س 1: پدری زمین خود را به یکی از پسرانش هبه می‌کند، مشروط به این که تا دو سال بعد از فوتش به نیابت از او حج کند اما پسرش بعد از پنج سال حج انجام می‌دهد. آیا بعد از پایان سال دوم حق تصرف در زمین موهوبه را داشته است؟
ج: به تأخیر انداختن حج بعد از پایان سال دوم بدون عذر شرعی جایز نبوده است اگر دیگر ورّاث واهب، هبه را فسخ نکرده باشند تصرف در زمین اشکال ندارد.

 

س 2: اگر کسی، مالی را به ذی رحم خود هبه کند و پیش از تلف شدن عین موهوبه واهب یا موهوب له فوت کند آیا ورثه واهب حق فسخ دارند؟
ج: با فوت واهب یا موهوب له، هبه لازم می‌شود. ورثه واهب حق فسخ ندارند.

 

س 3: مردی یک قطعه زمین را به یکی از پسرانش که در خارج است هبه می‌کند اما پیش از آن که موهب له با خبر شود، پدر از دنیا می‌رود آیا این هبه صحیح است؟
ج: در صحت هبه قبول و قبض شرط است و بدون آن هبه باطل است.

 

س 4: اگر موهوب له دسترسی به عین موهوبه نداشته باشد آیا می‌تواند برای قبض وکیل بگیرد؟
ج: بله!

 

س 5: آیا موهوب له می‌تواند بعد از فوت واهب قبول و قبض کند؟
ج: قبول و قبض بعد از فوت واهب کفایت نمی‌کند عین موهوبه به عنوان میراث به ورثه انتقال پیدا می‌کند.

 

س 6: کسی که پنج فرزند دارد یک قطعه زمین خریده است و در حضور چهار نفر به طور شفاهی گفته است که زمین خریده شده مال دو فرزند کوچکش است. این قضیه مسکوت می‌ماند تا بیست سال بعد که خریدار از دنیا می‌رود حکم این مسئله چیست؟
ج: اگر در زمانی که گفته زمین مال دو پسر کوچکم، پسران یاد شده صغیر بوده‌اند زمین مال آن دو است و اگر کبیر بوده‌اند در صورتی مال آن‌ها به حساب می‌آید که پدر زمین را به آن‌ها هبه و آن‌ها قبول و قبض کرده باشند.

 

س 7: خانمی که سرمایه‌اش را در اختیار شوهرش قرار می‌دهد آیا می‌تواند در زمان حیات شوهر از او مطالبه کند یا بعد از فوت شوهر از ما ترک او بردارد؟
ج: چنانچه هبه نکرده باشد می‌تواند در حیات شوهر پس بگیرد و بعد از فوتش از ترکه‌اش بردارد.

 

س 8: بعد از مرگ متوفی کاغذ نوشته‌ای پیدا شده مبنی بر اینکه زمینش را به برادرانش هبه کرده است اما شاهدی بر این هبه وجود ندارد و برادران هم از این هبه اطلاعی ندارند آیا این هبه صحیح است؟
ج: در فرض سؤال هبه باطل و زمین به ورثه متوفی منتقل می‌شود.

 

س 9: اگر پدری بخواهد زمینش را برای پسر صغیرش هبه کند می‌تواند از طرف پسرش وکیل شود و قبض کند؟
ج: بله!

 

س 10: خانمی بعد از فوت پدرش، از خواهر بزرگش که سفیه بوده است، هبه نامه می‌گیرد. بعد از مدتی خواهر بزرگ پشیمان می‌شود، اما خواهر کوچک هبه نامه را نشانش می‌دهد آیا این هبه صحیح است؟
ج: اگر خواهر بزرگ سفیه باشد و همسایه‌ها نیز تأیید کنند، هبه نامه ارزشی ندارد. خواهر بزرگ (سفیه) می‌تواند زمین خود را پس بگیرد.

