س 1: آیا در طلاق خلع با ثابت شدن نشوزیّت زن، مال الخلع با رضایت شوهر تعیین می‌گردد؟
ج:بله! بدون رضایت شوهر صحیح نیست.

 

س 2: اگر شوهر در برابر مال معیّنی مکرَه به طلاق شود چه حکمی دارد؟
ج: طلاق مکرَه باطل است.

 

س 3: در مناطق که زنان و دوشیزگان (دختران) مالکیت ندارند، مال الخلع را چه کسی به شوهر پرداخت می‌کند؟
ج:زن باید مال الخلع را بدهد از هر کسی که قرض می‌کند.

 

س 4: زن بعد از طلاق خلع پشیمان می‌شود آیا مرد حق رجوع دارد، اگر عدّه پایان یافت باز حق رجوع دارد؟
ج: مرد پیش از پایان عده حق رجوع دارد اما بعد از آن ندارد و می‌تواند به عقد جدید دو باره ازدواج کنند.

 

س 5: اگر مرد، زنش را طلاق مبارات بدهد و زن به بذل رجوع کند آیا مرد حق رجوع دارد؟
ج: بله!.

 

س6: آیا زن حامله را در طهر مواقعه می‌توان طلاق داد؟
ج: بله!

 

س 7: اگر زن در کشور دیگری باشد و امکان تحقیق از عادت ماهانه زن وجود نداشته باشد تحقیق لازم است؟
ج: اگر امکان دارد باید تحقیق شود.

 

س 8: مبلغی را که داماد به عنوان شیر بها به دختر یا پدر دختر می‌دهد، اگر دختر حاضر به ازدواج نشد آیا داماد حق دارد که شیر بهارا پس بگیرد؟
ج: اگر دختر حاضر به ازدواج نباشد و عقد هم خوانده نشده باشد میتواند پس بگیرد. امّا اگر عقد خوانده شده و زن حاضر به ادامه زناشویی نیست باید داماد را با هر مبلغی که بخواهد راضی کنند تا طلاق بدهد.

 

س 9: اگر وکیل شوهر، در حضور خود شوهر، زنش را طلاق بدهد اما زن و شوهر، هردو یا یکی از دو شاهد را عادل نداند، بعد از طلاق وظیفه شوهر چیست؟
ج: طلاق باطل و زوجیّت باقی است. طلاق باید در حضور دو شاهد عادل اجرا شود.

 

س 10: اگر زن تمکین نکند و شوهر به او نفقه ندهد و او در عسر و حرج بیفتد، به دستور حاکم شرع طلاق بگیرد، این طلاق، از کدام نوع طلاق است؟
ج: اگر حاکم جامع الشرایط طلاق داده باشد این طلاق رجعی است.

 

س 11: زن و مردی که سال‌ها باهم زندگی کرده‌اند و مشکلی نداشته اند، بر اثر دخالت خانواده زن، مرد مجبور به طلاق همسرش می‌شود، آیا مرد می‌تواند هزینه عروسی را از خانواده زن پس بگیرد و آیا مهریه ساقط می‌شود؟
ج: اگر مرد راضی به طلاق نباشد، می‌تواند طلاق را مشروط به باز پس گیری هزینه عروسی و شیر بها و بخشیدن مهریه بکند.

 

س 12: زنی که بچه دار نمی‌شده، همسرش او را به مدّت پنجسال ترک می‌کند. زن از طریق دادگاه طلاق می‌گیرد آیا این طلاق صحیح است؟
ج:اگر مجری طلاق عالم و منصوب از سوی مجتهد جامع الشرایط باشد، طلاق صحیح است.

 

س 13: زنی که طلاق داده شده به خاطر جهالت و بی سوادی حضانت دختر زیر هفت سالش را به شوهرش (پدر دختر) واگذار کرده است، آیا اکنون این زن می‌تواند حق حضانت دخترش را پس بگیرد و اگر بگیرد می‌تواند نفقه دخترش را از پدر دختر بگیرد؟
ج: بله! حق دارد که دختر را و نفقه‌اش را تاهفت سالگی بگیرد.

