س : 1056- اگر موهوب له (کسی که مالى به او بخشیده شده است ) عوض را به واهب (بخشنده ) بدهد.آیا قبول عوض لازم است.
ج : قبول عوض بر بخشنده واجب نیست.اما اگر قبول کرد هبه لازم می شود.

س : 1057 – کسى که دیگرى مالى به او بخشیده است (موهوب له) اگر مالى را به عنوان عوض به واهب و بخشنده بدهد، می تواند رجوع کند و آن را پس بگیرد؟
ج : رجوع اشکال دارد و بلکه ممنوع است.

س : 1058- اگر مال بخشیده شده منافع منفصله داشته باشدمانند میوه، حمل، بچه، شیر در پستان و…و بخشنده بخواهد رجوع کند آیا این منافع منفصله مال واهب است یا موهوب له؟
ج : این نمائات مال موهوب له است و واهب فقط عین را می تواند پس بگیرد.

س : 1059- اگر شخصى ملک خود را به کسى هبه کند اما شرط کند که تا زنده است خود واهب از آن استفاده کند صحیح است؟
ج : اگر به ذوى الارحام با این شرط هبه کند صحیح است و اگر تخلف کند می تواند رجوع کند، اما اگر هبه به غیر ذوى الارحام باشد، چون هبه لازم نیست بدون شرط هم می تواند رجوع کند.

س : 1060- اگرکسى براى خانمش لباسى خریدارى می کند وبعد فوت کند ومعلوم نیست که آیا او درزمان حیات خود این لباس رابه زوجه اش تملیک کرده است یا نه، لباس مذکورجزء ترکه است یا جزء اموال زوجه؟
ج : اگر معلوم نباشدکه به زن هبه کرده است یا نه جزء ترکه میت و مال ورثه است.

س : 1061- آیا هبة دین و هبة منافع درست است؟
ج : هبة منافع صحیح نیست زیرا شرط صحت هبه آن است که موهوب عین باشد، اما در هبة دین اگر به خود مدیون هبه شودکه فایده اش ابراء ذمه اى او است صحیح است و احوط این است که مدیون قبول کند.

س : 1062 – هبه اى معوضه چه نوع هبه اى است؟
ج : هبة معوضه آن است که درآن یا شرط عوض شده باشد ویا اینکه موهوب له عوض آن را به واهب بدهد اگر چه شرط عوض نشده باشد.

س : 1063- آیا در هبة معوضه، پرداختن عوض از سوى موهوب له به واهب شرط است؟
ج : منظوراشتراط عوض است اگر چه این عوض صلح مال یا حقى باشد.بنابراین اگر واهب شرط کند که موهوب له مال یا حقى را به او صلح نماید صحیح است و اگر طبق آن شرط عمل نمود و او هم قبول نماید هبه معوضه می شود و واهب حق رجوع ندارد.

س : 1064- رجوع درهبه چگونه محقق می شود؟
ج : رجوع به دوگونه محقق می شود، یا به قول مانند اینکه بگوید من رجوع کردم و یا به عمل و فعل، مانند اینکه مال را ازموهوب له بگیرد، یا آن رابه دیگرى ببخشد و یا بفروشد و یا اجاره و رهن د هد ومانند اینها, درصورتیکه این کارهابه قصد رجوع باشد.

س : 1065- اطلاع دادن موهوب له ازرجوع لازم است؟
ج : لازم نیست.انشاء رجوع کافى است.

س : 1066- زید زمین خود را به عمرو بخشیده است وچون قابل کشت نبوده است عمرو آن راتصرف نمی کند بعد از مدتى عمرو فوت می کند، پسر عمرو نیز آن را تصرف نمی کند، اکنون نوبت به نوه اش رسیده است و مدعى ملکیت زمین مذکور را دارد به این دلیل که زید آن را به پدر بزرگش بخشیده است و در حال حاضر زمین درتصرف ورثه زید است، حق باکیست؟
ج : مال بخشیده شده قبل از قبض ملک واهب است.بعد از اینکه موهوب له آن را قبض کرد و متصرف شد، باز اگر هبه به ذى رحم و یا معوضه نباشد تا عین باقی است می تواند رجوع کند و عین را برگرداند،ولى اگر موهوب له وفات کند، هبه لازم می شود.

