1. قبلاً وقف نشده باشد؛
2. خود شیء (عین) باشد، نه منفعت و حقّ و دین؛
3. استفادۀ حلال داشته باشد و برای حلال وقف شود؛
4. شرعاً دارای مالک یا در حکم آن باشد؛
5. حقّ فرد دیگری به آن تعلّق نداشته باشد؛
6. با استفاده از بین نرود؛
7. معیّن باشد.
توضیح این شرایط، در مسائل بعد ذکر میشود.
1. قبلاً وقف نشده باشد
همین طور، زمینی را که قبلاً وقف آستان قدس رضوی یا وقف اولاد یا غیر آن شده، نمیتوان وقف مسجد یا امر دیگری نمود.[1]
[1]. حکم وقف حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ زمینهای وقفی، در مسألۀ «827» ذکر میشود.
2. خود شیء (عین)[1] باشد؛ نه منفعت و حقّ و دین
همین طور، اگر کسی «منفعت یک مال» را وقف کند، چنین وقفی صحیح نمیباشد. بنابراین، وقف منفعت خانه یا مغازه و مانند آن – بدون اینکه خود مغازه و خانه وقف باشد – باطل است.[3]
مسأله 827. وقف «حقّ» باطل است؛[4] پس وقف سرقفلی[5] یا وقف حقّ تقدیمی یا حقّ پذیره در زمینهای وقفی[6] یا وقف حقّ تحجیر[7] و مانند آن صحیح نمیباشد.
شایان ذکر است، برای رسیدن به این هدف میتوان از عقد مصالحه استفاده نمود؛ مثلاً کسی که میخواهد سرقفلی مغازهاش را به حسینیّه واگذار کند، میتواند آن را به حسینیّه صلح نماید و متولّی حسینیّه صلح مذکور را قبول کند.
مسأله 828. اگر فردی که زمین موقوفه را در اختیار دارد و مالک حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ زمین وقفی است و از متولّی شرعی وقف، اجازۀ احداث بناء و ساختمان در آن وقف را داشته، اقدام به احداث بناء در آن نماید و ملک مذکور را که متشکّل از زمین و ساختمان است، وقف کند (غیر از وقف مسجد)، هرچند وقف زمین و حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ آن باطل است، امّا با توجّه به اینکه وقف بناء (ساختمان) آن صحیح به حساب میآید، باید تا وقتی ساختمان موجود در زمان وقف از بین نرفته، آن ملک در جهت وقف به کار گرفته شود.
شایان ذکر است، این امر پس از فوت واقف که حقّ تقدیمی یا حقّ پذیره به ورثه منتقل میشود نیز جاری است. بنابراین، ورثه تا زمانی که ساختمان اولیّه باقی است، حقّ مزاحمت با کاربری وقف را ندارند؛
زمین مذکور پس از خراب شدن بناء، در اختیار ورثه قرار میگیرد تا هر طور بخواهند -بر اساس ضوابط حقّ تقدیمی یا حقّ پذیره – از آن استفاده کنند.[8]
مسأله 829. اگر انسان ملکی (متشکّل از زمین و ساختمان) را که زمین آن وقفی بوده و فرد مالک حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ آن است با توضیحی که در مسألۀ قبل ذکر شد، به عنوان «مسجد شرعی» وقف کند، چنین وقفی هم نسبت به زمین (و نیز حقّ تقدیمی یا حقّ پذیره) و هم نسبت به ساختمان باطل است؛[9]
البتّه، اگر فرد قصد داشته باشد محلّ مذکور نمازخانه و مصلّیٰ باشد (مسجد عرفی)، نه مسجد شرعی، حکم مسألۀ قبل در مورد آن جاری میشود.[10]
مسأله 830. اگر کسی که مالک سرقفلی مکان تجاری یا حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ زمین وقفی است و اجازۀ واگذاری آن را دارد بخواهد آن را برای صرف در جهات خیر واگذار کند، از آنجا که وقف آن صحیح نیست، میتواند حقّ تقدیمی یا پذیره یا سرقفلی را به یک مؤسّسه یاخیریّه یا موقوفه و مانند آن (جهت عرفی) صلح کند و شرط نماید که متولّیِ آن جهت، از محلّ مورد نظر فقط برای جهت خیری که واگذار کننده در نظر دارد استفاده نماید.