 

س 14: آیا کسی می‌تواند بعد از طلاق گَلَه (شیر بها) را پس بگیرد؟
ج: اگر گَلَه را بدون رضایت داماد گرفته باشد می‌تواند پس بگیرد امّا اگر هبه کرده باشد یا به عنوان جعاله داده باشد نمی‌تواند پس بگیرد. اگر برای پدر دختر هبه کرده باشد و او از ذوی الارحام نباشد و عین پول موجود باشد می‌تواند پس بگیرد وگرنه نمی‌تواند پس بگیرد.

 

س 15: بر اثر دخالت‌های مادر و ناپدری همسرم، اختلافات خانوادگی ما اوج گرفت و علیه من در دادگاه شکایت کردند. به خاطر نداشتن اقامت به افغانستان رفتم بعد از یکسال به ایران بازگشتم، متوجه شدم که خانم در غیاب من از کسی که خود را حاکم شرع می‌خواند طلاق گرفته است و در طلاقنامه چهار نفر از اقوام خانمم به عنوان شاهد امضا کرده‌اند. اگر طلاق خلاف شرع بوده باشد می‌توانم از شهود شکایت کنم؟
ج: اگر زن ناشزه بوده، طلاق دادن او بدون اجازه شوهر جایز نیست. اما اگر شوهر بدون عذر شرعی از پرداخت نفقه خودداری کند، طلاق توسط حاکم شرع اشکال ندارد.

 

س 16: در شب زفاف بعد از نزدیکی (آمیزش) شوهرم به من تهمت زد و چنان آبرو ریزی راه انداخت که آبرویم در محلّه رفت. پدرم از غصه آبرو ریزی به بیماری سرطان مبتلا و دق مرگ شد، فردای آن شب به پزشکی قانونی رفتیم تا مسأله را روشن کند. نتیجه آزمایش نشان داد که شوهرم به من تهمت زده و بی جهت آبرویم را در محل برده است اکنون چند سؤال دارم:
1ـ16: از نظر شرعی تهمتی که شوهرم به من زده چه حکمی دارد؟
2ـ16: با اتفاقی که پیش آمده است من در عسر و حرج قرار گرفته‌ام یا نه؟
3ـ16: دیگر با شوهری که به من تهمت زده و آبرویم را برده است حاضر نیستم زندگی کنم آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟
4ـ16: من درخواست طلاق داده‌ام آیا می‌توانم مهریه‌ام را بگیرم؟
5 ـ16: شوهرم حاضر به طلاق نیست آیا می‌توانم طلاق بگیرم؟
ج: تهمت زدن حرام است. اگر تهمت زنا باشد، باید به تهمت زننده شلاق زده شود. چون اختیار طلاق به دست شوهرتان است، اگر به شما نفقه بدهد هیچ کس نمی‌تواند شوهرت را مجبور به طلاق شما بکند. اگر می‌خواهید طلاق بگیرید باید شوهرت راضی شود. از طریق بخشیدن مهریه و پرداخت پول و اگر شوهر شما با رضایت خود، شما را طلاق رجعی بدهد می‌توانید مهریه خود را هم بگیرید.

 

س 17: اگر زن و شوهری به توافق برسند که زن مهریه و حقوق خود را به شوهر ببخشد بشرطی که شوهر زن را طلاق خلعی بدهد و شوهر هم قبول کند اما بعد از طلاق معلوم شود که شوهر زن را طلاق رجعی داده است نه طلاق خلعی آیا این طلاق صحیح است یا نه؟
ج: اگر شوهر بعد از این توافق به مجری طلاق گفته باشد که طلاق را رجعی بخواند و او هم طلاق را رجعی خوانده است طلاق صحیح است ولی زوجه میتوانند مهریه و سائر حقوق خود را که در مقابل طلاق خلعی به شوهر بخشیده بوده از شوهر پس بگیرد امّا اگر شوهر به مجری طلاق گفته طلاق را خلعی بخواند و او طلاق را رجعی خوانده است طلاق باطل است.

