مسأله 1854. اگر پدر نمیتوانسته قضای نماز را – هرچند با عمل به وظیفۀ نماز اضطراری مثل نماز نشسته یا خوابیده در صورتی که نمیتوانسته ایستاده نماز بخواند – انجام دهد و در همان حال ناتوانی فوت شده است، قضای آن بر پسر بزرگتر واجب نیست.[1]
مسأله 1855. پدری که مبتلا به آلزایمر و فراموشی بوده، ولی عرفاً مجنون محسوب نمیگردیده و به جهت فراموشی نمازش را نمیخوانده یا میخوانده ولی باطل محسوب میشده، در صورتی که بعداً توانایی قضای آنها را داشته – مثل اینکه آلزایمر او موقّت یا دورهای بوده و میتوانسته پس از برطرف شدن عذر آنها را قضا نماید و قضا نکرده – بنابر احتیاط واجب قضای نمازهای وی بر پسر بزرگتر واجب است؛
امّا اگر بعداً نیز توانایی از قضا نداشته است – مثل اینکه آلزایمر او از نوع حادّ و دائمی بوده است – قضای نمازهای مذکور بر پسر بزرگتر واجب نیست.
مسأله 1855. پدری که مبتلا به آلزایمر و فراموشی بوده، ولی عرفاً مجنون محسوب نمیگردیده و به جهت فراموشی نمازش را نمیخوانده یا میخوانده ولی باطل محسوب میشده، در صورتی که بعداً توانایی قضای آنها را داشته – مثل اینکه آلزایمر او موقّت یا دورهای بوده و میتوانسته پس از برطرف شدن عذر آنها را قضا نماید و قضا نکرده – بنابر احتیاط واجب قضای نمازهای وی بر پسر بزرگتر واجب است؛
امّا اگر بعداً نیز توانایی از قضا نداشته است – مثل اینکه آلزایمر او از نوع حادّ و دائمی بوده است – قضای نمازهای مذکور بر پسر بزرگتر واجب نیست.
[1]. مثل اینکه نماز صبح خواب مانده و بعد از طلوع آفتاب، در همان حالت خواب از دنیا رفته است.