مسأله 831. وقف انواع مختلف رایانه، تبلت، تلفن همراه، سِروِرهای اینترنتی و ابزارهای فیزیکیِ ذخیره سازی اطلاعات مانند هارد دیسک، فلش مِمُوری، سی دی و دی وی دی و مانند آن برای استفادههای حلال صحیح است؛
ولی وقف فضای مجازی مانند سایت، وبگاه، وبلاگ، شبکههای اجتماعی و صفحات آن، موتورهای جستجوگر (مرورگرهای اینترنتی)، پستهای الکترونیک و نیز وقف نرم افزار، بازیهای رایانهای و مانند آن صحیح نیست.[11]
[1]. مراد از عین، عین حقیقی است نه عین اعتباری (مجازی).
[2]. مثل اینکه فرشی را به صورت سلف یا کلّی در ذمّه خریداری کرده و بخواهد این طلب خویش را قبل از قبض و تحویل وقف کند.
[3]. اگر انسان بخواهد بدون اینکه خانۀ خود را از ملکیّت خویش خارج کند، منافع آن را بهطور مجّانی برای مدّتی یا برای همیشه به دیگری واگذار کند، میتواند از «حبس» و ملحقات آنکه در مسائل «978 و بعد از آن» ذکر میشود، استفاده کند. همین طور، میتوان با «عقد صلح» منافع خانه را بهطور موقّت یا دائم به دیگری منتقل گردد.
[4]. بهطور کلّی وقف و همین طور هبه، نسبت به «حقّ سرقفلی اماکن تجاری» یا «حقّ پذیره یا حقّ تقدیمی زمینهای وقفی» یا سایر حقوقی که شرعاً قابل نقل و انتقال است صحیح نیست. همچنین، صحّت بیع آنها محلّ اشکال است که توضیح آن در جلد سوّم مسألۀ «141» ذکر شد و امّا صلح با عوض یا بدون عوض موارد مذکور اشکال ندارد.
[5]. منظور از حقّ سرقفلی، حقّ انتفاع و استفاده از مکان تجاری است که شخص با پرداخت عوض، مالک آن شده است؛ توضیح آن در جلد سوّم، مسائل «609 و 610» ذکر شد.
[6]. گاه متولّى وقف با رعایت مصلحت وقف و موازین شرعی، در ازای دریافت مبلغی زمینهای وقفی را در اختیار اشخاص قرار داده و آنان نسبت به ساخت و ساز و اجاره نمودن ملک از متولّی و سایر تصرّفات متعارف حسب توافق با وی اولویّت پیدا میکنند، که در عرف رایج از این حق، تعبیر به «حقّ تقدیمی» یا «حقّ پذیره» میشود.
[7]. توضیح معنای حقّ تحجیر، در جلد سوّم مسألۀ «1356» ذکر شد.
[8]. برای اینکه حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ زمین وقفی نیز به نهاد وقف منتقل شود و به ورثۀ واقف ارث نرسد، میتوان از عقد مصالحه استفاده نمود؛ مثلاً اگر بنای مذکور به عنوان حسینیّه وقف شده است، واقف میتواند حقّ تقدیمی یا حقّ پذیرۀ زمین را به نهاد وقف (حسینیّه) صلح کند و متولّی حسینیّه صلح مذکور را قبول نماید. بدین ترتیب، هرچند وقف حقّ صحیح نمیباشد، ولی با صلح آن به حسینیّه، ملکیّت حقّ مذکور، به حسینیّه منتقل میشود و حتّی پس از خراب شدن بناء قبلی در اختیار ورثه قرار نمیگیرد.
[9]. از آنجا که وقف مسجد از نوع اوّل وقف، یعنی وقف تحریر – که توضیح آن در مسائل «764 و 821» ذکر شد – میباشد، نمیتوان در زمینی که قبلاً وقف شده، مسجد شرعی بناء نمود.
