طور ناحق شخصی دیگری را بدون هیچ گناهی به قتل می‌رساند و خود قاتل فراری و متواری می‌شود.
پدر مقتول پس از چند ماهی قاتل را دستگیر نموده و به مراجع قضایی حاکم آن زمان سپرده و دستور قصاص وی همراه با اعتراف وی به صورت مکتوب می‌گیرد. چون قاتل و مقتول از یک منطقه و نزدیک هم می‌باشند پدر مقتول در جلسه ای ابراز می‌کند که اگر کسی ضمانت قاتل را بکند قاتل را آزاد کرده و از قصاص صرف نظر می‌کند ولی هیچکس حاضر به ضمانت قاتل نمی‌شود و پدر مقتول قاتل را جهت نظر خواهی از مادر قاتل و احتمالاً تحویل دادن به مادرش به طرف وی می‌برده که در راه قاتل متواری شده و پدر مقتول پس از اخطار لازم به طرف قاتل شلیک می‌کند و چون تفنگ روی قید تکرار داشته است تعداد گلوله بیشتری به طور نا خود آگاه به قاتل زده می‌شود که بر اساس گفته ای پدر مقتول قصد زدن قاتل به این صورت را نداشته و قصد تحویل دادن قاتل به مادرش را داشته است امّا چون متواری شده بود ناچاراً به این گونه به طرف وی شلیک می‌کند.
حال پس از گذشت بیست سال پدر قاتل ادعا می‌کند که پدر مقتول به فرزند وی (قاتل) تعداد گلوله بیشتر زده است و ادعای خسارت می‌کند حال با توجّه به اینکه پدر مقتول در قید حیات نمی‌باشد و در زمان حیات وی پدر قاتل هیچگونه ادعایی مبنی بر دیه و خسارت به پدر مقتول نداشت. حال فرزندان پدر مقتول (برادر مقتول) ادعا و دعوای خسارت می‌کند.
آیا این ادعا و دعوای به میّت نمی‌باشد و پدر قاتل می‌تواند نسبت به فرزندان و برادر مقتول چنین ادعایی را داشته باشد یانه؟ و این دیه و خسارت را باید فرزندان پدر مقتول (برادر مقتول) بپردازد یانه؟
ج: در قتل عمد پدر مقتول حق دارد قاتل را قصاص کند و زدن گلوله بیشتر در فرض سؤال موجب دیه و خسارت نمی‌شود و ورثه قاتل حق مطالبه خسارت و دیه را از ورثه مقتول ندارند.

 

س 73: در صورتیکه در جنین روح دمیده نشده باشد، آیا سقط آن در موارد زیر جایز است؟
الف) بقای جنین موجب مرگ مادر و جنین باشد.
ج: سقط جایز است.
ب) بقای جنین موجب مرگ مادر باشد.
ج: سقط جایز است.
س) بقای جنین خطر جانی برای مادر داشته باشد یا خوف ضرر قابلی توجهی برای مادر وجود داشته باشد.
ج: درصورت علم به خطر جانی سقط اشکال ندارد.
د) جنین به تشخیص قطعی پزشکان مورد وثوق ناقص الخلقه باشد به گونهای که نگهداریِ او برای پدر و مادر موجب عسر وحرج باشد.
ج: جواز ندارد.
هـ) به تشخیص کار شناسان مورد وثوق جنین مرده به دنیا خواهد آمد و یا بلا فاصله بعد از تولد خواهد مرد.
ج: جواز ندارد.

 

س 74: چنانچه روح در جنین دمیده باشد، آیا در فروض پیش سقط جنین جایز است؟
ج: جایز نیست.

 

س 75: در صورت جواز سقط جنین در تمام یا برخی از فروض فوق؛ آیا دیه ثابت است و بر فرض ثبوت دیه بر پزشک مباشر است یا مادر و پدر؟
ج: در موارد جواز سقط دیه بر مباشر واجب است.

