س 126: نگاه کردن به سر زنان اهل کتاب چه حکمی دارد؟
ج: اگر از روی شهوت و تلذّذ نباشد اشکال ندارد.
س 127: اگر ولی دختر سنی با ازدواج دخترش با مرد شیعه به خاطر اختلاف مذهبش مخالفت کند. جایز است که دختر بدون اجازه ولی ازدواج کند؟
ج: در فرض سؤال اجازه پدر شرط نیست.
س 128: آیا ازدواج با پیرو یکی از فرقههای اسلامی جایز است؟
ج: اگر خوف انحراف برای زن و اولاد نباشد جایز است اما کراهت دارد.
س 129: اگر یکی از زن و شوهر شیعه و دیگری سنی باشند، عقد نکاح طبق دستور فقه شیعه خوانده میشود یا فقه اهل سنت؟
ج: اگر شرایط عقد مانند ایجاب و قبول، رضایت طرفین، پدر دختر وقصد انشاء رعایت شود صحیح است.
س 130: دختری پیش از بلوغ توسط پدرش به عقد مردی درمیآید، اما بعد از بلوغ حاضر به زندگی با مرد یاد شده نیست زیرا مرد عضو گروهی است که قایل به کفر شیعه است و دختر از جانش بیمناک است؟
ج: اگر عقد برای دختر مفسده دارد میتواند بعد از بلوغ عقد را رد کند.
س 131: دختری را به عقد کسی درمیآورند که بعداً معلوم میشود سنی است، وظیفه دختر چیست؟
ج: ازدواج با اهل سنت کراهت دارد اما اگر خطر انحراف زن و فرزندان زن وجود داشته باشد در این صورت جایز نیست.
س 132: مردی با دختری زنا میکند و بکارتش را از بین میبرد. آیا میتواند با او ازدواج کند؟
ج: بله! بعد از حایض شدن میتواند ازدواج کند.
س 133: مردی دو زن دارد. با زن دومش شرط میکند که بیش از دو شب در هفته نمیتواند در نزدش بماند. آیا این عقد صحیح است؟
ج: اگر زن راضی باشد عقد صحیح است.
س 134: کسی که طواف نساء را انجام ندهد زنش بر او حرام میشود؟
ج: بله! تا وقتی که طواف را انجام ندهد حرام است.
س 135: همسر در ضمن عقد شرط میکند که از حالا تا پنجاه سال بعد صاحب اختیار و وکیل باشد که هر گاه که بخواهد، خود را طلاق بدهد، اگر فرزندی داشته باشند حق حضانت همیشگی برای زن محفوظ باشد، بدون اجازه شوهر به مجالس روضه خوانی، مشاهد مشرّفه و خانه اقوام و خویشاوندان خود برود، شوهر نیز همه این شرایط را قبول میکند. آیا عقد نکاح و شرایط یاد شده صحیح است؟
ج: اگر شوهر با رضایت خود به همسرش وکالت در طلاق بدهد این شرط صحیح است. اما شرط دوم به آن کیفیت صحیح نیست.
س 136: مردی در هنگام عقد به زن خود وکالت بدون عزل در طلاق میدهد. اگر بعد از عقد او را از وکالت عزل کند، این عزل نافذ است؟
ج: اگر عقد مبتنی بر شرط یاد شده خوانده نشده و شرط در ضمن عقد لازم ذکر نشده باشد لازم الوفا نیست. میتواند همسرش را عزل کند.
س 137: زنی با شوهرش شرط میکند که بعد از پنج سال او را طلاق بدهد آیا این شرط صحیح است؟
ج: اگر عقد مبتنی بر شرط خوانده شده یا در ضمن عقد لازم یاد آوری شده است واجب الوفا است.
س 138: در ازدواج دایم شرط عدم توارث در ضمن عقد صحیح است؟
ج: عقد صحیح است اما شرط باطل است.
س 139: مردی با دختری ازدواج میکند و میگوید به شرطی با شما ازدواج میکنم که از مادر پیرم پرستاری کنی. اما دختر بعد از عقد زیر قولش میزند و به شرط عمل نمیکند. آیا چنین شرطی لازم الوفا است؟
ج: عقد صحیح اما شرط باطل است.
س 140: مردی در هنگام ازدواج شرط کرده که بدون اجازه همسرش ازدواج مجدّد نکند اگر ازدواج کرد، آیا عقد زن دوم باطل است؟
ج: عقد دوم صحیح است. اما شوهر کار حرام انجام داده است.