س : 1067- شخصى خانه اى را به دیگرى می بخشد و سالها هر دو درآن خانه زندگى می کنند و سند هبه نیز به قلم یکى ازعلماء محلى نزد موهوب له موجود است.ولى واهب این مدرک را قبول ندارد و می گویدکه موهوب له درعمارت تصرت نکرده است، آیا سکونت او تصرف حساب می شود؟
ج : اگر هبة مذکور معوضه باشد یا به ذى رحم و یا به گونه اى صلح شرعى باشد، و واهب اذن صریح تصرف در خانه را به موهوب له داده باشد(که از طریق سکونت هر دو در خانه تصرف انجام گرفته است ) رجوع واهب جایز نیست.و در غیر این موارد و شرایط می تواند رجوع کند.

س : 1068- پدرى ملکى را به پسرخود هبه می کند و شرط می کند تا من زنده هستم منافع آن متعلق به خودم باشد.بعداً ادعا می کند که من هنگام هبه کردن به ارزش واقعى زمین آگاه نبودم و فکر می کردم که ارزش آن خیلى کمتر از آن است.البته درموقع هبه کردن کسى او را از قیمت واقعى زمین آگاه نکرده بود.ازطرف دیگر پسر نیز به پدر وعده داده بوده است که مخارج سفر حج پدر را پرداخت خواهد کرد, تکلیف ورثه پسر چیست؟ واجب است که به وعده اى که پدرشان به پدر بزرگ شان (موهوب له به واهب ) داده است عمل نمایند؟
ج : اگر تا هنگام مرگ، موهوب له آن مال را قبض وتصرف نکرده باشد با فوت او هبه باطل شده است و اگر قبض کرده باشد(اگر چه بعداً براى استفاده آن, را در اختیار واهب قرار داده باشد) هبه لازم شده است و واهب حق رجوع ندارد.اما عمل کردن به وعدة پدر ازمال صغارجایز نیست.ولى ورثه کبار بهتر است به وعدة پدر عمل نمایند.اگر چه عمل به وعدة زبانى پدر واجب نیست.اما اینکه پدر بعد از هبه ادعا کرده که از قیمت و ارزش واقعى زمین آگاه نبوده است، مانع ازصحت هبه نیست.

س : 1069- در هبة معوضه اگر تنها از یکی طرف اقباض صورت گیرد، هبه لازم می شود؟
ج : در هبة مشروط به عوض قبض و اقباض (گرفتن و پرداختن ) هر دو لازم است.و با قبض یک طرف هبه لازم تحقق نمی یابد.

س : 1070- اگرمالى به یتیمی هبه شود، با قبض قیّم یتیم، هبه حاصل می شود؟
ج : با قبض یا اذن ولى، هبه حاصل می شود.

س : 1071 – اگر مال بخشیده شده از قبل در اختیار موهوب له باشد،قبض جدید لازم است؟
ج : قبض جدید لازم نیست.

س : 1072- اگر ولى صغیر از مال خودش که دردستش هست به صغیر ببخشد، نیاز به قبض جدید دارد؟
ج : قبض جدید لازم نیست، ولى بهتر وموافق با احتیاط این است که ولى بعد ازهبه ازطرف صغیر قبض کند.

س : 1073 – هبة مال مشاع صحیح است؟
ج : صحیح است.چونکه قبض مشاع هم با اجازه شریک امکان دارد.