 

س 11: زنی، زمین خود را به برادرش هبه کرده با این شرط که برادر با او زندگی کند. موهوب له پس از فروختن زمین به شرط خود عمل نمی‌کند و از خواهرش جدا شده و به ایران می‌رود آیا خواهر می‌تواند هبه را فسخ کند؟ آیا فروش زمین موهوبه توسط موهوب له صحیح بوده است؟
ج: اگر خواهر زمین خود را هبه کرده و برادر به شرط عمل نکرده باشد، خواهر حق فسخ دارد. اگر فروش زمین پیش از فسخ هبه باشد، معامله زمین صحیح است. اما برادر باید رضایت خواهر را جلب کند با پرداخت پول یا زمین دیگر.

 

س 12: زنی در حدود هفتاد سال پیش زمین موروثی خود را به عموی خود هبه می‌کند. اکنون که هبه نامه گم شده و شاهد‌ها یکی پس از دیگری فوت کرده‌اند، فرزندان واهبه مرحومه ادعا می‌کنند که مادرم زمین خود را هبه نکرده است. اگر هبه کرده است موهوب له، هبه نامه و شاهد بیاورد؛ حکم این مسئله چیست؟
ج: اگر خود واهبه در زمان حیات خود ادعایی نداشته است، پسران او حق مطالبه زمین ندارند.

 

س 13: در حدود هفتاد سال پیش زمینی برای آسیابان هبه می‌شود تا آسیاب بسازد در جلوی آسیاب در حدود صد متر مربع بار انداز بوده که علف‌های آن را آسیابان جمع آوری می‌کرده است، همان زمین را اکنون نهال غرس کرده است اما واهب مانع شده است. آیا صاحب آسیاب به عنوان حریم می‌تواند اقامه دعوا کند، اگر می‌تواند حد حریم چه‌قدر است؟
ج: صاحب آسیاب در حریم آن حق تصرف دارد و واهب نمی‌تواند مانع شود. حد حریم آسیاب به اندازه‌ای است که اگر آن مقدار زمین به عنوان حریم نباشد صاحب آسیاب در مضیقه قرار می‌گیرد.

 

س 14: در زمان حیات پدرم، زمین‌های کشاورزی ما تقسیم شد. چند سال کشاورزی کردم و بعد از آن به ایران آمدم. بعد از آمدن ما به ایران پدرم فوت کرده است. اکنون پسران برادرم ادعا می‌کنند که پدرت بعد از رفتن شما به ایران زمین‌هایت را به ما هبه کرده است و شما دیگر حقی ندارید، آیا می‌توانم زمین‌هایم را پس بگیرم؟
ج: بر فرض اینکه پدرت زمین شما را به پسران برادرت هبه کرده باشد هبه نافذ نیست. می‌توانید زمین‌های خود را مطالبه کنید.

 

س 15: دو خواهر یک برادر، زمین‌های مادرشان را به عنوان میراث گرفتند. هر دو خواهر سهمیه شان را به برادرشان بخشیدند. این هبه و بخشش اگر چه سند و مدرک کتبی ندارد اما شهودی دارد. اکنون که برادر و هر دو خواهر از دنیا رفته‌اند، ورثه خواهر از ورثه برادر خواهان سهمیه مادرشان شده ‌اند. اکنون سؤال این است:
1ـ 15: با توجه به اینکه خواهران به ذی رحم (برادر) خود هبه کرده‌اند آیا هبه لازم است؟ و ورثه خواهر حق مطالبۀ سهمیه مادر شان را ندارند؟
2 ـ 15: چون مدرک کتبی بر هبه وجود ندارد و وارث در زمان حیات موهوب له ادعایی نداشته است آیا این ادعا بر میت به شمار نمی‌آید آیا مورد قبول واقع می‌شود؟
ج: اگر خواهران در زمان حیات خود نسبت به زمین موروثی تحت تصرف برادرشان ادّعا و اعتراضی نداشته‌اند حتّی اگر ـ شرعاً ـ هبه ثابت نشود باز ورثه خواهران نمی‌توانند مطالبه کنند چه رسد به زمانی که ورثه برادر شاهد و گواهی بر هبه داشته باشند زیرا هبه به ذی رحم قابل فسخ نیست و حتی اگر قابل فسخ باشد باید خود خواهران فسخ می‌کردند وقتی خواهران نسبت به تصرف برادرشان حرفی نزده‌اند و اعراض کرده اند، ورثه خواهران به طریق اولیٰ نمی‌توانند ادّعایی داشته باشند.

