س 1: کسی مبلغی پول به یکی از دوستان خود به طوری امانت می‌دهد و شرط می‌کند که پول را در جای معین (مثلاً بین کاه) که از امنیت بیشتر برخوردار است نگه دارد اما دوستش پول را در جای دیگر می‌گذارد و در نتیجه آن را دزد می‌برد آیا دوستش ضامن پول دزدیده شده است؟
ج: بله! چون به شرط عمل نکرده است.

 

س 2: کسی که مبلغ پول افغانی بدهکار بوده و از طلبکار می‌خواهد که طلب خود را در موعد مقرر دریافت کند اما طلبکار دریافت نمی‌کند اکنون ارزش پول افغانی پائین آمده است آیا بدهکار ضامن کاهش قیمت پول هم است؟
ج: در فرض سؤال ضامن نیست.

 

س 2: بعد از سقوط حکومت نجیب پیش از آن که مردم اداره (ماموریت) را آتش بزنند من اموالی را باخود بردم و بقیه را آتش زدم آیا ضامن اموال یاد شده هستم؟
ج: اگر اموالی دولت کمونیست بوده باشد غرامتی بر شما نیست. اگر مال ملت بوده باشد و صاحب آن را نمی‌شناسی همان اموال را یا قیمت آن را از سوی صاحبان آن، رد مظالم بده.

 

س 4: دربعضی مناطق، مردم حیوانات شان را برای چریدن به مدت چندین شبانه روز در کوه‌ها و صحرا‌ها رها می‌کنند. اگر این حیوانات شب هنگام زراعت کسی را بچرند یا خراب بکند آیا صاحب حیوان ضامن است؟
ج: صاحب حیوان ضامن است. باید زیان وارده را جبران کند.

 

س 5: درخت همسایه ازصد سال پیش بر زمین ما سایه کرده و بکلی از حاصل انداخته است، تکلیف زمین ما چه می‌شود؟
ج:اگر فضای زمین شما را اشغال کرده است، می‌توانید صاحب درخت را مجبور به قطع آن بکنید و اما اگر فضای زمین شمارا اشغال نکرده باشد حق ندارید او را مجبور به قطع درخت کنید.

 

س 6: مردی با دختری ازدواج می‌کند و به مدت چهار ماه باهم زندگی می‌کنند بعد از آن شوهر به عسکری (سربازی) می‌رود. بعد از رفتن به سربازی پدر زنش دختر خود را به خانه خود می‌برد و در خانه پدرش از دنیا می‌رود اکنون پدر ادعا می‌کند که هزینه کفن، دفن، چهلم، خیرات و… را که خرج کرده است باید داماد بدهد. آیا مصارفی را که بدون اجازه دامادش، خرج کرده است میتواند از داماد بگیرد؟
ج: مصارف واجبی کفن را حق دارد اما مصارف مستحبی و دفن را نمیتواند از داماد بگیرد.

 

س 7: مردی، دختری را برای خود نامزد می‌کند بدون اینکه عقد خوانده شود، بعد از مدتی داماد به طرف ایران با خانواده‌اش می‌آید اما دختر حاضر نمی‌شود به ایران بیاید. بعد از چندین سال پدر داماد از ایران می‌رود و عروس خود را با خانواده عروس به ایران می‌آورد و از هر نفر خانواده عروس مبلغ هزار تومان بابت هزینه سفر آن‌ها می‌خواهد. و بعد از گذشت دوازده سال همان پدر داماد هزینه رفت و برگشت خودش را نیز از خانواده عروس می‌خواهد آیا او چنین حقی دارد؟
ج: اگر پدر عروس مصارف را به عهده نگرفته باشد چنین حقی ندارد.