[10]. بنابراین، مساجدی که در زمینهای وقفی بناء شدهاند، چنانچه احتمال عقلایی داده شود مقصود واقف، وقف آن به عنوان نمازخانه و مصلّیٰ (مسجد عرفی) بوده، وقف آن باطل به حساب نمیآید، بلکه صحیح است و تصرّف در آن در جهت کاربری وقف جایز است.
[11]. البتّه واگذاری فضاهای مجازی مانند سایت یا نرم افزار یا بازیهای رایانهای از طریق مصالحه یا وصیّت امکانپذیر است؛ مثلاً فردی که قصد دارد در زمان حیاتش سایت مذهبی خود را به یک مجتمع فرهنگی واگذار نماید «به عنوان مُصالِح» میگوید: «مصالحه مینمایم که سایت خویش به همراه نام کاربری (شناسه) و رمز عبور (پسورد) آن را در اختیار مجتمع فرهنگی بهطور مجّانی یا در ازای مبلغ معیّن واگذار نمایم و مسؤول مجتمع فرهنگی «به عنوان مُتصالح»، صلح مذکور را قبول میکند.
همین طور، فرد میتواند با رعایت شرایط وصیّت، نسبت به واگذاری سایت مذکور بعد از وفاتش به مجتمع فرهنگی مذکور و مانند آن وصیّت نماید.
3. استفادۀ حلال داشته باشد و برای حلال وقف شود
4. شرعاً دارای مالک یا در حکم آن باشد
مسأله 834. فرد میتواند زمین مواتی که آن را احیاء نموده است،[2] وقف نماید و در این حکم فرقی بین وقف عام یا خاص، یا وقف به عنوان مسجد و غیر آن نیست.[3]
[1]. توضیح زمین موات و کیفیّت احیای آن در جلد سوّم، فصل «آباد کردن زمینهای موات» ذکر شد.
[2]. همان.
[3]. همان طور که در جلد سوّم، مسألۀ «1348» بیان شد، فردی که اقدام به احیاء و آباد کردن زمین موات مینماید، در مورد آن زمین، نسبت به دیگران «حقّ اولویّت» پیدا میکند و همین «حقّ اولویّت» موجب میگردد که فرد مذکور ولایت در وقف زمین داشته باشد. بنابراین، مساجدی که در زمینهای موات احداث شدهاند مسجد شرعی محسوب میشوند.
5. حقّ فرد دیگری به آن تعلّق نداشته باشد
6. با استفاده از بین نرود
مسأله 837. وقف لباس، ظرف، فرش، خانه، باغ، زمین، کتاب، رایانه، ماشین و سایر چیزهایی که استفادۀ حلال دارد،[1] صحیح است.
همین طور، وقف حیوانی که قابلیّت باربری یا سوار شدن بر آن را دارد یا محصولات و فرآوردههایی مثل شیر یا پشم از آن به دست میآید، صحیح است.
مسأله 838. مالی که وقف میشود لازم نیست در هنگام وقف قابل استفاده باشد؛ بلکه اگر در معرض استفاده – هرچند بعد از مدّتی – باشد، مانند درختی که هنوز میوه نداده یا زمین غیر مواتی که به جهت استفادۀ زراعی نیاز به اصلاح بافت ارگانیک خاک، آیش، شخم زدن و مانند آن دارد، یا حیوان کوچکی که هنوز برای باربری یا سواری دادن قوی نشده است، وقف آن صحیح میباشد.
مسأله 839. وقف پول بدین صورت که در فعالیّتهای اقتصادی به کار گرفته شود و درآمد حاصل از آن به فقرا یا ایتام داده شود یا صرف در عزاداری یا سایر امور خیر شود،[2] صحیح نیست؛
ولی فرد میتواند برای تحقّق این موضوع از راه کار مصالحه یا وصیّت استفاده نماید، که توضیح آن در مسألۀ «847» ذکر میشود.
[1]. با رعایت سایر شرایط مربوط به وقف.
