مرحلۀ اول: امکان تعمیر و برگرداندن عنوان اولیّه بدون فروش آن ممکن است؛[1]
الف. مبلغی برای تعمیر آن قرض گرفته تا با درآمد بعدی موقوفه، آن قرض را ادا کنند؛
ب. از مساعدت مالی خیّرین استفاده نمایند؛[4]
ج. ملک مذکور را برای مدّتی – هرچند نسبتاً طولانی – اجاره دهند و اجاره بها را صرف تعمیر نمایند؛
د. با فردی که توانایی بازسازی موقوفه را دارد، مصالحه کنند که آن را تعمیر کرده و در عوض برای مدّتی – هرچند نسبتاً طولانی[5]- بهطور مجّانی از آن استفاده کند؛
ه . حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ موقوفه را بهطور موقّت[6] در ازای دریافت عوض معیّن واگذار کنند و با عوضِ حقّ تقدیمی یا پذیره، موقوفه آباد شود.
[1]. هرچند با احداث بنای ساده و کم هزینه، طوری که عنوان اولیّه بر آن عرفاً صدق نماید.
[2]. مگر از مواردی باشد که در جلد سوّم، مسائل «163 تا 165» ذکر شد، مثل آنکه واقف در هنگام وقف اجازۀ فروش و تبدیل موقوفه را در شرایط خاصّی به متولّی داده باشد.
[3]. البتّه در برخی از موارد، برگرداندن عنوان اولیّۀ موقوفه لازم نیست، بلکه گاهی جایز نمیباشد؛ توضیح مربوط به این موارد، از مسألۀ «909» فهمیده میشود؛
مثلاً اگر موقوفه منزلی بوده که وقف شده تا جهت سکونت اجاره داده شود و منافع آن صرف فقرا شود و اکنون خراب شده است و معلوم است حفظ عنوان اولیّه، یعنی منزل بودن خصوصیّتی در وقف نداشته و وقف نسبت به سایر عناوین مثل مغازه، باغ و مانند آن نیز شمول داشته است؛ در این صورت، برای بازسازی موقوفه متولّی میتواند با رعایت مصلحت وقف آن را تبدیل به مغازه یا باغ و مانند آن از انواع وقف منفعت نمایند و در صورتی که بازسازی آن به صورت کاربری اولیّه (منزل مسکونی) خلاف مصلحت وقف باشد – مثل اینکه کسی برای اجارۀ آن جهت سکونت رغبت ندارد یا اجارهبهای آن اندک و ناچیز است – جایز نیست.
[4]. در موردی که امید یافتن متبرّع و خیّر وجود دارد.
[5]. البتّه، در صورت امکان برای چنین اجاره یا مصالحه یا معاوضهای به حدّاقل زمان اکتفا شود.
[6]. در واگذاری حقّ تقدیمی یا حقّ پذیره، به حدّاقل زمان در صورت امکان اکتفا شود.
مرحلۀ دوّم: بازسازی و برگرداندن عنوان اولیّه تنها با فروش حدّاقل قسمتی از آن ملک حاصل میشود؛[1]
[1]. البتّه، گاه برگرداندن عنوان اولیّه لازم نیست که توضیح مطلب در پاورقی «1»، از همین صفحه ذکر شد.
مرحلۀ سوّم: به هیچ وجه بازسازی موقوفه با حفظ عنوان اولیّه ممکن نیست؛
گاه ممکن است این امر فقط با تبدیل وقف منفعت به انتفاع یا بر عکس محقّق شود؛[3] مثلاً اگر خانهای وقف شده تا موقوف علیهم خود در آن ساکن شوند (وقف انتفاع)، ولی خانۀ مذکور مخروبه شده و امکان استفادۀ خود موقوف علیهم از آن مکان برای سکونت وجود نداشته باشد، در صورتی که نزدیکتر به نظر واقف آن است که از آن به صورت وقف منفعت استفاده شود، میتوان آن مکان را برای استفادۀ دیگری اجاره داده و موقوف علیهم از اجاره بهای آن بهره برند (وقف انتفاع تبدیل به وقف منفعت شود).[4]
[1]. در بعضی موارد، واگذاری حقّ تقدیمی یا پذیره بهطور دائم بر این مرحله و مراحل «4 و 5» مقدّم میشود، که توضیح آن در مسألۀ بعد ذکر میگردد.
[2]. بنابراین، در این فرض نوبت به فروش موقوفه نمیرسد و تا سر حدّ امکان لازم است انتفاعات و منافع فدای عین موقوفه شده و از فروش وقف پرهیز گردد.