 

س8: اِنَّ شخصینِ باسم زید و عمرو عاشا عشرین عاماً مباشراً فی الدار الواحدة ثم یریدان الانفصال، یختلفان فی موردین بعد اتفاقهما فی سائر الامور المعیشه:
الاول: اتخذ زید باسم انه الاکبر فی الاسرة زوجا لابنه «رضا» خلال حیاتهما المشترکة قبل اربع سنوات فی افغانستان و الآن عند الانفصال، اخوه عمرو یرید منه نصف مصارف الزواج التی صرفت فی احتفال العروس «للرضا» فی افغانستان.
هنا سؤال 9: علی فرض نصف المصارف علی عمرو و ارجاعه الیه هل یتعلق ذلک المصارف؟ او مصارف الفعلیة فی ایران؟
ج: اذا کان مال زید و عمرو مشترکاً بینهما لایجوز تصرّف احدهما فی المال المشترک الا برضا الآخر فاذا تصرّف زید من المال المشترک فی زواج ابنه مع عدم رضا العمرو فهو ضامن نصف المصارف التی صرفت فی افغانستان.

 

س 10: الثانی: اشترا زید مزرعة فی کابل لبناء مسکن هذا ایضاً کان خلال حیاتهما المشترکة علی ما قال عمرو واختلفا فی تقسیمها. قال زید انا عشتُ اربع سنوات منفصلاً عن عمرو فی کابل و اشتریت لنفسی الآن تبرعاً قیمتها الفعلیة و قال عمرو لا، بل کانت حیاتنا المشترکة حتی الآن و ارید تقسیم نفسها لاقیمتها. جدیر بالذکر ان زیداً وعمرواً کانا اخوة. و کل مصار فهما المشترکة تحققت دون ایّ تبرع.
ج: و امّا شراء زید مزرعة فی کابل اذا کان شرائه لنفسه و اعطی ثمنها من غیر المال المشترک فلیس لعمر و مطالبة نصف القیمة او المزرعة و اذا بقی النزاع بینهما لابدّ من الرجوع الی القاضی العدل لفصل الخصومة و الله العالم.

 

س 11: شخصی چند لتر نفت برای کسی دیگر قرض داده و وقتی که قرضی را دریافت نمود این نفت عوض قرضی باعث آتش سوزی در خانه شخصی قرض دهنده شده و بعداً معلوم شده که آن نفت نبوده بنزین بوده نه تیل خاک (نفت سفید) خانم و دختری قرض دهنده در این سانحه دچار سوختگی زیاد شده‌اند و مبلغ دو صدو شصت هزار افغانی خساره مند شده آیا می‌تواند این مبلغ را از کسی که عوض نفت بنزین آورده مطالبه نماید؟
ج: در فرض سؤال اگر قرض دهنده یعنی صاحب بنزین این شخص را خبر نکرده است باید خسارت این شخص را بپردازد.

 

س 12: شخصی مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان پول ایرانی را به شخصی می‌دهد به مبلغ دو میلیون و یکصد افغانی که مدت دوسال با آن مبلغ کار کند آن شخص به تعهد خود عمل نمیکند بعد از گذشت هفت سال همان مبلغ را پرداخت میکند آیا صاحب پول حق گرفتن خساره پول خود را دارد یا نه چون آن مبلغ با تومان این زمان صرف 70 است اما آن زمان صرف 10 بوده است صرف آن زمان با این زمان فرق فاحشی دارد.
ج: همان پول افغانی در موعد مقرر که می‌خواست پرداخت کند یعنی قبل از هفت سال هر مقدار تومان یا دلار می‌شد به همان ارزش مصالحه نماید دادن پول افغانی فعلی کافی نیست. و یا با جنس مانند گندم و آرد محاسبه کند که آن مقدار پول افغانی قبل از هفت سال چه مقدار گندم و آرد می‌شد حالا آن مقدار پول بدهد که آن مقدار جنس شود.

 

س 13: اگر کسی به تاجری بگوید این مقدار جنس برای فلان کس بده قیمت آن جنس را من ضمانت میکنم آیا صاحب جنس درآینده میتواند قیمت اجناس خود را از این ضامن طلب کند یا نه؟
ج: این ضمان صحیح نیست چون هنوز دینی بر ذمه خریدار تحقق پیدا نکرده تا این شخص (ضامن) آن دین را به عهده بگیرد ولی قیمت آن جنس را از مشتری گرفته به تاجر بدهد.