س 141: آیا مرد در عقد دایم میتواند شرط کند که نفقه همسرش به طور دایم یا به مدت نامعلومی بر عهدهاش نباشد؟
ج: شرط صحیح نیست امّا اگر زن شرط کند که مثلاً به مدت پنج سال از شوهرش نفقه نمیخواهد این شرط صحیح است.
س 142: در موردی که قبول عقد از سوی زن مبتنی بر عدم آمیزش جنسی (دخول) بوده اما مرد علی رغم میل باطنی زن دخول کرده است، آیا این عمل، زنا به شمار میآید؟
ج: اگر چه دخول حرام بوده است اما زنا به شمار نمیآید.
س 143: آیا زن میتواند در هنگام عقد، بیرون رفتن بدون اجازه شوهر را شرط کند؟
ج: نمیتواند چنین شرطی کند.
س 144: اگر زن در هنگام عقد شرط کند که مجاز به انجام کارهای فرهنگی در بیرون از خانه باشد و مرد قبول کند امّا اگر بعد از ازدواج مرد اجازه ندهد، زن میتواند بدون اجازه مرد از خانه خارج و کارهای فرهنگی انجام دهد؟
ج: با حفظ شؤون اسلامی، شوهر حق ندارد منع کند.
س 145: آیا زن در هنگام عقد میتواند شرط کند که شوهرش بر او ولایت نداشته باشد و بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود؟
ج: چنین شرطی باطل است.
س 146: آیا برای عقد دایمی یا موقت باید از حال زن تحقیق کرد که شوهر دار یا در عده نباشد؟
ج: اگر زن قبلاً در عدّه بوده تحقیق لازم است و گرنه قول زن، در نداشتن شوهر و نبودن در عده قبول میشود.
س 147: آیا میتوان بر ادعای زنان بی بندوبار در باره این که شوهر ندارند، وحایض و در عده نیستند اعتماد کرد؟
ج: در چنین مواردی ـ احتیاطاً ـ تحقیق شود.
س 148: اگر زن ادعا کند که شوهر ندارد اما بیّنه برخلاف ادعای او باشد کدام یکی مقدم میشود؟
ج: اگر بیّنه شرعی اقامه شود، بیّنه مقدم است.
س 149: زن سه طلاقه که نیاز به محلّل دارد (برای ازدواج مجدد شوهر اول) اگر ادعا کند که در این مدت با مرد دیگری به طوری دایمی ازدواج و طلاق گرفته است. آیا بدون داشتن مدرکی مبنی بر وجود محلّل، میتواند دو باره به عقد شوهر اول در آید؟
ج: اگر شوهر قبلی (از سخنان زن اطمینان پیدا کند بر ازدواج دایم و دخول و رضایت محلّل برای طلاق، بعد از انقضای عدّه میتواند از دواج کند وگر نه تحقیق لازم است.
س 150:زنی که با او نزدیکی نشده و هنوز باکره است امّا سه بار طلاق گرفته است، نیاز به محلّل دارد؟
ج:بله! نیاز به محلّل دارد.
س 151: آیا در صدق محلّل، آمیزش (دخول) به اندازه حشفه کفایت میکند یا انزال در فرج زن توسط محلّل شرط است؟
ج: دخول به اندازه حشفه کفایت میکند، انزال لازم نیست.
س 152: اگر زن با استفاده از وسایل جلوگیری یاغیر آن یقین داشته باشد به عدم انعقاد نطفه میتواند پیش از پایان ایّام عدّه ازدواج کند؟
ج: در مواردی که زن باید عدّه بگیرد، عدّه لازم است اگر چه زن بچّه دار نشود.
س 153: زنانی که رحم شان با عمل جرّاحی بیرون آورده شده، برای از دواج مجدّد نیاز به انقضای عده دارد؟
ج: اگر صغیره، یائسه و غیر مدخوله نباشند نیاز به انقضای عدّه دارند.
س 154: آیا عقد زن حایض صحیح است؟
ج: بله!
س 155: آیا آمیزش و مقاربت با همسر آبستن و بار دار جایز است؟
ج: اگر ضرری به زن بار دار و بچّهاش نداشته باشد جایز است.
س 156: آیا مرد میتواند با زن خود به گونه ای ملاعبه (بازی) کند که تمام مقدمات نزدیکی حاصل شود، منی از مرد خارج شود اما به حد دخول نرسد؟
ج: بله! اشکال ندارد.