 

س 76: اگر در برخی از صور پیشین، سقط جایز باشد آیا اجازه پدر نیز شرط است؟ چنانچه پدر حضور نداشته باشد یا وفات نموده باشد حکم مسأله چیست؟
ج: در موارد جواز اجازه پدر شرط نیست.

 

س 77: در صورتی که مادر مبتلا به بیماری خاصی باشد، چنانچه اقدام به درمان وی ملازمه با آسیب دیدن جنین یا سقط وی داشته باشد، آیا اسقاط جایز است؟
ج: اگر حفظ جان مادر متوقف به در مانی که موجب سقط جنین قبل از دمیدن روح باشد درمان اشکال ندارد.

 

س 78: ولوج روح در چه زمانی صورت می‌گیرد و علامت آن چیست؟ (این مسأله از حیث پزشکی نیز جواب قطعی و تعیینی ندارد)
ج: بعد از چهار ماه ولوج روح می‌شود.

 

س 79: چنانچه نگه داری جنین موجب عسر وحرج مادر یا اطرفیان باشد و حضرتعال سقط را قبل از ولوج روح در چنین فرضی جایز می‌دانید، بفرمایید؛ معیار عسر وحرج، نوعی است یاشخصی؟
ج: عسر و حرج شخصی که قابل تحمل نباشد. قبل از دمیدن روح سقط جنین اشکال ندارد.

 

س80: آیا در موارد جواز و عدم جواز سقط، تفاوتی بین جنین به وجود آمده از رابطه مشروع و جنین ناشی از زنا (اعم زنای با محارم و اجنبی) وجود دارد یا خیر؟
ج: در حرمت و جواز فرق نمی‌کند ولی در مقدار دیه فرق دارند که در وظیفه القضاة بیان شده.

 

س 81: اگر پزشک خبره اعلام نماید که علاوه بر دیه مقدر بابت کاهش عملکرد اندام فوقانی دست راست (قطع انگشتان) که در اثر قطع دو انگشت شست و سبابه ایجاد شده ارشی معادل 11% دیه کامل به مجنی علیه تعلق می‌گیرد، آیا ارش منظور منطبق با نظر شارع مقدس می‌باشد؟
ج: نظر پزشک خبره در تعیین ارش اعتبار ندارد، ارش باید بر طبق نظر حاکم شرع تعیین شود.

 

س 82: شخصی سه سال قبل شخصی دیگری را به قتل می‌رساند، بعد از سه سال وارثین مقتول اگر اقدام به اخذ دیه بکند آیا دیه و خون بهای مقتول از تاریخ که مقتول به قتل رسیده حساب می‌شود یا از تاریخ که داد گاه یا هر مرجع ذی صلاح که حکم کند صادر می‌کند یعنی زمان صدور حکم حساب می‌شود. به عبارت دیگر میزان محاسبه خون بهای سه سال قبل است یا همین سال جاری که هرکدام را معیار قرار دهیم تفاوت زیادی دارد.
ج: در فرض سؤال اگر قتل، قتل عمد بوده حکم اوّلی آن قصاص است و اگر بخواهد اعدام نشود باید ورثه را با دادن دیه راضی کند که در این صورت اختیار مقدار دیه هم به دست اولیاء دم می‌باشد به هر مبلغی که راضی شوند باید راضی کند.
امّا اگر قتل خطاء یا شبیه به عمد بوده حکم آن دیه است و دیه هم دیه زمان قتل را باید بدهد.

 

س 83: اگر کسی، شخص دیگری را تهدید به قتل کند و از نظر روحی اذیت کند یا به وسیله دارویی او را دیوانه کند چه حکمی دارد؟
ج: اگر تهدید به قتل کند از سوی حاکم شرع تعزیر می‌شود و اگر عقل او را زایل کند باید دیه کامل یک انسان را به او پرداخت کند.

