س : 1092- پدرى5 فرزند دارد، 3 فرزند کار می کنند و 2 برادر دیگرشان چون کوچک اند کار نمی کنند، آن سه برادرکه کار می کنند درآمد حاصل ازکارشان را بدون هبه در اختیار پدر قرار می دهند (طبق رسم معمول در منطقه )، حال اگر پدر فوت نماید.اموال چگونه قسمت می شود؟
ج : اگر پول حاصل ازکارشان را به پدر هبه نکرده باشند.مال کارگران می باشد وکسانی که کار نکرده است شریک نیست.
س : 1093 – اگر زنى بدون قصد بخشش اموالش را در اختیار شوهرش قرار داده باشد، می تواند از همسرش آن اموال را مطالبه نماید یا بعد از مرگش از ماترک ا و بردارد؟
ج : چنانچه هبه نکرده باشد می تواند برگرداند.
س : 1094- اگر کسى زمین خود را براى اولاد غایبش هبه نماید و تا زمان فوت پدر اولاد در مسافرت باشند و در زمان حیات پدر قبض و اقباض صورت نگرفته باشد این هبه صحیح است؟
ج : هبه باطل است و زمین میراث است.
س : 1095- شخصى چهار فرزند دارد و درفرض موت خود ملکش را به این ترتیب براى فرزندانش هبه یا وصیت می کند: بخشى را براى دو پسرش که از یک مادرند و بخشى را نیز براى دو پسر دیگرش و بخش سومی را با یک مقدار از توابعش بین چهار برادر مشترک می گذارد و دو برادر بزرگ ادعا دارند که مقدارى از توابع این بخش مشترک، در بین منطقة علف کار دو برادرکوچک واقع شده است.ولى برادران کوچک این ادعا را قبول ندارند و بعد از فوت پدر به مدت 25 سال این دو برادرکوچک از آن محل استفاده نموده اند و پدر نیز در وصیت و یا هبة خود اسمی از آن محل نبرده است.حکم چیست؟
ج : اگر پدر آن املاک را براى فرزندانش هبه کرده باشد و فرزندان نیز در زمان حیات پدر آن زمین ها را قبض کرده باشند.هبه صحیح و لازم می شود و باید طبق حکم هبه عمل شود و اگر وصیت کرده باشد وصیت به مقدارثلث ویک سوم از اموال نافذ است و اگر وصیت زائد بر ثلث را تمام ورثه رضایت بدهند باز نافذ است و اگر ردکنند، زائد بر ثلث بین تمام ورثه تقسیم می شود.اما حکم آن قسمت از توابع زمین مشترک که بین زمین علف کار دو برادرکوچک واقع شده است.اگر در زمان پدرزمین محیاه و احیاء شده بوده است، باید مطابق وصیت و یا هبه عمل شود اگرحریم ملک و زمین است صاحب آن زمین نسبت به آن حریم اولویت دارد و اگرکوه عام است همه برادران می توانند از آن استفاده کنند.
س : 1096- شخصى مال و زمینش را براى پسران خود هبه می کند.بعضى از پسران صغیر و بعضى نیز غایب هستند، قبضى صورت نگرفته است و در زمان حیات پدر، نسبت به پسران صغارهم قبض شرط صحت هبه است؟
ج : نسبت به پسران غایب که کبیرند هبه محقق نشده است، اما نسبت به صغار اگر واهب پدر یا جد پدرى باشد هبه صحیح است.
س : 1097- پدرى زمین خود را با اندکى تفاوت ,کم و زیاد بین فرزندان خود تقسیم می کند، بعد از فوت پدر یکى از فرزندان می تواند تقسیم را بهم بزند و دوباره تقسیم کند؟
ج : اگر پدر مستمیما تقسیم کرده باشد و حصة هر فرزند را تحویل داده باشد و او قبض کرده باشد، نمی توانند مجددا تقسیم نمایند.مگر به اتفاق همة وراث.
