س : 1138 – دو برادرى که خانه و زندگى مشترکى دارند اما برادرکوچک هوشیارتر و فهیم تر از برادر بزرگ است آیا برادرکوچک می تواند امور زندگى و دخل و خرج را به دست بگیرد؟
ج : در صورتى که برادر بزرگ, برادرکوچک را وکیل بگیرد تصرفات برادرکوچک نافذ است.

س : 1139 – اگرکسى، دیگرى را وکیل در اجراى صیغه عقد نکاح یا فروش خانه اش بکند و درباره جواز یا عدم جواز وکیل در توکیل سخنى نگوید آیا وکیل می تواند به جاى خودش کس دیگرى را براى انجام کارهاى یاد شده وکیل بگیرد؟
ج : تا زمانى که موکل براى وکیل در توکیل اجازه نداده است وکیل نمی تواند دیگرى را وکیل بگیرد.

س : 1140 – مالک باغى, کسى را براى فروختن باغش وکیل می کند اما وکیل خودش این کار را انجام نمی دهد بلکه کس دیگرى را وکیل می گیرد براى فروختن باغ.صاحب باغ از فروش باغش منصرف می شود اما وکیل ادعا می کند که اختیار از کف صاحب باغ رفته است و نمی تواند ازفروش باغ خود منصرف شود حکم این مسأله چیست؟
ج : اگر صاحب باغ وکیل اول را به طورمطلق وکیل نکرده باشد، وکیل نمی تواندکس دیگرى را وکیل بگیرد اما اگر صاحب باغ وکیل اول را به طور مطلق وکیل گرفته باشد و اجازه وکیل در توکیل داده باشد می تواند پیش از فروش باغ وکیل دوم را از وکالت عزل کند زیرا وکالت از عقود جایزه است بنابراین صاحب باغ می تواند از فروختن باغ خود جلوگیری کند.

س : 1141- کسانی که ازمرجعى تقلید دارند بعد از فوت آن مرجع تقلید مقلدین شان می توانند وجوهات شرعیه خود را به وکلاء آن مرجع بد هند یا نه؟
ج : بعد ازفوت مرجع تقلید وکلاء او از وکالت عزل می شوند و نمی شود به آنها وجوهات داد مگر اینکه از طرف مرجع حى که به اجازه او باقی مانده وکیل بوده باشند.