 

س 84: در مواردی که کالبد شکافی جایز است آیا دیه ساقط است یانه؟
ج: اگر بدن انسان زنده را کالبد شکافی کند با رضایت خودش دیه ندارد ولی کالبد شکافی بدن میت مسلمان در صورتیکه حیات مسلمان دیگری به آن توقف داشته باشد و پیوند اعضاء غیر مسلمان امکان نداشته باشد در این صورت کالبد شکافی اعضاء مسلمان جایز است ولی دیه واجب است، باید دیه آن عضو برای خود میت در امور خیریه مصرف شود.

 

س 85: آیا وصیت به کالبد شکافی و یا اذن اولیاء میت موجب جواز و مسقط دیه می‌باشد؟
ج:‌ دیه ساقط نمی‌شود و اجازه ولی نیز موجب جواز کالبد شکافی و سقوط دیه نمی‌شود.

 

س 86: دیّه‌ی جراحات وارده بر سر وصورت را بیان فرمائید:
ج: در فرض سؤال جراحات وارده بر سر وصورت نُه قسم است و هریک دیه مخصوص به خود دارد.
1ـ خارصه است و آن این است که سر وصورت خدشه و خراش بردارد ولی خون خارج نشود و دیه‌اش یک شتر است.
2ـ دامیه است که گوشت کمی شکافته و خون خارج بشود و دیه‌اش دو شتر است.
3ـ متلاحمه است که آلت ضرب مقداری زیادی در گوشت فرو برود ولی به پرده که روی استخوان است نرسد و دیه آن سه شتر است.
4ـ سمحاقه است و آن جراحتی است که به پرده که روی استخوان است برسد و دیه آن چهار شتر است.
5 ـ موضحه است و آن جرحی است که پرده روی استخوان را پاره کرده و سفیدی استخوان نمایان شده باشد یعنی اگر گوشت های محل زخم را کنار بزند استخوان دیده می‌شود و دیه آن پنج شتر است.
6ـ ششم هاشمه است که استخوان بشکند و دیه آن ده شتر است اگر چه پوست و گوشت شکافته و مجروح نشود.
7ـ مُنقِّله است که استخوان جابه جا شده و دیه آن پانزده شتر است.
8ـ مأمومه است که به امّ الدماغ یعنی به پردۀ مغز که در میان آن است رسیده ولی پرده شکافته نشده است و دیة آن سی‌وسه شتر کفایت می‌کند و لودیه‌اش سه صدو سی‌سه دینار و ثلث دینار 333 است.
9 ـ دامغه است و آن این است که پردة که مغز در میان او است شکافته شود که اگر موجب مرگ نشود دیة آن علاوه بر دیة مأمومه ارش برای شکافته شدن پردة مغز سر نیز ثابت است.

 

س 87: آیا در جنابت بر اطراف و اعضاء نیز تغلیظ دیه وجود دارد یانه؟
ج: نه خیر تغلیظ دیه مخصوص قتل است.

 

س 88: اگر زوجه یائسه باشد و مقداری از مهریة خود را برای شوهر ببخشد و شوهر هم او را طلاق خلعی بدهد و در بین عدّه زن رجوع کند به آنچه بذل کرده آیا مرد حق رجوع دارد یانه؟
ج: در صورتیکه زن یائسه باشد رجوع به بذل صحیح نیست اگر یائسه نباشد زن حق رجوع به بذل و شوهر حق رجوع به زوجه دارد.

 

س 89: اگر مردی با پرداخت تمام مهریه زن خود را طلاق دهد و نامه امضاء کند که بزنش رجوع نکند آیا حق رجوع شوهر با این امضاء ساقط می‌شود یانه؟
ج: جواز رجوع مرد بزوجه‌اش حکم شرعی است و قابل اسقاط نیست این امضاء این حکم را از بین نمی‌برد.

