س : 1394- آیا شرط صحت طلاق حضور و استماع عدلین است یا استماع به وسیله تلفن، ضبط صوت و…کفایت می کند؟
ج : شرط صحت طلاق حضور و استماع عدلین است.

س : 1395 – اگر زن خواهان طلاق باشد علاوه بر این که از مهریه صرف نظر می کند آیا شیربها و خسارت وارده بر شوهر را هم پرداخت کند؟
ج : اگر طلاق خلعى باشد باید شوهر را راضى کند به هر مبلغى که راضى می شود.

س : 1396- زنى در حال حیض طلاق داده شده است و چون جاهل به حکم بوده است بعد ازپایان عده با مرد دیگرى ازدواج می کند و بعد ازهشت- نه سال می فهمدکه طلاق در حال حیض باطل است.اکنون این زن و شوهر چه وظیفه اى دارند؟ با توجه به این که اگر حکم به جدایی زن از شوهر دومش شود زن خودکشی خوا هد کرد.
ج : ازدواج دوم باطل و زن بر شوهر دوم حرام ابدى شده است.فرزندان آنان حلال زاده و ملحق به زن و شوهر دوم است.

س : 1397 – در هنگام عدة طلاق رجعى شوهر بدون قصد رجوع، می تواند به همسر مطلقة خود نگاه شهوت آلود بکند؟
ج : اشکالى ندارد.زیرا تا زمانى که زن در عدة رجعى به سر می برد علقة زوجیت باقى است.

س : 1398 – اگر وکیل شوهر در طلاق همسر, او را در حضور دو نفرى طلاق بدهد که از نظر شوهر یکى ازآنها یا هر دوعادل نیستند و شوهر بعد ازاجراى طلاق و بعد از مدتى از این مسأله با خبر شود شوهر چه وظیفه اى دارد و حکم این طلاق چیست؟
ج : این طلاق باطل است و باید دوباره در حضور عدلین طلاق داده شود.

س : 1399 – با توجه به سوال پیشین اگر زن, شوهر دوم کرده باشد حکم چیست؟
ج : اگر در واقع طلاق فاسد باشد، زوجیت شوهر اول باقى است و زن یاد شده بر شوهر دوم حرام ابدى می شد.

س : 1400- اگر شوهر، کسى را براى طلاق همسرش وکیل کند آیا شوهر می تواند یکى از دو شاهد طلاق باشد؟
ج : در اجراى طلاق باید دو نفر شاهد غیر از شوهر و غیر از مجرى صیغه طلاق با شد.

س : 1401- آیا در طلاق به جاى دو شاهد مرد عادل چهار زن عادل یا یک مرد عادل و دو زن عادل کفایت می کند؟
ج : طلاق این چنینى باطل است.

س : 1402 – اگر حاکم شرع یا وکیل او دسترسى به شوهر نداشته باشد تا او را مجبور به پرداخت نفقه و یا طلاق همسرش بکند.در این صورت حاکم شرع می تواند زن او را طلاق بدهد؟
ج : اگر امتناع شوهر از پرداخت نفقه یا طلاق از راه هاى شرعى در نزد حاکم ثابت شود می تواند همسر او را طلاق بدهد.

س : 1403- اگر در طلاق رجعى شوهر ادعاکندکه هنوز زمان عده پایان نیافته است و رجوع کند اما زنش ادعاکندکه زمان عده پایان،یافته است و شوهرش حق رجوع ندارد.قول کدام یک مقدم می شود؟
ج : قول مرد (شوهر) مقدم می شود.مگر اینکه زن ادعاى خود را با بینة شرعیه ثابت کند.

س : 1404- اگر کسى بخواهد همسر مدخوله اش را طلاق بدهد و زن بگوید حایض نیستم اما بعد از اجراى طلاق زن ادعاکندکه زمان طلاق حایض بوده است حکم مسأله چیست؟
ج : این قول زن اعتبار ندارد.مگر این که براى اثبات ادعاى خود شاهد و بینه اى داشته باشد.