 

س 14: پدری در افغانستان مبلغی را از کسی قرض می‌گیرد و بالای فرزندش که در ایران است این پول را حواله می‌دهد امّا پسر این حواله را قبول نمی‌کند آیا صاحب پول می‌تواند پول خود را اجباراً از پسر این شخص بگیرد یا نه؟
ج: طلبکار حق اجبار پسر را ندارد.

 

س 15: شخصی مبلغی تومان را به مدت یکسال به مبلغ معینی افغانی فروخته و اکنون مدّت یکسال و نیم است که پول را نداده فروشنده‌ی تومان به افغانی حق مطالبه‌ی تومان را دارد یا پول افغانی را؟
ج: در صورتیکه بدهکار در پرداخت افغانی در موعد مقرّر تأخیر نموده است همان مقدار پول افغانی در موعد مقرر هر مقدار تومان می‌شد همان مقدار تومان بپردازد امّا اگر تأخیر در گرفتن از طرف فروشنده‌ی تومان بوده با هم مصالحه نمایند.

 

س 16: شخصی بالای کسی مبلغی پولی داشته و مدیون این شخص را حواله می‌دهد که در افغانستان از فلان کس این پولت را بگیر، طلبکار وقتی به افغانستان می‌رود از آن شخص پول را طلب می‌کند امّا آن شخص حواله را پرداخت نمی‌کند لذا دوباره به ایران می‌آید پولش را از بدهکار اصلی مطالبه می‌کند. ولی بدهکار می‌گوید من برایت حواله دادم دیگر کاری ندارم. بنابراین این پول را از چه کسی باید گرفت؟
ج: چنانچه حواله دهنده بالای آن شخص در افغانستان پول داشته و او فقیر هم نبوده طلب این شخص بذمّه‌ی او انتقال یافته و حق مطالبه از حواله دهنده ندارد. باید برود از او بگیرد و اگر حواله دهنده بالای آن شخص پولی نداشته یا داشته ولی او فقیر بوده می‌تواند از حواله دهنده بگیرد حق ندارد بگوید من حواله دادم دیگر کاری ندارم.

 

س 17: مأمورین دولت عشر و زکات تریاک را بر اساس جریب و تخم ریز مبالغی زیادی را از مردم به جبر و اکراه می‌گرفتند. اهالی منطقه به رضاور غبت مبلغ و مقدار کمتر از خواست مأمورین بطور کنترات برایم داده تا به هر نحو ممکن اذیت و خشونت مأمورین را از سرشان رفع نمایم بالاخره بعد از مهمانی و راضی ساختن مأمورین کم و بیش پول و تریاک که باقی و اضافه مانده آیا مصرف آن برایم حلال است یا نه؟
ج: در صورتی که کنترات نموده‌اید برای شما حلال است.

 

س 18: شخصی خانه‌ی کسی را سرقت می‌کند صاحب مال به حکومت وقت عارض می‌شود حکومت سارق و برادر و پدرش را زندان و شکنجه می‌کند و پدر سارق در اثر شکنجه از دنیا می‌رود. ضامن قتل کیست؟
ج: ضامن کسی است که ایشان را شکنجه کرده است.

 

س 19: من در یک کارخانه‌ی نجاری به عنوان استادکار کار می‌کردم در هنگام کار کردن انگشت دستم را ارّه بریده کارم در آن‌جا کنترات بوده است پول دوا و درمان را پرداخته است مدت یکماه بیکار بودم و به من گفته بود که پول بیکاری شما را می‌دهم ولی بعداً از حرف خود برگشته و پول ایّام بیکاری مرا با اینکه وعده داده بود برایم نداده است آیا از نظر شرعی حق دارم یا نه؟
ج: از نظر شرعی نمی‌توانید صاحب کارگاه را مجبور به پرداخت پول ایّام بیکاری تان بکنید ولو به شما وعده‌ی پرداخت داده بوده چون اجرت در مقابل کار است و شما کار نکرده‌اید.

