واجب شدن[1] نماز جمعه چند شرط دارد که در مسائل بعد، به ذکر آن پرداخته میشود.
[1]. واجب بودن نماز جمعه در عصر غیبت و حضور امام(علیه السلام)، به معنایی است که در مسائل «2000 و 2013» ذکر شده است.
شرط اوّل: وقت نماز جمعه فرا رسیده باشد
مسأله 2002. وقت نماز جمعه، از زوال آفتاب یعنی اذان ظهر آغاز میشود و وقت آن تنها «اوائل عرفی ظهر» است، پس هر گاه نماز جمعه از این وقت، به تأخیر انداخته شود، وقتش تمام شده و باید نماز ظهر را بهجا آورد.[1]
مسأله 2003. خواندن خطبهها پیش از اذان ظهر اشکال دارد، هرچند پایان خطبهها هنگام فرا رسیدن وقت باشد و بنابر احتیاط واجب به نماز جمعهای که خطبههایش قبل از اذان ظهر شروع شده، نمیتوان اکتفا نمود، هرچند تنها خطبۀ اوّل قبل از اذان ظهر خوانده شده باشد.
مسأله 2004. اگر خطبهها آن قدر طولانی شود که وقت نماز جمعه بگذرد، باید نماز ظهر خوانده شود و نماز جمعه در خارج وقت آن، قضا ندارد.
مسأله 2003. خواندن خطبهها پیش از اذان ظهر اشکال دارد، هرچند پایان خطبهها هنگام فرا رسیدن وقت باشد و بنابر احتیاط واجب به نماز جمعهای که خطبههایش قبل از اذان ظهر شروع شده، نمیتوان اکتفا نمود، هرچند تنها خطبۀ اوّل قبل از اذان ظهر خوانده شده باشد.
مسأله 2004. اگر خطبهها آن قدر طولانی شود که وقت نماز جمعه بگذرد، باید نماز ظهر خوانده شود و نماز جمعه در خارج وقت آن، قضا ندارد.
[1]. در مورد صدق اوائل ظهر عرفی، این نکته شایان توجّه است که اگر خطبهها حداکثر 40 دقیقه طول بکشد، سپس بلافاصله نماز جمعۀ جامع الشرایط خوانده شود، کافی است و خواندن نماز ظهر لازم نمیباشد و چنانچه خطبهها بیشتر از 40 دقیقه تا حدود یک ساعت و ربع طول بکشد، مورد احتیاط بوده و بنابر احتیاط، لازم است نماز ظهر نیز خوانده شود و اگر خطبهها بیشتر از حدود 75 دقیقه طول بکشد، ظاهراً کافی محسوب نمیشود و لازم است نماز ظهر خوانده شود و مکلّف در موارد تردید عرفی، چنانچه مطابق این دستور العمل زمانی عمل نماید، کافی میباشد.