س : 1098 – شخصى با فشار و اصرار چند نفر, وادار می شودکه قسمتى از زمین خود را به کسى هبه کند و بدون رضایت قلبى هبه می کند و در سند هبه یادآور می شود که موهوب له باید با پسران بنده همانند برادر به نیکى و خوبى رفتار نماید.اما اکنون موهوب له بر عکس همانند یک دشمن با آنها رفتار می کند آیا میتواند فسخ کند؟
ج : از شرایط واهب ظاهر می شود که فشار به حد اکراه نبوده است، ولى این هبه اگر مشروط به دوستى با فرزندان واهب بوده است به این شرط عمل نکرده باشد، می تواند فسخ کند.
س : 1099 – شخصى درحال فوت زمین ترکة خود را به پسران برادرش هبه می کند, در حالیکه خود واهب پسر دارد.این هبه صحیح است؟
ج : چنانچه پسر برادرش قبول و قبض کرده باشد هبه صحیح است.اگر قبول و قبض نکرده باشد و یا پسر برادرش صغیر و بدون ولى باشد، زمین مذکور میراث است و بین ورثه تقسیم می شود.
س : 1100- اگر شخصى زمین خود را براى اولادش هبه کند وبگویدکه تا زنده است اختیار تصرف آن را داشته باشد چنین هبه اى صحیح است؟
ج : اگر اولادش صغیر بوده اند و زمین در قبض و اختیار واهب بوده است هبه صحیح است و اگر اولادش کبیر بوده اند و قبول و قبض اولاد نیز در زمان حیات واهب تحقق یافته باشد باز هبه صحیح است.اما اگر اولاد در زمان حیات واهب قبض نکرده باشند هبه باطل است و زمین میراث براى همه وراث می باشد.
س : 1101 – ذوى الارحام چه کسانى هستند؟
ج : ذوى الارحام عبارتند از: اولاد و احفاد، اخوه و اخوات (برادران و خواهران ) و اولاد آنها، عمو و عمه و خالو و خاله.
س : 1102- اگر کسى مالى را به غیر ذوى الارحام هبه نماید و موهوب له فوت نماید.آیا واهب می تواند رجوع نماید و مال موهوبه را که نزد وارثش موجود است مطالبه نماید؟
ج : اگرقبض و اقباض در زمان حیات واهب انجام گرفته باشد بافوت موهوب له هبه لازم می شود و حق مطالبه از ورثه او را ندارد.
س : 1103 – در هبة معؤضه اگر قبل از تقلید عوض به واهب، عوض تلف شود، هبه بهم می خورد؟
ج : اگر واهب بخواهد می تواند مالش را پس بگیرد.
س : 1104 – در هبة معؤضه می شود عقد و یا ایقاع را عوض قرار داد؟ مثل اینکه بگوید به شرطى این مال را به شما می بخشم که فلان مالت را به من بفروشى و یا اینکه زنت را مثلا طلاق بدهى؟
ج : اگر عقد و ایقاع صحیح باشد مانند مثالى که در سوال ذکر شده است.شرط قرار دادن آن در هبه اشکال ندارد.
س : 1105 – هدایایی که بعد ازمراسم عروسى از سوى بستگان عروس و داماد به آن دو می رسد، ملک هر دو است یا یکى از آن دو؟
ج : اگر احراز شود که براى خصوص داماد یا عروس هدیه شده است ملک او است و اگر این اختصاص به یکى از آن دو احراز نشود، ظاهر این است که هدیة بستگان داماد مال داماد و از بستگان عروس مال عروس است اما احتیاطاً با هم مصالحه نمایند.
س : 1106- اگر شخصى مالى راکه به شخص غایبى هبه نماید وموهوب له بعد از مدتها حاضر شود و از هبه آگاه کردد اگر در همان هنگام مال را قبض کند اولا: هبه صحیح است؟ و ثانیا: در صورت صحت منافعى که در فاصله زمانى هبه و قبض کردن داشته است مال واهب است یا موهوب له؟
ج : اگر قبض در زمان حیات واهب صورت گیرد هبه صحیح و لازم است اگر هبه به ذى رحم باشد، و اگر غیر ذى رحم باشد صحیح است و غیر لازم نمائات و منافعى که در فاصلة مذکور حاصل شده است مال واهب است.ولى نمائات بعد از قبض مال موهوب له است.
