سوال: [611]  من مادری دارم که او را با تمام وجود دوست دارم و تمام سعی خودم را می¬کنم که به او احترام بگذارم، اما ایشان جوری با من رفتار می¬کند که اگر من به ایشان شبیه نبودم، یقین می¬کردم که من فرزندش نیستم؛ اما مادرم به محض این که از دستم عصبانی می¬شود مرا می¬زند و جلوی همه تحقیرم می¬کند، تهمت و زخم زبانم می¬زند؛ همیشه به من می¬گوید من ازتو بدم میاید و از تو کینه دارم من واقعا نمی¬دانم چه کار کنم؟
وقتی جوابش را می¬دهم از خودم متنفّر می¬شوم، که الآن خدا از من عصبانی است و اعمالم قبول نیست و وقتی هم که چیزی نمی¬گویم عصبی می¬شوم و با بقیّه بد اخلاقی می¬کنم، خواهش می¬کنم من را راهنمایی کنید وظیفه¬ی من در قبال مادرم و سایرین چیست؟
جواب: یکی از وظایف مهم فرزندان نسبت به والدین اطاعت از آنان است، فرزندان وظیفه دارند که خواسته¬های مشروع والدین را برآورده سازند و از دستورهای آنان سرپیچی نکنند؛ حتی اگر پدر و مادر فرزندش را از انجام عمل مستحبی نهی کنند،‌ فرزند نباید آن عمل را انجام دهد؛ البته اگر اطاعت والدین موجب معصیت و نافرمانی خداوند شود، یا با یکی از واجبات الهی تعارض پیدا کند، وجوب اطاعت آنان برداشته می‌شود، در فرض سؤال احترام مادر واجب است، سعی کنید کار نکنیدکه مادر تان اذیت شود، همچنین در مقابل سایر اهل خانه با صبر و حوصله رفتار نمایید، ان شاء الله نزد خداوند مأجور خواهید بود.
سوال: [612]  اینجانب همراه خانم وفرزندانم و مادر همسرم زندگی می¬کنم، پدر خانمم فوت کرده و مادر همسرم کسی را ندارد تا با او زندگی کند. بنابراین همیشه با ما زندگی می¬کند. از طرفی پدرم چندین بار که آمده است خانه ما، مادر همسرم با او برخورد خوب نکرده و مانع آمدن پدرم می¬شود. من نمیدانم چه کنم آیا طرفداری از پدرم کنم یا حق با مادر همسرم هست؟
جواب: در فرض سؤال پدر مقدم بر مادر زن است، صاحب خانه شما هستید و اگر پدرتان مصرفش را در آورده نتواند واجب النفقه شما است شما باید جا و مصارف ایشان را تأمین نمایید؛ ولی احترام مادر زن را نیز رعایت کنید.
سوال: [613]  با توجّه به اینکه روحانیّون واجد شرایط موجود پاسخگوی نیازهای داخل و خارج کشور نیستند، از سوی دیگر کمتر کسانی امروزه به دروس حوزی تمایل دارند و بیشتر سعی می¬کنند کورس زبان و غیره بروند و تحصیل علوم دینی برای کسانی که آمادگی دارند شکل واجب عینی به خود گرفته، آیا تحصیل رضایت والدین جهت ورود به حوزه علمیّه لازم است؟ یا خیر.
جواب: اگر ورود بدون رضایت پدر و مادر به حوزه موجب ایذاء واذیت آن¬ها (والدین) نشود، اشکال ندارد.
سوال: [614]  اگر والدین با مسائل مهم و سرنوشت ساز فرزند بدون دلیل کافی مخالفت کنند؛ آیا جلب رضایت آنان لازم است؟
جواب: در فرض سؤال اگر ثابت شود که آنها غیر منطقی و بدون دلیل مانع می‌شوند؛ مخالفت اشکال ندارد؛ ولی باید سعی کنند موجب ایذاء و ناراحتی پدر و مادر را فراهم نسازند.
سوال: [615]  من پسری را از صمیم قلب دوست داشتم و حالا نیز دوست دارم و چنان به او دلباخته بودم که بدون او زندگی نمی-توانستم.
والدین پسر چندین مرتبه به خانه ما به خواستگاری من آمدند و کوشش¬های خیلی زیاد کردند تا والدینم را راضی کنند، اما والدین من حاضر نشدند، که مرا به پسر آنها بدهند آن¬ها از اینکه من و آن پسر همدیگر را دوست داریم با خبر شده بودند و این را یک لکه بدنامی می¬دانستند.
من نیز به نوبه خود چندین مرتبه با مادرم در این مورد صحبت کردم ولی مادرم فقط یک جمله را تکرار می¬کرد که تورا می¬توانم بکشم ولی به آن پسر نمی¬دهم.
ما هر دو نا چار تصمیم گرفتیم، که به خانه پسر بروم و همانجا به حضور والدین پسر نکاح کنیم، شخصی که نکاح ما را می‌بست گفت که رضایت پدر دختر شرط است و ایشان با پدرم تماس تلفنی گرفت و پدرم به قهر رضایت داد و بعداً پدر شوهر با چند ریش سفید خانه پدرم رفتند تا ایشان را راضی کند؛ ولی در عوض پدرم گفته بود که دخترم را به شما بخشیدم ولی فکر کنید که او برای من مرده است و الحال ما با آنها رفت و آمد نداریم.
آیا این حرکت ما خلاف دین و مذهب ما بوده است؟ یا خیر.
جواب: بنابر احتیاط واجب در ازدواج دختر باکره اجازه پدر شرط است، اگر پدرتان به آن ازدواج راضی شده آن عقد نکاح صحیح است، ولی رابطه تان را با پدر و مادر قطع نکنید احترام آن‌ها را نگهدارید.