 

س 20: شخصی زمین مشترک خود و خواهرش را بدون اجازه‌ی خواهر فروخته است اکنون خواهر این شخص زمین خود را از برادر خود مطالبه کند یا از خریدار؟
ج: زمین خود را می‌تواند از خریدار بگیرد چون زمین در دست خریدار است.

 

س 21: در مسأله اجتماع اسباب، میان فقهای امامیه نظراتی به شرح ذیل، مشهود است:
1 ـ ضمان سبب مقدم در تأثیر (این قول به مشهور نسبت داده شده است)
2 ـ ضمان سبب اقوی؛
3 ـ ضمان سبب مقدم در وجود؛
4 ـ ضمان سبب مؤخر در وجود؛
5 ـ ضمان هر دو سبب.
مستدعی است بفرمایید در صورت استناد حادثه ای به دو یا چند سبب، آیا تمامی اسباب ضامنند و یا یکی از آنها؟ در صورتی که تمامی اسبابی که حادثه به آنها مستند است، ضامن باشند آیا بالسویه ضامنند و یا هریک به میزان تأثیر خود؟ به عنوان مثال:
هر گاه مسئول خرید قطعات یک شرکت خودرو سازی، در هنگام خرید مسامحه و سهل انگاری کرده و قطعات غیر استاندارد تهیه نماید و مسئول بازرسی خدمات نیز بی دقتی کرده و به غیر استاندارد بودن قطعات توجهی نکنندو مسئول قرار دادن قطعات نیز علیرغم وظیفه ای که در چک کردن قطعات دارد آنها را جا سازی نموده و سرانجام به دلیل نقص قطعه مزبور اتومبیلی واژگون شده و راننده و سرنشینان فوت نمایند، چه کسی ضامن است؟
ج: در مورد قتل تمامی اسباب ضامنند بالسویه بخاطر اطلاقات ادله،‌در غیر قتل احوط ضمان سبب اقوی است،‌ در مورد سئوال هر سه تا با مصالحه دیه را پرداخت کنند.

 

س 22: باعنایت به این که مشهور فقها معتقدند؛ در صورت اجتماع سبب و مباشر مباشر ضامن است، مگر این که سبب اقوی باشد، مستدعی است موارد اقوی بودن سبب از مباشر را معین فرمایید.
ج: در جای که سبب اقوی از مباشر می‌باشد یکی دو مورد به عنوان مثال ذکر می‌شود:
1 ـ اگرپزشکی داروی را برای بیمار تجویز کند که آن دارو مانند آمپول عوض نفع برای مریض ضرر داشته باشد یا موجب مرگ مریض بشود اگر پرستاری آن آمپول را جاهلاً به ضرر آن آمپول، آمپول را تزریق کند و مریض بمیرد در اینجا طبیب که سبب است ضامن است نه پرستار.
2 ـ کسی ـ مثلاً ـ در جادّه عمومی مین گذاری می‌کند اگر راننده ماشین مسافرینی را سوار ماشین کرد و با آن مین برخورد کند و سرنشین ماشین تلف شود مین گذار ضامن است نه راننده.

 

س 23: آیا قتل عمدی، همان گونه که با مباشرت محقق می‌شود، با تسبیب نیز تحقق می‌یابد؟
ج: قتل عمد تسبیبی مانند همان طبیب اگر قصد دارد جنینی را ـ مثلاً ـ با آمپول اسقاط کند و لو آمپول زن مباشر است اگر آمپول زن جاهل باشد اینجا قاتل طبیب است ولو مباشر آن پرستار، «آمپول زن» باشد.

 

س 24: هرگاه دو نفر به اشتراک شخصی را به قتل رسانده باشند، در صورتی که تأثیر عمل یکی از آنها در وقوع هشتاد در صد و تأثیر عمل دیگری بیست در صد باشد، دیه ـ بر فرض غیر عمدی بودن جنایت ـ به چه نحو بین قاتلین توزیع می‌شود؟
ج: در صورت تشریک در قتل دیه را با تسویه بدهند قابل تجزیه نمیباشد.

