مسأله 169. اگر فرد نابالغ، پدر و پدربزرگ پدری نداشته باشد و قیّمی نیز از طرف آنان – با توضیحی که در مسأله قبل بیان شد – معیّن نشده باشد، چنانچه ضرورتی وجود نداشته باشد، ازدواج وی چه با اذن حاکم شرع و چه بدون اذن وی، صحیح نیست؛
امّا اگر نسبت به امر ازدواج ضرورتی وجود داشته باشد و ضرورت به‌گونه‌ای باشد که ترک آن موجب مفسده­ای باشد که اجتناب از آن لازم است، حاکم شرع با رعایت حدود امور حِسبیّه، در امر ازدواج وی، ولایت دارد.
بنابراین، اگر – مثلاً – با انجام عقد موقّت،[1] ضرروت رفع می­شود، حاکم شرع نمی‌تواند برای عقد دائم اجازه دهد، یا چنانچه عقد موقّت کوتاه مدّت ضروری محسوب شود، ولی بلند مدّت آن ضرورت نداشته باشد، حاکم شرع می­تواند فقط نسبت به عقد کوتاه مدّت اجازه دهد و حکم سایر خصوصیّات عقد نیز چنین است.[2]
شایان ذکر است، حکم مذکور در موردی که پدر یا پدربزرگ پدری فرد نابالغ زنده­اند، ولی دسترسی به هیچ یک از آن دو – هرچند با فحص و تحقیق – مقدور نیست نیز جاری می­باشد.

[1]. کیفیّت خواندن عقد موقّت و شرایط صحّت آن، در فصل «عقد موقّت» ذکر شد.
[2]. شایان ذکر است، اگر ضرورت بالقوّه است – مانند محرمیّت نوزاد دختر با پدرخوانده­اش بعد از بلوغ – و فعلاً و در حال حاضر ازدواج نوزاد امر ضروری محسوب نمی‌شود، باید امر ازدواج تا هنگام به فعلیّت رسیدن ضرورت به تأخیر افتد؛ مگر آنکه صبر کردن تا آن زمان ممکن نبوده و مستلزم محذور باشد؛
مثلاً نسبت به کسی که صاحب اولاد نمی­شود و دختری را به فرزند خواندگی قبول کرده که پدر و جدّ پدری ندارد، اگر بخواهند دختر مذکور با پدر‌خوانده­اش محرم شود، در صورتی که تنها راه این باشد که او را به عقد موقّت پدرِ پدر‌خوانده در آورند، چنانچه دختر به سنّ تکلیف (نه سالگی) رسیده و رشیده محسوب نمی­شود و حصول محرمیّت با پدر‌خوانده امر ضروری شده، خواندن عقد مذکور با اجازه از حاکم شرع اشکال ندارد؛ امّا اگر دختر هنوز به سنّ تکلیف نرسیده – مثلاً نوزاد است – و مکلّف به رعایت احکام نگاه و پوشش در برابر نامحرم نیست، خواندن عقد ضرورت محسوب نمی­شود؛ مگر آنکه خوف فوت پدرِ پدرخوانده به جهت کهولت سنّ و مانند آن باشد ،طوری که با وفات وی دیگر راهی برای محرمیّت با پدر‌خوانده نباشد.