[3]. البتّه، برای تبدیل وقف انتفاع به منفعت یا برعکس، توضیحات مسائل «774 و 775» لحاظ گردد؛
[4]. بنابراین، در مواردی که امکان بهرهگیری از مکان وقفی بدون فروش آن به صورتهای مختلفی وجود داشته باشد، چنانچه برخی از آنها به نظر واقف نزدیکتر بوده، همان مورد لحاظ شود؛ توضیحات بیشتر، در مسألۀ «919» ذکر میشود.
مرحلۀ چهارم: از ملک مذکور هیچ استفادۀ دیگری که بتوان آن را در جهت وقف بکار گرفت ممکن نباشد؛
در این صورت، باید آن را بفروشند و بنابر احتیاط واجب با پول آن ملک دیگری خریده[1] و وقف کنند و احتیاط واجب آن است که در صورت امکان وقف جدید، همان عنوان اولیّه را داشته باشد؛[2] مثلاً اگر منزل بوده اکنون خانهای خریداری شده و مانند وقف اولیّه وقف گردد و اگر این امر ممکن نباشد، هر چیزی که به عنوان اولیّه نزدیکتر و شبیهتر است، خریداری و وقف شود.[3]
شایان ذکر است، پول فروش موقوفه، عایدی محسوب نشده و مشمول حقّ التولیه و حقّ النظارهای که از عائدات وقف برای متولّی یا ناظر قرار داده شده نمیشود.
[1]. هرچند شراکتی، طوری که بعد از احداث بناء و آبادانی، سهم وقف از سهم شریک افراز و جدا شود.
[2]. البتّه، گاه لازم نیست موقوفه همان عنوان اولیّه را داشته باشد، که توضیح آن در صفحۀ «378»، پاورقی «1» ذکر شد.
[3]. گفتنی است اگر موقوفۀ مذکور مشتمل بر زمین (عرصه) و بناء (اعیان) بوده است، حتّی الامکان پول فروش زمین، صرف در خرید زمین مشابه گردد و صرف در احداث بناء و اعیان نشود.
مرحلۀ پنجم: هیچ یک از موارد فوق ممکن نباشد؛
شایان توجّه است، اگر نظر واقف در هنگام وقف این بوده که ملک، فقط با وجود همان عنوان اولیّه وقف باشد، مثلاً قصدش این بوده که باغ موقوفه فقط به صورت باغ و در همان محل، وقف باشد، در این صورت با خراب شدن باغ، چنانچه امکان بازسازی آن به صورت باغ نباشد، وقف باطل شده و زمین به ملک واقف و در صورت فوت او به ورثهاش در هنگام فوت برمیگردد.[2]
مسأله 913. اگر موقوفاتی غیر از مسجد خراب شوند، گاه واگذاری حقّ تقدیمی یا پذیره بهطور دائم بر مراحل مذکور (موارد 3 و 4 و 5) از مسألۀ قبل مقدّم است، این امر در جایی است که معلوم باشد در نظر واقف، واگذاری حقّ تقدیمی یا پذیره بهطور دائم و خرید مکان دیگر مقدّم بر مراحل مذکور میباشد؛
مثلاً اگر محلّی که به عنوان درمانگاه سالمندان وقف گردیده خراب شود و بازسازی آن به عنوان درمانگاه ممکن نبوده و راه منحصر در دو کار باشد:
الف. با پول فروش بخشی از زمین یا کمک نیکوکاران یا غیر آن، محلّ مذکور را به عنوان مسکونی یا تجاری بازسازی کرده و آن را اجاره دهند و اجاره بها را صرف درمان سالمندان نمایند؛
ب. حقّ تقدیمی یا پذیرۀ ملک را بهطور دائم واگذار نموده و با پول آن محلّ دیگری خریداری کرده و به عنوان درمانگاه سالمندان بسازند، در این صورت چنانچه به تشخیص متولّی مورد (ب) نزدیکتر به نظر واقف باشد[3] باید همین کار را انجام دهند.
[1]. بدیهی است این حکم، در صورتی است که بهرهبرداری از موقوفه به شیوههای ذکر شده در چهار مرحلۀ قبل ممکن نباشد.
[2]. بلکه اگر مقصود واقف آن بوده که فقط بنای موجود تا زمانی که خراب نشده وقف باشد، با خراب شدن باغ وقف باطل میشود، هرچند اعاده عنوان ممکن باشد؛ البتّه، غالب موارد وقف چنین نیست و مطلوب وقف کنندگان در انشای وقف، متعدّد است.
[3]. بعید نیست در چنین مثالی همین طور باشد، یعنی مورد (ب) نزدیکتر به نظر واقف باشد.