 

س 18: مردی پس از چند سال زندگی مشترک با همسرش سفاهت بر او عارض شده است به گونه که خوب و بدش را تشخیص داده نمی‌تواند و همسرش خواستار طلاق و جدای از شوهرش میباشد آیا وکیل مجتهد در امر وجوهات و امور حسبیه می‌شود او را طلاق دهد یا نه؟
ج: طلاق داده نمی‌تواند.

 

س 19: اگر چند نفر در عسر و حرج بودن زنی، شهادت بدهند. آیا می‌تواند طلبه ای آن زن را طلاق بدهد؟ یا اینکه این صلاحیت را فقط مجتهد دارد؟
ج: این صلاحیت را مجتهد دارد و یاکسانیکه مجتهد در آن امور او را اذن داده باشد.

 

س 20: زنی با موافقه شوهرش غرض مهمانی در خانه پدرش رفته است ولی پس از گذشت مدتی، همان زن از برگشتن به خانه‌اش سر باز زده است و بالاخره پدر آن زن و برادرش با جنجال آفرینی متقاضی طلاق شده و کارهای شانرا به محکمه دولتی ارجاع داده که پس از دعوا و جنجال، محکمه حل قضیه را رسماً به دفتر حضرتعالی در کابل ارجاع داده است که آنجا حل شود شوهر این زن به هیچ وجه حاضر به طلاق دادن زن خود نیست ولی در جریان دعوا بعضی از جوانان از عوام الناس با پا در میانی خود قضیه را به صورت اصلاحی چنین فیصله نموده است: یا زوجه در کنار زوجش جداگانه زندگی کند و از زندگی فامیلی با پدر و برادر شوهرش فاصله بگیرد، یا زوج، زوجه خود را طلاق بدهد ولی اختیار یکی از این دو را به دست زوجه باشد، اکنون زوجه طلاق می‌خواهد زوج به هیچ عنوان طبق این فیصله اصلاحی طلاق نمی‌دهد. آیا طبق این فیصله، زوج ملزم به طلاق دادن زوجه است یانه؟
ج: در فرض سؤال زوج ملزم به طلاق همسرش نیست اگر شوهر حاضر باشد که نفقه همسرش را بدهد و اگر قدرت دارد خانه جدا بگیرد در این صورت هیچکس حق ندارد شوهر را ملزم به طلاق کند.

 

س 21: آیا شرعاً اختیار طلاق به دست زوج است یا به دست زوجه؟
ج: اختیار طلاق به دست زوج است.
آیا شرعاً چنین فیصله ای مدار اعتبار است یانه؟
ج: فیصله کسانیکه آشنا به مسائل شرعیه نیستند، اعتبار ندارد و از اینکه اختیار طلاق را به دست زن داده است این فیصله بر خلاف شرع است.

 

س 22: مردی با زنی ازدواج موقت نموده و بعد از انقضای مدت و در زمان عدّه او را به عقد دائم خود در می‌آورد و قبل از دخول وی را مطلقه می‌نماید. آیا در این طلاق، زن، حکم مطلّقه غیرمدخوله را از حیث عدّه، رجوع و مانند آن دارد یا حکم طلاق زن مدخول بها را دارد؟ آیا حکم عدّه، حق رجوع، نفقه و سایر آثار طلاق را بیان فرمایید.
ج: در فرض سؤال طلاق غیر مدخوله است و حکم آن این است که این زن نه عدّه طلاق دارد و نه شوهر حق رجوع چون طلاق بائن است. امّا اگر کسی دیگر بخواهد با او ازدواج کند آن عدّه عقد موقت باید تمام بشود تا اورا عقد کند.