 

س 16: پدری که چند فرزند دارد اموال منقول و غیر منقول خود را به فرزندانش هبه می‌کند با این شرط که تا زنده است در محصولات زمین شریک باشد فرزندان قبول و قبض می‌کنند غیر از یکی که اعتراض می‌کند. قطعه زمینی را به فرزند معترض به طور موقت می‌دهند آیا این گونه هبه کردن صحیح است و آیا زمینی را که علاوه بر حق فرزند معترض به او داده‌اند، می‌توانند از او پس بگیرند و بین خودشان تقسیم کنند؟
ج: اگر در هنگام هبه فرزندان واهب کبیر بوده‌اند و به شرط پدر هم عمل کرده‌اند هبه صحیح است، زمینی را که موقتاً به برادر معترض شان داده‌اند می‌توانند پس بگیرند اگر فرزندان صغیر بوده باشند، باز هبه صحیح است وقبض پدر کافی است.

 

س 17: من آسیاب آبی داشتم، شخصی دو قطعه چمن را برایم هبه نمود و در عوض تمام مایحتاج خوراکه اشرا بدون مزد آرد نمایم اما بعد از گذشت 25 الی 30 سال در اثر خشک آبی و به وجود آمدن آسیاب های ماشینی دیگر آسیاب های آبی از کار افتاده تقریباً از بین رفته در این صورت معامله ما چطور می‌شود؟
ج: اگر مدّت را معین کرده باشید اصل معامله صحیح است ولی بعد از خشک شدن آب موهوب له غلات واهب را در جای دیگر آرد کند و الاّ واهب خیار فسخ دارد و اگر مدّت آرد کردن را معین نکرده باشد آن معامله از اصل باطل است.

 

س 18: پدرم می‌گوید بابایم یک برادر ضعیف داشت یک مقدار زمین را به برادرش داد به طور امانت که چارۀ شما شود بعداً که پسران برادر بزرگ شد و از نظر مالی روزگارش خوب شدند پدر بزرگ ما ادعای زمین خود کرد که حالا زمین مرا بر گردان ولی آنها زمین را ندادند حکم مسئله چیست؟
ج: در فرض سؤال اگر پدر بزرک شما در زمان حیات خود زمین را مطالبه کرده وایشان نداده باشد اکنون پدرشما می‌تواندزمین پدرش را مطالبه کند.

 

س 19: هدایایی که در زمان نامزدی به دختر و پسر داده می‌شود، آیا از نوع هبه مشروطه است(به صورت شرط ضمنی) به طوری که اگر نامزدی بهم بخورد و ازدواج انجام نشود، به علت محقق نشدن شرط ضمنی، واهب بتواند عین موهوبه یا مثل ویا قیمت آن را پس بگیرد؟
ج: در فرض سؤال اوّل اگرقصد هبه داشته است بنا بر احتیاط نمی‌تواند آن هدایا را از زوجه پس بگیرد.

 

س20: در هبه به ذی رحیم، اگر واهب چیزی را شرط کند و متهب آن شرط را عمل نکند، آیا واهب می‌تواند رجوع کرده و عین موهوبه، یا مثل و یا قیمت آن را استرداد نماید؟
ج: بلی اگر به شرط عمل نکند واهب می‌تواند هبه را به هم بزند.

 

س 21: درهبه مشروطه، هرگاه قبل از تحقق شرط، یکی ازطرفین ازدنیا برود آیا هبه لازم گردیده واسترداد عین موهوبه، یا مثل و یا قیمت آن جایز نیست؟
ج: اگر واهب قبل از آنکه موهوب له به شرط عمل کند فوت نماید وارث واهب حق فسخ دارد اگر واهب حق خیار خود را ساقط نکرده باشد.