 

س 25: زید در کوچه یا خیابان برای گرفتن مال بکر به سوی او هجوم آورَد، و بکر نیز مهاجم را به قتل برساند حکم مسأله را از جهت قصاص و دیه، در دو مورد ذیل بیان فرمایید؛
الف) بکر می‌توانست تنها با فریاد کشیدن بر روی زید یا زدن یک سیلی به او، مهاجم را فراری دهد، لیکن به دلیل شتابزدگی به جای دور کردن مهاجم با فریاد یا زدن سیلی او را به قتل رساند.
ب) بکر می‌توانست تنها با فریاد کشیدن بر روی زید یا زدن یک سیلی به او، مهاجم را از خود دور کند، لیکن عمداً و با توجه کامل به این مسأله که مهاجم بایک سیلی متواری خواهد شد، مهاجم را به قتل برساند.
ج: در فرض سؤال اول اگر شتاب زدگی به حدّی باشدکه بدون قصد کشتن مهاجم و بدون اختیار شلیک کرده در این فرض قتل خطائی است و دیه بر عاقله است و اگر به قصد کشتن و با اختیار شلیک کرده باشد قتل عمد است.
هم چنین در فرض سؤال دوم باز قتل عمد است چون آخرین راه چاره تخلّص کشتن مهاجم است و چون به غیر قتل را های دیگری وجود داشته لذا حق کشتن مهاجم را نداشته است.

 

س 26: شخصی در ملک خود چاهی حفر می‌کند، لیکن متوجه است که احتمال دارد کودکانی که برای بازی به ملک او می‌روند، در چاه سقوط کنند و علیرغم این احتمال عقلایی علامت هشدار دهنده ای در اطراف چاه حفر شده قرار نمی‌دهد، آیا ضامن صدماتی که به سبب سقوط در چاه بر کودکان وارد می‌شود، می‌باشد؟
ج: در فرض سؤال حفر کننده چاه که مالک چاه و زمین است ضامن است.

 

س 27: شخصی در ملک دیگری حفره ای را بدون اذن مالک ایجاد کرده است و مالک پس از گذشت هفته ها، علیرغم اینکه زمین او محل رفت آمد کودکان است و از سویی قدرت پر کردن حفره را نیز دارد، کوتاهی می‌کند و کودکی در چاه سقوط کرده و آسیب می‌بیند، در فرض سؤال آیا کسی ضامن دیه کودک هست یا خیر؟ اگر ضمان ثابت باشد، شخص ضامن مالک است یا حفر کننده چاه یا هردو؟
ج: شخص حافر باید دیه را پرداخت کند.

 

س 28: با التفات به دیدگاه فقهاء عاقله ضامن پرداخت دیه از سوی صغار می‌باشد در صورتی که صغیر به پدر خود جرحی وارد نماید و پدر شکایت کند در مواردی که شاکی خود ضامن پرداخت دیه می‌باشد تکلیف چیست؟ شایان ذکر است عاقله در فرض سؤال منحصر به شخص مجروح (پدر) است و نیز در صورت عدم انحصار عاقله به پدر حکم مسأله چیست؟
ج: در فرض سؤال اگر عاقله منحصر به خود پدر باشد دیه منتفی است و اگر غیر از پدر عاقله دیگری هم باشد دیه بر سایر عاقله‌ها است.

 

س 1ـ 29: کسیکه وظیفه‌اش نجات جان اشخاص یا دفع خطر از جان و مال دیگران است (مانند مأمورین آتش نشانی) اگر در حین انجام وظیفه موجب خسارت جانی یا مالی به شخصی که در معرض خطر واقع شده، گردد و این صدمه از آسیبی که شخص در معرض آن بوده شدید تر باشد آیا این عمل موجب ضمان است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، ضمان بر عهده چه کسی است، شخص مأمور یا بیت المال؟
س 2 ـ 29: در فرض مزبور اگر عمل شخص (مأمور آتش نشانی) موجب آسیب به شخص دیگری گردد، آیا موجب ضمان است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، چه کسی ضامن است، شخص مأمور یا بیت المال؟
ج: در فرض سؤال در هر دو مورد اگر مأمور به امر حکومت اسلامی (حاکم شرع) انجام وظیفه کرده بوده و از ناحیه مأمور افراط و تفریطی صورت نگرفته باشد این مأمور ضامن خسارت وارده نمی‌باشد؛ چون منظور ایشان احسان و نجات جان مصدوم بوده است خسارت از بیت المال داده بشود البته باید دو شرط فوق شرعاً اثبات شود و اگر اثبات عدم افراط و تفریط نتواند خودش ضامن است.