س : 1074 – اگر کسى تمام املاک خود را به یکى از فرزندان خود هبه نماید، ولى فرزند از آن بى اطلاع باشد.وپدر بعد ازچند سال همین اندک املاک خود را به کسى بفروشد و بعد از فروش، فرزندش متوجه و آگاه شودکه پدرش چند سال قبل این املاک را به او بخشیده است و تاریخ هبه نیز چند سال قبل ازتاریخ قبالة فروش است حکم مسأله چیست؟
ج : اگر هبه ثابت شود و در حال هبه فرزند صغیر بوده است و پدر ولایتاً از طرف او قبض و قبول کرده باشد.هبه صحیح و فروش بعدى پدر باطل است.اما اگر فرزند کبیر بوده است و قبض و اقباض صورت نگرفته باشد.هبه باطل و معامله بعدى پدر صحیع است.

س : 1075- درقبض هبه فوریت شرط است؟
ج : شرط نیست.هر وقت بخواهد می تواند قبض کند.در صورتیکه واهب قبل از قبض از هبة خود رجوع نکرده باشد.

س : 1076- منافعى که ازمال بخشیده شده در فاصله زمانى بین هبه و قبول ازجانب موهوب له، بد ست می آید مال واهب است یا موهوب له؟
ج : مال واهب است، چون موهوب له عین را بعد از قبول و قبض عین موهوبه مالک می شود.

س : 1077 – درهبة به ذى رحم جعل خیار فسخ ازطرف واهب جایز است؟
ج : جایز است، به عنوان تخلف شرط، مثل اینکه پدربه پسر زمینى را هبه کند و شرط کند که لباس را براى او بدوزد و پسر قبول کند اگر لباس را ندوزد پدر می تواند هبه را فسخ کند.

س : 1078- درهبه معوضه درصورت بقاء عین موهوبه واهب حق رجوع دارد؟
ج : حق رجوع ندارد.چون هبة معوضه از عقود لازم است.

س : 1079- در هبة بین زن و شوهر درصورت بقاء عین رجوع جایز است؟
ج : اگر قبض صورت گرفته باشد بنابر احتیاط واجب حق بهم زدن را ندارند.

س : 1080- اگر کسى بد هکار خود را آبراء ذمه کند، دوباره می تواند طلب خود را از او بگیرد؟
ج : با آبراء ذمه بد هکاربرى الذمه می شود و طلبکارحق رجوع ندارد.

س : 1081- جهیزیه اى که از سوى پدر و مادر به دختر داده می شود، مثل سائر ترکه است و شوهر از آن ارث می برد؟
ج : ظاهر این است که پدر و مادر این جهیزیه را به دختر هبه می کند.لذا او مالک می شود و همانند سائر ترکه، شوهر از آن ارث می برد.

س : 1082 – در هبة معوضه اگر موهوب له عین موهوبه را قبض کند اما عوض را ندهد، حکم چیست؟
ج : واجب است عوض را بدهد و اگر ندهد واهب حق بهم زدن هبه را دارد.

س : 1083- در هبة معوضه بین پدر و پسر اگر پسر مال موهوب را قبض کرد ولى عوض را نداد، پدر حق رجوع دارد؟
ج : حق رجوع دارد.اگرچه عین تلف شده باشد، درمثلى به مثل و درقیمی به قیمت می تواند رجوع کند.

س : 1084- شخصى مال خود را به ذى رحم خود هبه کرده است، در بعضى قبض و تسلیم صورت گرفته است و در بعضى صورت نگرفته است، نسبت به مقدارى که تسلیم نکرده است حق رجوع دارد؟
ج : می تواند رجوع کند چون قبض و اقباض صورت نگرفته است.

س : 1085- شخصى سه فرزند دارد، زمین و سایر اموالش را بین دو فرزندش تقسیم می کند و فرزند سوم را عاق می کند، آیا پسر عاق شده بعد از فوت پدر از اموال ا و ارث می برد؟
ج : اگر در زمان حیات خود اموالش را براى دو فرزندش هبه کرده باشد و آن دو نیز قبول و قبض کرده باشند، پسر عاق شده ارث نمی برد و اگر وصیت کرده باشد اموالش را براى دو فرزندش، در این صورت، وصیت به مقدار ثلث از اموالى میت نافذ است و در زائد بر ثلث اگر تمام ورثه راضى شدند نافذ است و اگر راضى نشدند، ثلث اموال بین آن دوبرادرتقسیم می شود و دوثلث دیگر بین تمام ورثه تقسیم می شود به شمول فرزند عاق شده.