 

س 90: زنی سوار وسیله‌ی نقلیه‌ی است تا اورا به مقصد برساند لیکن راننده به قصد تجاوز به عنف، زن را به خارج شهر یا جای خلوتی می‌برد، زن هنگامی که از نیت راننده مطلع می‌شود، برای حفظ آبرو و پاکدامنی، ناچار خود را از خود روی او در حال حرکت پرتاب می‌کند و در اثر آن فوت نموده یا صدمه می‌بیند، مستدعی است بفرمائید آیا علاوه بر تعزیر راننده متخلف، ضمان دیه زن نیز بر عهده اوست؟
ج: در فرض سؤال شخص راننده ضامن است چون این خانم به قصد دفاع از خود خود را از ماشین انداخته است.

 

س91: شخصی در روستایی در گیری پیدا می‌کند با شخصی دیگر در این میان دختری از ناحیه دست در اثر تیر اندازی یکی از طرفین دعوا زخمی می‌گردد در این مجال شخصی که مشغول آبیاری زراعت پدر دختر مجروحه بود در نزد پدر دختر می‌رود وقضیه را اینجور باز گو می‌کند که من در صحنه بودم و بچشم دیدم که دختر شما مقتوله وخانم شما مجروحه گردید در این اثنا پدر آن دختر باسلاح و وسایل جنگی بخانه شخص ضارب دختر حمله می‌برد و در این حین تنها دختر ضارب اول که در خانه حضور داشته از ترس فرار می‌کند و پدر دختر مجروحه در حین فرار دختر شخص ضارب را به ضرب گلوله به قتل می‌رساند. لطفاً مرقوم بفرمائید آیا این قتل عمد محسوب می‌شود یا غیر عمد؟ آیا قاتل قصاص می‌شود یا دیه باید بپردازد؟ و آیا در این میان شخص که شایعه کرده و باعث شده است که پدر دختر مجروحه، دختر مرد ضارب را بقتل برساند از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
ج: در فرض سؤال قتل، قتل عمد است و شخص شایعه گر باید تعزیرشود.

 

س 92: با توجه به عبارات فقها که می‌فرمایند مجازات زنا با محارم و زنای به عنف و اکراه قتل است و فرقی بین محصن و غیر محصن نیست و با عنایت به اینکه مجازات رجم سخت تر از مجازات قتل است بفرمائید:
1ـ چرا زانی محصن که مرتکب زنای به عنف یا زنای با محارم شده رجماً کشته نمی‌شود؟ در حالی که اگر زنا با عنف یا بامحارم نبود رجم می‌گردید؟ (به خصوص در آنجا که جرم با بیّنه اثبات شده است).
2ـ با توجه به اینکه به اجماع فقهاء در صورتی که شیخ یا شیخه محصن مرتکب زنا شوند علاوه بر رجم صد ضربه شلاق نیز جاری می‌گردد، در فرض زنای با محارم یا به عنف اگر زانی محصن پیر مرد باشد آیا قبل از قتل صد ضربه شلاق بر وی جاری می‌شود؟ اگر جواب منفی است چه توجیهی دارد؟
ج1: اولاً احکام تابع مصالح و مفاسد است که آن مصالح و مفاسد را غالباً غیر معصوم درک نمی‌توانند.
دوم اینکه اگر زنای با محارم به اقرار زانی ثابت شود بعد انکار کند رجم ساقط می‌شود ولی حد ساقط نمی‌شود.
سوم‌ اینکه اگر زنای مرجوم و مرجومه با اقرار ثابت شده باشد و یک سنگ اصابت کرده باشد بعد از آن اگر فرار کنند بر گردانده نمی‌شوند بر خلاف کسانیکه محکوم به قتل هستند قتل در مورد آنها جاری می‌شود، لذا از این ناحیه حکم رجم آسانتر از حکم قتل است.
ج2: در زنای با محارم مطلقا حکم گردن زدن زانی و زانیه است وشلاق ندارد مستفاد از روایات همین است اگر چه از نظر گناه زنای با محارم گناهش بیشتر است.