س : 1107- بیمار می تواند در بیمارى مرگش پیش از یک سوم از اموال خود را به کسى هبه کند؟
ج : اگر واجد شرایط هبه باشد می تواند هبه کند.
س : 1108 – پدر بزرگى مقدارى از زمین خود را براى نوه اش می دهد اما نه به عنوان ملکیت، بعد از فوت او زمین مال کیست؟
ج : اگر قصدش تملیک نبوده است بلکه فقط اباحة تصرف باشد تا زمانیکه خودش زنده است، بعد از فوت پدر بزرگ زمین مذکور به ورثه انتقال پیدا می کند و مطابق احکام ارث باید عمل شود.
س : 1109- اگر شخصى تمام اموال خود را نزد دخترش بگذارد و خودش مهاجرت نماید و در حال مهاجرت فوت نماید، بعد از مدتى دخترش نیز فوت می کند.اما شوهر این خانم با همین پول که نزد خانمش بوده است زمین خریدارى نماید و به پسرش که از زن دیگرش است هبه نماید، زمین فعلا مال کیست وآیا آن شخص حق هبه کردن زمین را به پسرش دارد؟
ج : اگر زمین را به عین مال پدر دختر خریده باشد در صورتیکه همة وراث معامله را اجازه د هند زمین مال همه وراث می شودکه یکى از این وراث خود شوهر است (زیرا شوهر یک چهارم از اموال همسر را ارث می برد) و اگر زمین را در ذمه خریده باشد و سپس قیمت آن را از این مال داده باشد.معامله صحیح، زمین مال شوهر وهبه نیز صحیح است.اما شوهر ضامن آن مال است و باید سهم سایر وراث را از آن مال بپردازد.
س : 1110 – خواهر و برادرى پدرشان را از دست می دهند و مقدارى املاک و دارایى از پدر باقى می ماند برادر مقدارى از زمین ارثیه اى را به عنوان شیربهاء به پدر خانم خود می دهد و خواهر اعلام نارضایتى می کند.و بعد از مدتى سهم الارث خویش را با دو شرط به برادرش واگذار می کند که عبارتند از:1- مبلغ پنج هزار پول نقد باید این برادر به خواهر بپردازد 2- اگر خواهر قبل از برادر فوت نماید, برادر باید سهم الارث خواهر را جهت انجام تکفین، تدفین و عبادات و خیرات براى خواهر به مصرف برساند.مبلغ مذکور به خواهر پرداخت نمی شود، برادر فوت نموده است و20 سال است که املاک و دارایی این خواهر در اختیار فرزندان برادر است، لطفا به سوالات زیر باسخ دهید: 1- آیا خواهر شرعا حق دارد که سهم الارث خود را از فرزندان برادر مطالبه نماید؟ 2- آیا حق مطالبة حاصلات 20 ساله اى املاک و داراى ها را از فرزندان برادر دارد؟ 3- مقدارى از زمین ارثیه اى مشترک را که برادر به عنوان شیربهاء به پدر خانمش داده است آیا خواهر می تواند به اندازه اى سهم خود که در آن زمین شریک بوده است از سایر زمین هاى سهم الارث برادرش که در تصرف فرزندا نش می باشد از فرزندان برادر مطالبه نماید؟ 4- سالها است که فرزندان برادر املاک را اجاره داده اند و بخشى از درختان را فروخته اند.آیا خواهر حق اجاره بها (به مقدار سهم خود) و قیمت درختان فروخته شده را دارد؟
ج : 1- اگر برادر به شرط عمل نکرده است هبه به فسخ خواهر باطل می شود و حق مطالبة سهم الارث خود را از فرزندان برادر دارد.2- اگر ثابت شود که برادر به شرط عمل نکرده است.خواهر حق مطالبة اجره المثل 20 ساله را از فرزندان برادر دارد.3- اگر برادر به شرط عمل نکرده باشد و خواهر هم فسخ کرده باشد.سهم الارث خود را از زمینى که برادرش به پدر خانمش داده است می توانداز او مطالبه نماید.اما نمی تواند به جاى آن زمین دیگرى از فرزندان برادرش بگیرد مگر با رضایت خود آنها.4- در صورت بطلان هبه خواهر حق دارد اجره المثل 20 ساله را مطالبه نماید و اگر آن درخت ها قبلا درملک خواهر بوده است و بعداً فروخته شده است، قیمت درختها رانیز از فرزندان برادر می تواند مطالبه نماید و فرزندان برادر ضامن قیمت درختها می باشند.