س : 1086- شخصى در حال بیمارى اموال منقولش را براى برادر غائبش هبه می کند.و بعد از چند روز فوت می کند.سه ماه بعد از فوتش، برادرش از هبه آگاه می شود.اولا: این هبه صحیح است؟ وثانیا: در صورت عدم صحت، متوفى یک مادر سفیه، دارد و سه برادر، آن اموال به چه کسى تعلق می گیرد؟ و ارث، به مادر که سفیه است تعلق می گیرد.و او می تواند اموالش را به کس دیگر هبه کند؟
ج : هبه به برادرش باطل است، زیرا واهب قبل از قبض و اقباض فوت کرده است و آن اموال در فرض سوال به مادر تعلق می گیرد.اگر چه سفیه باشد.اما هبة سفیه بدون اذن حاکم شرع صحیح نیست.

س : 1087- اگر کسى زمین خود را به شرط عوض به دیگرى هبه نماید ولى موهوب له عوض را پرداخت نکند و واهب فوت نماید، آیا ورثه واهب حق فسخ را دارند؟
ج : حق فسخ دارند.

س : 1088- اگر کسى مالى را که منقول است به دیگرى بفروشد اما قیمت آن را به طورکامل دریافت نکند.آیا بایع خیار فسخ دارد، و نیز در هبة معوضه اگر بعضى از عوض به عهدة موهوب له باقى بماند، واهب خیار فسخ دارد؟
ج : در هبة معوضه در فرض سوال خیار فسخ دارد.اما در بیع ندارد، مگر اینکه مبیع را به مشترى تسلیم نکرده باشد،که در این جا خیار تأخیر بعد از سه روز می آید.

س : 1089- شخصى از مال منقول خود براى پسر غائب خود هبه می کند وکس دیگرى را با اجازه حاکم شرع وکیل می گیردکه ازطرف پسر غائبش مال را قبض کند.اما موهوب له تا زمان فوت واهب حاضر نمی شود.این هبه نافذ است؟
ج : در هبه قبض خود موهوب له یا وکیل او معتبر است، نه قبض وکیل واهب.

س : 1090- شخصى چند فرزند صغیر و یک خواهر دارد، بعد از فوتش بین فرزندان صغیر و خواهرش اختلاف واقع می شود.خواهر خواهان سهم خود از زمین می شود.اما صغیران ادعا دارند که شما حق خود را به پدر ما (که برادر شما بوده است ) هبه کرده اید، و سند هبه را نیز ارائه می دهند.اما خواهر منکر می شود و می گوید سند جعلى است.آیا صغارحق قسم دادن عمه اى شان را دارند؟
ج : وصى میت با قیّم و ولى صغار حق اقامة شهود دارند و با نبودن شهود حق قسم دادن خواهر میت را دارند.

س :1091- زنى فوت می کند در حالیکه چند برادر و چند فرزند دارد، زمین هاى موروثى زن در اختیار برادرانش می باشد.اما اکنون فرزندان این زن خواهان زمین مادرشان هستند اما برادرانشان ادعا دارند که خواهرانشان سهم خود را به آنها هبه کرده است، دعواى مذکور توسط قضاه در حوزة اسلامی به نفع برادران زن فیصله می گردد و زمین درتصرف آنها باقى می ماند.اما بعد ازمدتى یکى از علماء یک قطعه از زمین مذکور را به وارث خواهر می دهد و سالها است که وارث خواهر از آن زمین استفاده می کند، برادران آن زن اکنون از دنیا رفته اند.اما وارثین این برادران بر اساس همان فیصلة قبلى قضاه ادعاى استرداد زمین را دارند، اولا: می توانند زمین را بگیرند و ثانیا: در صورت جواز حاصلات چند ساله را نیز می توانند از وارث خواهر بگیرند؟

ج : اگر سند و هبه نامة شرعى داشته باشند، وارثین برادران حق دارند، زمین را با اجره المثل آن بگیرند.