س : 1405- آیا کسى می تواند براى رجوع به همسرش وکیل بگیرد همان طورى که در اجراى طلاق وکیل می گیرد؟
ج : وکیل گرفتن دررجوع کفایت نمی کند.و نیاز به گرفتن وکیل ندارد فقط همین اندازه که بگوید من رجوع کردم کافى است و اگر بخواهد در آینده رجوع خود را ثابت کند در حضور چند نفر بگوید رجوع کردم.

س : 1406 – زنى که از همسر خود طلاق خلعى گرفته است و مقدارى از وجة خلع به ذمه زن باقى مانده است بعد از پایان عده، شوهرش زن مطلقه اش را نمی گذارد که شوهرکند مگر این که باقى مانده وجه خلع را پرداخت کند این مساله چه حکمی دارد؟
ج : چون عده تمام شده است زن مطلقه به حساب می آید اما بنابراحتیاط تا زمانى که باقى مانده وجه خلع را به شوهر سابقش نداده است از ازدواج مجدد اجتناب کند.

س : 1407- کسى که در ایران زندگی می کند مردى را وکیل می کند که همسرش راکه در افغانستان زندگى می کند طلاق بدهد.وکیل، زن یاد شده را طلاق رجعى می دهد.هنوز عده طلاق رجعى به پایان نرسیده است که شوهرش در ایران از دنیا می رود و زن بدون این که خبر ازمرگ شوهرش داشته باشد بعد ازپایان عدة طلاق رجعى با مرد دیگرى ازدواج می کند و بعد از دو- سه سال ازمرگ شوهرش در زمان عدة طلاق رجعى باخبر می شود.اکنون حکم این مسأله و همچنین حکم فرزندان زن که از شوهر دوم به دنیا آمده است چیست؟
ج : زن باید بعد ازاطلاع از قضیه بدون طلاق از شوهر دومش جدا شود و چهار ماه و ده روز عده بگیرد.فرزندانى که از ازدواج دوم زن به دنیا آمده است به شوهر دوم ملحق می شود و زن می تواند از شوهر دومش مهر المثلش را بگیرد.و مرد می تواند زن را با عقد جدید به ازدواج خود درآورد.

س : 1408- گاهى شوهر بدون عذر شرعى از دادن نفقه به همسرش خوددارى می کند و طلاق هم نمی دهد اگرحاکم شرع طلاق دهد چه نوع طلاق می دهد؟
ج : نوع طلاق رجعى است ولى احوط این است که شوهر بدون عقد مجدد به زوجه رجوع نکند.

س : 1409- اگر زن از شوهرش تمکین نکند و شوهر او را نفقه ندهد و زن درعسر و حرج بیفتد و به دستورحاکم شرع طلاق داده شود.این طلاق ازکدام نوع طلاق است؟
ج : چون زن به خاطر تمکین نکردن درعسروحرج افتاده است حاکم شرع نمی تواند او را طلاق بدهد.

س : 1410- اگر زنى از اهل تشیع با مردى از اهل تسنن ازدواج کند و بعد از مدتى بر اثر اختلاف از همدیگر جدا شوند و صیغه طلاق را قاضى اهل تسنن بدون در نظرگرفتن شرایطى که در نزد تشیع معتبر است ,جارى کند و زن ازدواج مجدد کند و شوهر دوم بعد از دخول از فرایند طلاق همسرش آگاهى پیدا کند.وظیفه اش چیست؟ ا- آیا این طلاق قاضى اهل سنت با علم ویقین به این که بدون شرایط معتبر در نزد تشیع صادرشده است صحیح است؟ 2- اگر شوهر دوم علم ویقین به این قضیه نداشته باشد چه حکمی دارد؟

ج : 1- طلاق صحیح و ازدواج با آن زن اشکالى ندارد.2- طلا ق قاضى اهل سنت ازباب قاعده الزام صحیح است و ازدواج آن زن بعد از انقضاى عده جایز است.

س : 1411 – اگر قاضى اهل سنت بدون احراز شرایط معتبر در نزد تشیع زن کسى را طلاق بدهد و زن به حاکم شرع رجوع و او را از قضیه با خبرکند وظیفه حاکم شرع چیست؟
ج : طلاق قاضى یاد شده باطل است و حاکم شرع به شوهر زن دستور می دهد که مجددا زنش را به شرایط معتبر در حضور دو نفر عادل طلاق بدهد و یا نفقه بدهد.اگر ازطلاق ونفقه امتناع کند حاکم شرع یا وکیل او صیغه طلاق را جارى می کند و زن می تواند بعد از عده شوهرکند.