س : 1111 – خانمی سهم الارث پدرى خود را به برادرش هبه می کند.اما شرط می کند که برادرش تا آخر عمر با او زندگی کند.اما برادرش بعد از چند سال از او جدا می شود و زمین موهوبه را نیز می فروشد.این خانم حق فسخ دارد؟
ج : اگر برادر به شرط عمل نکرده باشد، خواهر حق فسخ دارد و بعد از فسخ، برادر حق فروش ندارد و نیز اگر برادر قبل از فسخ خواهر، زمین موهوبه را بفروشد، خواهر می تواند آن معامله را امضاء نموده و قیمت زمین را بگیرد و یا اینکه اصل زمین را مطالبه کند.
س : 1112 – شخصى در زمان حیات خود تمام املاک و دارایی هایش را 6 قسمت می کند، 5 قسمت آن را به 5 فرزندش می دهد و یک قسمت را براى خودش اختصاص می دهد و به فرزندانش می گوید هرکدام از شماکه مخارج کفن و دفن و پرداخت دیونم را بعد از من به عهده گیرد، یک ششم از املاک و دارایی هایش (که در زمان حیات خود آن را به خود اختصاص داده بود) مال او باشد و یکى از فرزندان نیز به عهده می گیرد.از جملة املاک این شخص یک قطعه چمن است که به صورت مشترک با فرزندان خود از آن استفاده می کرده اند، مدت 3 سال است در زمان حیات پدراستفاده می کرده است و بعدهاکه چمن را تبدیل به زمین مزروعى نموده اند در هزینه اعمار زمین وکارهایی که روى آن انجام شده است حصة پدر را هم داده است.اکنون بعد از اعمار چمن، سایر برادران در غیاب این برادر، زمین چمن را5 قست نموده اند و ادعا دارند که در وصیت نامة پدر نیامده است که چمن زارهم به 6 حصه تقسیم شود.چمن زار به که تعلق دارد؟
ج : اگر یک ششم از تمام املاک خود را براى خودش گذاشته باشد و سپس آن را به پسرى داده باشد که مخارج و دیونش را به عهده گرفته است، قهرا یک ششم چمن زار هم به همان فرزند تعلق دارد و درنتیجه دوششم این چمن زار به این فرزند تعلق دارد.اگرچمن زار در شش قسمت داخل نبوده است بعد از فوت پدربین 5 فرزند به 5 قسمت تقسیم می گردد.
س : 1113 – پدرى زمین خود را با اختیار خودش تقسیم نموده و در اختیار پسرانش قرارمی دهد.البته بدون اینکه هبه نماید.اما بعداً متوجه می شودکه براى بعضى از پسرانش زمینی باقی نمانده است و یا سهم بعضى از آنهاکم است.آیا می تواند این تقسیم را لغو نموده و دوباره عادلانه تقسیم نماید؟
ج : اگر هبه صورت نگرفته باشد پدر می تواند از نو تقسیم نماید و هبه نماید اما خود تقسیم کردن و تسلیم نمودن هر حصه را به فرزندان و قبض کردن آنها عملا هبة معاطاتى است، ولى اگر صریحا بگوید که فعلا هبه نکردم بلکه فقد اباحة تصرف کردم، هبه صورت نگرفته است.