 

س 93: در زنای موجب رجم و یاقتل چنانچه زانی اقرار نماید پس انکار نماید حدّ رجم یا قتل ساقط است لیکن در صورتی که قاضی علم به کذب منکر پیدا نماید آیا در این صورت حدّ ساقط می‌شود یا حد اجراء می‌شود؟
ج: در فرض سؤال اگر قاضی علم به زنا داشته باشد حدّ ساقط نمی‌شود.

 

س 94: در تحویل دادن جسد زوجه آیا زوج مقدم است یا پدر و مادر وی؟
ج: زوج مقدم است بر پدر و مادر.

 

س 95: آیا در فروض ذیل قصاص به دیه تبدیل می‌شود؟:
الف) هرگاه قاتل پس از تسلیم خود به اولیای دم، به مرگ طبیعی از دنیا برود.
ب) هرگاه قاتل توسط شخص دیگری غیر از اولیای دم به قتل برسد.
ج) هرگاه قاتل با خود کشی و مانند آن، به سوء فعل خود، زمینه قصاص را از بین برده و خود را معدوم نماید.
د) آیا در فروض فوق فرقی بین قتل و جنایت کمتر از قتل وجود دارد؟
ج: در تمام فروض فوق قصاص تبدیل به دیه می‌شود چون لایبطل دم امرء مسلم تمام مواردیکه اقتصاص تعذّر داشته باشد در قتل عمد و هم چنین موارد قتل خطأی و قتل شبیه عمد را شامل است.
البته فروض فوق جنایت کمتر از قتل را شامل نیست.

 

س 96: گاهی خلبان هوا پیما، راننده اتوبوس، لکوموتیوران و… به دلیل نقص وسیله نقلیه و مانند آن خود را در وضعیتی می‌بیند که ناچار است برای حفظ جان مسافران، عملی انجام دهد که خود این عمل موجب تلف یا صدمه بدنی به افراد داخل یا خارج از وسیله نقلیه می‌گردد. به عنوان مثال هرگاه در اثر نقص فنّی ایجاده شده در وسیله نقلیه، ترمز اتوبوسی از کار بیفتد و راننده مجبور باشد برای جلوگیری از سقوط به دره و برای نجات جان 35 مسافر، اتوبوس را به کوه یا کامیون رو برویی بکوبد، با فرض اینکه تنها راه دفع خطر از مسافران انجام عمل مزبور باشد، و صدمات ناشی از انجام عمل مزبور به مراتب کمتر از عدم انجام آن باشد، مستدعی است بفرمایید؛
1ـ خلبان یا راننده ضامن دیه افراد آسیب دیده ـ اعم از افراد داخل یا خارج وسیله نقلیه ـ می‌باشد؟
2ـ در صورتی که خلبان و راننده، مسؤلیتی نداشته باشند، آیا از بیت المال می‌توان دیه مصدومین را پرداخت کرد؟
3ـ آیا در فرض فوق، بین صورتی که قرار گرفتن در وضعیت اضطراری ناشی از قصور و تقصیر خلبان یا راننده باشد، با صورتی که وضعیت اضطراری بصورت کاملاً اتفاقی بوجود آمده باشد (مثل اینکه علیرغم کنترل کامل وسیله نقلیه قبل از حرکت، ناگهان در حین حرکت وسیله دچار نقص فنّی شود) و جود دارد یا خیر؟
ج: در فرض اول راننده یا خلبان ضامن دیه است. چون قتل خطائی است که البته دیه را باید عاقله بدهد و در صورت عدم قدرت عاقله از مال قاتل داده می‌شود و اگر قاتل هم قدرت نداشته باشد از بیت المال داده می‌شود.
و بین قصور و تقصیر معلوم است که فرق است که قتل عن تقصیر قتل شبیه عمد و قتل قصوری قتل خطأ است.