س : 1412 – زنى از شوهرش تقاضاى طلاق خلعى می کند.زن بدون پرداخت وجهى به شوهرش و بدون رضایت او از طریق پارتى بازى و رشوه خود را مطلقه می کند.آیا این طلاق صحیح است؟
ج : طلاق باطل و علقة زوجیت باقى است.

س : 1413- دخترى که به خاطر خردسالى خوب و بد را تمیز داده نمی توانسته است به عقد پیرمردى درآورده اند.پانزده سال از زندگى مشترک آنان می گذرد و اکنون شوهرش فلج و ازکار افتاده است و توان انجام عمل جنسى را ندارد و همسرش کار می کند و مصارف شوهرش را تهیه می کند.زن می گوید چون در مشکلات به سر می برد می ترسد به فسادکشیده و به گناه آلوده شود وظیفه این زن چیست؟
ج : چون این عقد مفسده داشته است زن می تواند این عقد را قبول نکند اما حالاکه قبول کرده است باید شوهرش را راضى به طلاق کند حتى در برابر پرداخت وجهى.

س : 1414- مردى محکوم به زندان دراز مدت شده است.زنش می گوید حتى در صورتى که شوهرش نفقه اش را بدهد قادر به صبرکردن و ادامة زندگى نیست و اگر صبرکند هم ضرر دینى و هم ضرر آبرویى و حیثیتى پیدا می کند وگرفتار زنا می شود.وظیفة زن چیست؟
ج : زن به شوهر زندانى خود رجوع کند و او را مباشرتا و یا وکالتا راضى به طلاق کند.

س : 1415 – مردى، همسرش را بعد از پنج سال زندگى مشترک در غیابش طلاق می دهد و همسرش هم اطمینان به طلاق پیدا می کند.اما حالا دوباره مرد منکر طلاق همسرش شده است و از پدرش خواسته است که دخترش را به خانة شوهرش بفرستد.حکم این مساله چیست؟
ج : اگر طلاق ثابت شود و زن سه بار عادت ماهانه شود بعد از آن مرد ادعا می کند در این صورت نیازبه توافق و عقد جدید دارد اما اگر بیش از سه بار عادت ماهانه مرد ادعا کند طلاق باطل می شود زوجیت باقى است.

س : 1416 – اگر مرد ادعاکندکه همسرش را طلاق داده است این ادعا قبول می شود یا نیاز به شاهد دارد؟
ج : اقرار مرد به طلاق کفایت می کند مگر این که همسرش یقین به دروغ شوهر خود داشته، در این صورت زن نمی تواند ازدواج مجدد کند باید به حاکم شرع رجوع کند تا او وظیفه اش را معین کند.

س : 1417 – اگر زن و شوهر در اصل طلاق توافق داشته باشند، اما در نوع رجعى و خلعى بودن آن اختلاف داشته باشند و دلیل هم بر ادعاى شان نباشد قول کدام یکى مقدم است؟
ج : چون خلع و طلاق دو ماهیت هستند هرکدام که براى اثبات ادعاى خود بینه داشته باشد قولش مقدم می شود.

س : 1418- زن هایى که در دوران طاغوت با جبر و زور از شوهران شان طلاق گرفته اند آیا طلاق آنان صحیح است؟
ج : طلاق اجبارى باطل و علقه زوجیت باقى است.

س : 1419- مردى دوازده سال پیش همسرش را به خاطر نشوزش ترک می کند و به ایران می آید و اکنون سالهاست که همسرش پشیمان و خواستار بازگشت شوهرش و یا طلاقش شده است اما شوهرش از بازگشت و طلاق خوددارى می کند و می گوید ((بماند تا موهایش مانند دندان هایش سفید شود)) وظیفة زن چیست؟
ج : اگر زن ناشزه نیست باید شوهر برگردد و یا طلاق بدهد در غیر این صورت حاکم شرع می تواند زن را بدون اجازه شوهر طلاق دهد.