 

س 23: زنی داشتم در سال گذشته می‌خواستم طلاق بدهم ولی زنم راضی به طلاق نشد، هرچه اصرار کردم که بیا برویم قم تا شمارا طلاق بدهم قبول نکرد در آخر من مجبور شدم به تنهایی آمدم قم و از حضرتعالی پرسیدم که زنم حاضر به گرفتن طلاق نمی‌باشد لذا با من نیامد، و شما فرمودید وقتی زن شما حاضر نمی‌شود طلاق رجعی است نیاز به آمدن زوجه نیست و دستور [به طلاق ] دادید و طلاق هم در بین نماز مغرب و عشا جاری شد. آیا چنین طلاقی صحیح است یا باطل؟
ج: طلاق صحیح است و اشکالی در آن نمی‌باشد.

 

س 24: شخصی در ایران ازدواج نموده بعد از چند سال همراه زن ودختری که داشته به افغانستان در یکی از ایالات که ملک پدری او بوده مراجعت می‌کند، و می‌ماند بعد از مدتی زنش را همرای دخترش در خانه پدر زن خود که در کابل بوده آورده، می‌گذارد خودش دو باره در منطقه که ملک پدریش بوده بر می‌گردد بعد از آن سه سال است که از او خبری نیست زنش هنگامی که شوهرش او را در خانه پدرش گذاشته حامله بوده و دختری دیگری هم دارد فعلاً مدّتی سه سال یا بیشتر است که پدر سالخورده با آن وضعیت که شهر کابل دارد تمام مخارج دخترش و نواده‌اش را می‌دهد؛ سؤال این است که تکلیف و سرنوشت این زن چیست؟ آیا همچنان بدون سر نوشت، بار دوش پدرش بماند و یا اینکه راه شرعی دارد؟
ج: در فرض سؤال اگر زن یقین به فوت شوهر ندارد از زمانیکه شوهر رفته تا چهار سال صبر کند و در جاهای که احتمال وجود شوهر می‌رود فحص و تحقیق کند اگر پیدا نشد به حاکم شرع مراجعه کند تا او را طلاق دهد و اگر می‌دانید که شوهر تان زنده است به شوهر ابلاغ کنید توسط دو نفر عادل که یا نفقه زن را بدهد و یا طلاق دهد اگر شوهر از نفقه و طلاق خود داری کند آن دو نفر عادل در نزد حاکم شرع شهادت بدهند تا حاکم شرع زن را طلاق دهد، وزن حق دارد مصارف آینده دخترشرا از شوهرش بگیرد.

 

س 25: اگر زوجه یا ئسه باشد و مقداری از مهریه خود را برای شوهر ببخشد و شوهر هم او را طلاق خلعی بدهد و در بین عده زن رجوع بکند به آنچه بذل کرده آیا مرد حق رجوع دارد؟
ج: در صورتیکه زن یائسه باشد رجوع شوهر صحیح نیست وشوهرش حق دارد عوض خلع را ندهد.

 

س 26: اگر مردی با پرداخت تمام مهریه زن خود را طلاق دهد ونامه ای امضاء کند که به زنش رجوع نکند آیا حق رجوع شوهر با این امضاء ساقط می‌شود یا نه؟
ج: جواز رجوع مرد بزوجه‌اش حکم شرعی است و قابل اسقاط نیست امضاء و قرار داد این حکم را از بین نمی‌برد.

 

س 27: طلاقی که حاکم از ناحیه عسر و حرج زن می‌دهد آیا از مصادیق طلاق بائن است یا رجعی؟
ج: طلاق ولائی مثل باقی طلاقهاست دربعضی موارد رجعی است و در بعضی موارد باین است.

 

س 28: زوج به زوجه وکالت مطلقه داده است که خود را مطلقه نماید و یاضمن عقد خارج لازم حق عزل وکیل از موکل ساقط شده است آیا زوج می‌تواند بدون مورد وکالت را شخصا انجام و زوجه را مطلقه نماید؟ یا اینکه چون این اقدام به منزله عزل وکیل است زوج چنین اختیاری ندارد؟
ج: در فرض سؤال اشکال ندارد چون متعلق وکالت هم همان طلاق بوده که خود شوهر قبل از اقدام وکیل آن را انجام داده است بنا بر این طلاق صحیح است.