س 157: در جامعه امروزی زنان فاحشه و روسپی زیادی وجود دارند که در برابر پول خود فروشی میکنند و اعتقادی به صیغه و متعه ندارند:
الف) 159: آیا متعه چنین افرادی جایز است؟
ب) 159: در صورت جواز متعه آیا ثوابی هم برآن مترتب است؟
ج)159: آیا برای خواندن صیغه عقد موقت زن از مدت و مهریه باید اطلاع پیدا کند و موافقت خود را با وکالت وکیل اعلام کند با توجه به این که یقین داریم که با وکالت و مدّت و مهریه موافق است چون در برابر پول خود فروشی میکند؟
د) 159: با توجه به این که اعتقاد به عدّه ندارند، کسی دیگر پیش از پایان عدّه میتواند، صیغه کند؟
هـ) 159: با توجه به این که احتمال دروغ گفتن آنان زیاد است آیا لازم است که از شوهر نداشتن و حایض نبودن آنها سؤال شود؟
و) 159: اگر باکره باشند و تنها از طریق دُبُر وسایر استمتاعات رابطه بر قرار میکنند، اجازه پدرش لازم است؟
ز) 159: با توجه به این که یکی از شرایط عقد، قصد انشاء است، قصد انشاء به معنای واقعی کلمه در باره این افراد تحقق نمییابد، وظیفه چیست؟
ج) 159: جایز است امّا کراهت دارد.
ب) 159: منظور از کراهت در چنین موارد، کمترین ثواب است.
ج) 159: در مواردی که متعه جایز است عاقد وکیل (هرکه باشد) باید از زن اجازه بگیرد و مدّت و اُجرت را معین کند.
د) 159: اگر زنان مورد نظر یائسه نباشند باید عدّه نگهدارند و اگر مرد نداند که در عدّه است، ازدواج موقت اشکال ندارد. امّا اگر بداند ازدواج جایز نیست.
هـ) 159: به قول آنان میتوان اعتماد کرد مگر در خبر دادن از پایان عدّه وفات شوهر شان.
و) 159: در ازدواج دختر باکره بنا بر احتیاط واجب اجازه پدر شرط است.
ز) 159: عقد بدون قصد انشاء باطل است.
س 160: اگر مردی با زنی از دواج موقت و دخول کند پس از پایان مدّت. امّا در عدّه با آن زن ازدواج دایم بکند و پیش از دخول او را طلاق بدهد آیا این زن غیر مدخوله به شمار میآید و کسی میتواند بدون عدّه نگهداشتن با او ازدواج کند؟
ج: اگر با مردی دیگری ازدواج میکند لازم است که عدّه عقد موقّت تمام شود.
س 161: برخی فرموده اند، متعه زانیه مشهوره جایز نیست، منظور از مشهوره چیست؟
ج: زنیکه مردم اورا در ازدواج، پای بند به مسایل شرعی نمیشناسد و به این صفات مشهور است.
س 162: اگر سیّدی زنا کند و بچّه ای متولد شده آیا به سادات ملحق میشود و میتوان به او خمس داد؟
ج: به سادات ملحق نمیشود و مستحق خمس نیست.
س 163: مردی با دختری نامزد بوده، سپس خاله او را عقد و دخول و مدّتی با هم زندگی کرده اند، بعد از مدّتی دختر نامزد شده را عقد میکند در حالی که خاله دختر به این ازدواج راضی نبوده است. چندین ماه با خاله و خواهر زادة خاله زندگی میکند بعد از آن خاله را طلاق میدهد:
س 1ـ163: زندگی قبلی آنان از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
س 2 ـ 163: اگر خاله راضی به طلاق بوده باشد امّا راضی به ازدواج مرد با دختر خواهرش نبوده باشد مسأله چه حکمی پیدا میکند.
س 3ـ 163: اگر عقد دختر خواهر باطل باشد آیا نیاز به طلاق دارد یا بدون طلاق از شوهرش جدا شود؟
س 4ـ 163: با توجه به این که دختر خواهر به مسایل شرعی آگاهی نداشته است و حالا که فهمیده، از دواج اشکال شرعی داشته است، مستحق مهریه است یانه؟
ج 1ـ 163: اگر بعد از عقد دختر خواهر، خاله از آن عقد راضی نبوده و مخالفت خود را اظهار کرده باشد، عقد باطل و زندگی شوهر با دختر خواهرِ زنش حرام بوده است.
ج 2ـ163:اگر پیش از طلاق دادن خاله، خاله بگوید به ازدواج تو با دختر خواهرم راضی هستم به شرط اینکه مرا طلاق بدهی و شوهر هم خاله را طلاق بدهد ازدواج با دختر خواهر همسر اول صحیح است. اگر قبل از طلاق مخالفت کند و بعد از طلاق رضایت بدهد، ازدواج صحیح است. امّا باید صبر کند تازن حایض شود بعداً با او ازدواج کند.
