س : 270 – دراقتداء به امام جماعت، علم به عدالت شرط است یا عدم علم به معصیت او کافى است؟
ج : در صورت اطمینان به عدالت یا یقین و اطمینان به حسن ظاهر امام جماعت، اقتداء به او جایز است اما عدم علم به معصیت کفایت نمى کند.
س : 271 – اگر انسان نه امام را بشناسد ونه مأمومین را اقتدا جایز است؟
ج : اگر از اقتداى علما و روحانیون – درصورتى که اقتدا کرده باشند- یا غیر آنان اطمینان به عدالت امام جماعت پیدا کند جایز است وگرنه اقتدا جایز نیست.
س : 272 – آیا کور مادر زاد ى یا کسى که بر اثر حوادثى کور شده است جایز است امام جماعت شود؟
ج : با داشتن سایر شرائط امام جماعت جایز است.
س : 273 – اگر دست یا پاک کسى ازمچ قطع شده باشد مى تواند امام جماعت شود؟
ج : احتیاطاً از امامت جماعت خوددارى کند.
س : 273 – اگر انگشت دست کسى قطع شده باشد مى تواند امام جماعت شود؟
ج : اشکال ندارد اما ترک امامت احوط است.
س : 275 – امامت جماعت غیر روحانى با وجود روحانى جایز است؟
ج : اگر داراى شرائط باشد و موجب هتد حرمت روحانى نباشد جایز است.
س : 276 – اجرت گرفتن براى امامت جماعت و بیان مسانل دینى جایز است؟
ج : اگر امامت جماعت و بیان مسائل واجبى دینى در برابر اجرت باشد، نماز باطل و اجرت گرفتن جایز نیست، و اگر اجرت براى رفت و آمد امام جماعت یا تبرّعى باشد اشکال ندارد.
س : 277 – اگر کسى درمکه یا در مدینه به امامت اهل سنت نمازبخواند چه حکمى دارد؟
ج : در صورت تقیه قضاء واعاده ندارد.
س : 278 – اگر امام جماعت عتیده به پاکى لباسش داشته باشد اما مأموم علم و یقین به نجاست لباس امام داشته باشد، مى تواند به اواقتداء کند؟
ج : اشکال ندارد.
س : 279 – کسى که وظیفه اش تیمم است یا وضو جبیره اى می تواند امام جماعت شود؟
ج : مى تواند.
س : 280 – اذاکان الاختلاف بین الا مام والمأموم فى الاجزاء والشرائط اجتهاداً او تقلیداً فهل یجوز حینئذالاقتداء؟
ج : ان کان الاختلاف بینهما فى الارکان فلایجوز الا قتدا والا یجوز الا قتدا (1)
س : 281 – امام جماعتى که نمازش رادر جماعت خوانده است آیا مى تواند همان نماز را بار دیگر براى مأمومین دیگر که نماز نخوانده اند بخواند؟
ج : بلى مى تواند.
س : 282 – اگر مأموم بداند که آب وضوى امام نجس است اما خود امام عقیده به طهارت آن آب داشته باشد مى تواند به او اقتدا کند؟
ج : نمى تواند.
س : 283 – اقتدا به امام جماعتى که تجوید را در قرائت مراعات نمى کند مثلا وتف به حرکت و وصل به سکون مى کند جایز است؟
ج : بنا براحتیاط جایزنیست.
س : 284 – اقتدا به امام جماعتى که غیبت مى کند یا تهمت مى زند جایز است؟
ج : اگر توبه نکند جایز نیست.
س : 285 – اگر کسى بداندکه امام جماعت تجوید را مراعات نمى کند گفتن آن براى دیگران واجب است؟
ج : واجب نیست.
س : 286 – امام جماعتى که پیش ازامامت، گناهان کبیره را انجام مى داده است در صورتى که پس از امامت اصرار برکبیره و صغیره نداشته باشد به او اقتدا مى شود؟
ج : در صورت توبه کردن و عادل بودن اقتدا جایز است.
س : 287 – کسى که عدالت را درباره دو زنش درباره لباس، خانه و…مراعات نمى کند مى توان به او اقتدا کرد؟
ج : به کسى که از موازین شرعى تخلف کند اقتداه جایز نیست.
س : 288 – کسى که وظیفه اش خواندن نماز احتیاط در صورت شک بوده است اما به خاطر جهالت نخوانده است باید قضاى آن را بخواند یا اصل نماز اعاده و قضا لازم د ارد؟
ج : اگر وقت باقى است و منافى نمازرا انجام داده شده است نخست نماز احتیاط را بخواند.بعد خود نمازرا اعاده کند اما اگر منافى انجام نداده است تنها نماز احتیاط را به جا آورد.
س : 289 – در صورتى که وقت فضیلت نماز یومیه گذشته باشد، خواندن نماز یومیه مقدم است یا نمازقضا؟
ج : خواندن نماز یومیه مقدم است.
س : 290- کسى که نمازهاى یومیه خود را با زحمت و مشقت مى ایستد و مى خواند آیا مى تواند نمازهاى قضاى خود را نشسته بخواند؟
ج : بله، اشکالى ندارد.
س : 291 – نمازهاى که در حال عذر قضا شده است مى توان قضایى آن را در حال عذر خواند؟
ج : اگر عذر بعد از مدتى رفع مى شود باید صبرکند اما اگر عذر طول مى کشد مى تواند بخواند.
س : 292 – اگر پسر بزرگ لال باشد و پولى هم نداشته باشد که براى خواندن نماز قضایی پدرش اجیر بگیرد آیا نوبت به پسر دوم مى رسد؟
ج : وظیفه پسر بزرگ ساقط نمى شود.همان طورى که نماز خود را مى خواند.نماز قضاى پدرش را بخواند.
س : 293 – شیعه اى که مدتى سنی شده است و نمازخود را طبق مذهب اهل تسنن خوانده است اگر دوباره به مذهب تشیع برگردد نمازهاى خود را قضاء کند؟
ج : نمازهاى که طبق مذهب سنی خوانده شده است باید قضاء شود.
س : 294 – نماز خواندن و تصرفات در خانه اى که مشترک بین صغار وکبار است با اجازه مادر و برادران کبیر جایز است؟
ج : تصرفاتى که به مصلحت صغار باشد با رضایت وصى و قیّم صغار جایز است ولى اگر به مصلحت صغار نباشد جایز نیست و برادران کبیر و مادر حق ندارند اجازه تصرف در اموال صغار را به دیگران بدهند.