 

س 29: قطع عضو یا ایجاد جراحتی که لازمه طبابت باشد (مثل شکافتن قفسه سینه برای جراحی قلب یا پاره نمودن بخش از شکم جهت عمل آپاندیس) آیا موجب ضمان است یا خیر؟ و در این مورد آیا اخذ برائت از بیمار یا ولی او لازم است یانه؟ و در این زمینه آیا اخذ برائت تأثیری در ضمان دارد؟
ج: در فرض سؤال اگر پزشک از مهارت خود اطمینان دارد و افراط و تفریط نباشد و ازمریض اخذ برائت کند در رفع ضمان ازپزشک کافی است.

 

س 30: در صورتی که قطع عضو یا ایجاد جراحت بر اثر اشتباهی باشد که پزشک معالج مرتکب شده، و ضعیت ضمان در صورت قصور و تقصیر پزشک چگونه خواهد بود؟ و در دو صورت قصور و تقصیر آیا اخذ برائت رافع ضمان خواهد بود؟
ج: اگر تقصیری در کار باشد ولو اخذ برائت از مریض کرده باشد پزشک ضامن است.

 

س 31: پزشکی که تخصص کافی در زمینه عمل جراحی خاصی ندارد و در عین حال اقدام به این امر می‌ورزد و بیمار یا ولی او نیز با علم به این موضوع به وی مراجعه نموده و برگه برائت را نیز امضائ می‌کند آیا این امر تأثیری در رفع ضمان از پزشک دارد؟
ج: اگر مریض با علم به اینکه پزشک تخصص و مهارت کافی در جرّاحی ندارد ولی در عین حال رضایت به انجام عمل می‌دهد پزشک ضامن نیست.

 

س 31: زمین‌ها و گاو هایمان را به کسی اجاره دادم و خودم به ایران آمدم بعد از آمدن من به ایران برادرم زمین و گاو هایم را از مستأجر گرفته وفروخته است. حالا اگر حاصلات زمین و گاوها را از برادرم بگیرم به قیمت امروز بگیرم یا به قیمت بیست سال پیش؟
ج: اگر گاو های شما باقی است می‌توانید آنها را همراه گوساله هایشان پس بگیرید و اگر باقی نباشد قیمت همان زمان را حق دارید و همچنین خود حاصلات زمین را.

 

س 32: جوانی هستم 19 ساله پدرم مدت پنج سال است فوت شده و یک عمو داشتم که 20 سال قبل به ایران رفته و از عمویم دو دختر و یکزن باقی مانده است اکنون زن عمویم ادعا دارد که 20 سال اجاره زمین‌ها را که سال 90 سیر گندم می‌شود برای من بدهید در حالیکه من در وقت رفتن عمویم بطرف ایران اصلاً به دنیا نیامده بودم از آن به بعد که زمین‌ها بدست پدرم بود من نمیدانم به چه عنوان دست ایشان بوده به نحو رایگان بوده یا اجاره و پدرم هم نوشته‌ای یا وصیت نامه‌ای در این موضوع از خود به جای نگذاشته است و اجاره خطّی هم زن عمویم در دست ندارد حالا زن عمویم حق چنین ادّعایی را دارد یا نه؟
ج: بعد از فوت پدر شما که زمین عمویت در اختیار شما بوده اگر از فوت پدرت پنج سال می‌گذرد باید شما اجرت المثل پنج ساله‌ی زمین عمویت را به دختران عمویت بدهید نه به زن عمویت چون زمین مال دختران عمو است نه از زن عمو و اجرت زمین در زمان حیات پدر شما به دوش شما نمی‌باشد چون احتمال پرداخت یا اباحه موجود است.