ج3ـ 163: اگر خاله با ازدواج دختر خواهرش مخالفت کند و رضایت ندهد، عقد دختر خواهر باطل است و نیاز به طلاق ندارد.
ج4ـ 163: اگر خاله راضی نباشد، دختر خواهر مهر المثل خودش را مستحق است. امّا اگر راضی شود، دختر خواهرش مهر المسمّیٰ را مستحق است.
س 164: تمکین نکردن زن از شوهر چه گونه تحقق مییابد؟
ج: با ترک خانه شوهر بدون عذر شرعی و امتناع از استمتاع شوهر.
س 165: آیا پرداخت هزینه زایمان زن بر شوهر واجب است؟
ج: بله! هزینه زایمان جزء نفقه به شمار میآید.
س 166: آیا نفقه زن در زمان بار داری بر شوهر واجب است؟ و اگر اورا در حال بارداری طلاق دهد حکم مسأله چگونه است؟
ج: بله! چه در طلاق رجعی و چه غیر رجعی فرق نمیکند تا وضع حمل نکند نفقهاش بر شوهر است.
س 167: زنی بدون اجازه شوهرش از افغانستان به ایران میآید. دختر خردسالش را همراه خود میآورد. بعد از چند سال، دختر را بدون اجازه پدرش به شوهر میدهد و میگوید عقد در دفتر آیة الله محقق کابلی خوانده شده است.آیا این عقد صحیح است؟
ج: اگر گرفتن اجازه از پدر دختر ممکن نباشد مثلاً دسترسی به پدر امکان نداشته باشد عقد صحیح است.
س 168: با توجه به سؤال پیشین، اگر پدر دختر بعداً به عقد دخترش راضی شود آیا صیغه عقد پیشین کفایت میکند یا دو باره خوانده شود؟
ج: عقد از اول صحیح بوده است نیاز به خواندن دو باره نیست.
س 169: وقتی که با همسرم ازدواج کردم، همسرم از شوهر قبلی خود دختر یک ساله ای داشت که با خود آورد و در خانه من بزرگ شد و به مدّت پانزده سال من خرج زندگیاش را پرداخت کردم. اکنون بدون اجازه من با پسری داییاش ازدواج کرده است. آیا من حق دارم هزینه های پانزده ساله را بگیرم و آیا حق دارم اورا اکنون از خانه ام بیرون کنم؟
ج: عقد نکاح دختر صحیح است. چون قربة الی الله بزرگ کرده اید حق ندارید چیزی مطالبه کنید، البته حالا حق دارید که او را از خانه تان بیرون کنید.
س 170: کسی، عقد موقت دختری را بدون اجازه اولیای دختر خوانده است پس از پایان مدّت عقد، اولیای عقد اجازه میدهند آیا این عقد صحیح است؟
ج: عقد صحیح است.
س 171: اگر مردی عقد دختر صغیره ای را با اجازه اولیای دختر، برای پدر بزرگ خود بخواند آیا این عقد صحیح است؟
ج: اگر به مصلحت دختر بوده باشد عقد صحیح است و محرمیت به وجود میآید.
س 172: زنی را برادرانش از خانه شوهرش به خانه خودشان میبرد و به او اجازه باز گشت نمیدهد و علی رغم میل زن او را در خانه خود نگاه میدارد. نفقه این زن بر شوهرش است یا بر برادرانش؟
ج: نفقه بر برادرانش است که مانع باز گشت او به خانهاش میشوند.
س 173: دخالت در امور خانوادگی دیگران به قصد فروپاشی چه حکمی دارد؟
ج: حرام است.
س 174: آیا گرفتن گًلَه (شیر بها) جایز است؟ در صورت حرمت گیرنده مالک آن میشود؟
ج: اگر بدون رضایت داماد باشد جایز نیست و پدر عروس مالک آن نمیشود.
س 175: دختری هستم که عمویم مرتکب قتل شده بوده، بعد از جلسات فراوان، برای حلّ دعوای قتل مرا در سن صغارت با اجازه پدرم برای یکی از پسران مقتول عقد میکنند. با توجه به این که، این عقد مفسده دارد، من دیّه و عوض خون مقتول قرار گرفته ام علاوه بر این مهریه ای برای من قرار ندادهاند بنا بر این من روزگا خود را سیاه میبینم، اگر مرا مجبور به ازدواج کنند، خود کشی خواهم کرد وظیفه من در برابر این عقد چیست؟
ج: اگر ازدواج تان مفسده دارد بعد از بلوغ میتوانید به هم بزنید یا امضا کنید و اگر پدرتان مجبور و مکرِه به قبول عقدتان شده بوده است، عقد اکراهی و اجباری باطل است و زوجیت محقق نشده است.