[2]. به عبارتی اصل مالیّت مال برای همیشه محفوظ بماند و درآمد حاصل از آن در امور خیر هزینه شود.
7. معیّن باشد
البتّه وقف مقداری از مال به صورت کلّی در معیّن[1] مثل آنکه فردی 100 متر مربّع از یک قطعه زمین مشخّص که قسمتهای مختلف آن یکسان هستند، را وقف کند، چنین وقفی در غیر وقف مسجد صحیح است.
مسأله 841. اگر فرد زمینی را برای امور متعدّدی – غیر از مسجد- مانند «مدرسه و کتابخانه» یا «حسینیّه و متعلّقات آن» بدون اینکه محدودۀ هر یک را تعیین کند، وقف نماید و در هنگام وقف در نظر داشته باشد بعداً خود یا متولّی، محدودۀ آنها را تعیین کند، وقف صحیح است؛
پس اگر فرد زمینی را با توضیحات مذکور به عنوان «حسینیّه و متعلّقات آن مانند سرویس بهداشتی، آشپزخانه، اتاق سرایدار، انبار، راه روهای ورودی و خروجی، کفشداری» وقف کند و تعیین محدودۀ هر مورد را به متولّی واگذار کند، متولّی میتواند بعداً محلّ مناسبی برای هر یک از آنها در نظر بگیرد.
مسأله 842. در وقف مسجد باید «محدودۀ اصلی مسجد»[2] مشخّص باشد. بنابراین، اگر انسان زمینی را به عنوان مسجد و امور متعلّق به آن – مانند سرویس بهداشتی، وضوخانه، آبدارخانه، اتاق سرایدار – وقف کند، در صورتی که هنگام وقف «محدودۀ اصلی مسجد» معلوم نباشد، وقف باطل است؛[3]
بلکه اگر هنگام وقف مثلاً 300 متر مربّع از زمین 600 متر ی را «محدودۀ اصلی مسجد» و بقیّه را متعلّقات مسجد قرار دهد، ولی محلّ «محدودۀ اصلی مسجد» را مشخّص نکند، چنین وقفی نیز صحیح نمیباشد؛
امّا چنانچه مقدار و محلّ «محدودۀ اصلی مسجد» را تعیین کند – مثلاً 300 متر مربّع جنوبی زمین در محدودۀ مشخّص را مسجد و بقیّه را به عنوان امور متعلّق به مسجد قرار دهد – وقف صحیح است، هرچند محدوده و مقدار هر یک از متعلّقات مثل سرویس بهداشتی و آبدارخانه را تعیین نکرده باشد.
همچنین، اگر واقف قصد داشته باشد بنایی را در چند طبقه بسازد و مثلاً طبقۀ همکف را مسجد و طبقۀ فوقانی را اتاق خادم و طبقۀ تحتانی را وضو خانه و سرویس بهداشتی مسجد قرار دهد، باید علاوه بر مشخّص بودن مساحت و محلّ «محدودۀ اصلی مسجد»، ارتفاع و عمق آن را نیز مشخّص نماید.
[1]. معنای کلّی در معیّن در جلد سوّم، مسألۀ «84» ذکر شد.
[2]. هرچند گاه در عبارات عرفی مسامحه شده و به متعلّقات مسجد – همچون سرویس بهداشتی و وضو خانه – نیز مسجد گفته میشود، امّا متعلّقات مسجد شرعاً جزء «محدودۀ اصلی مسجد» نمی باشد و منظور از مسجد در احکام ویژۀ مسجد، همان «محدودۀ اصلی» میباشد.
شایان توجّه است، صحن حیاط مسجد در برخی موارد جزء محدودۀ اصلی مسجد میباشد، همانند صحن مسجد گوهرشاد در مشهد مقدّس و در برخی موارد جزء متعلّقات مسجد است و این امر بستگی به کیفیّت وقف اولیّه دارد.
[3]. منظور مسجد شرعی است و حکم مساجد عرفی که در زمینهای وقفی ساخته میشود و با توضیح مسألۀ «829» نمازخانه محسوب میشود، مانند سایر موقوفات است.