مسأله 6. اگر فرد بی اختیار بیهوش شود و به این دلیل نتواند نیّت لازم در روزه را داشته باشد، روزه بر او واجب نیست؛ مثلاً فردی که قبل از اذان صبح نیّت روزه نداشته، سپس بیاختیار بیهوش شده و بعد از اذان مغرب به هوش آمده است، روزۀ آن روز بر وی واجب نبوده و بعداً نیز لازم نیست قضای آن را انجام دهد.
مسأله 7. اگر فرد پیش از اذان صبح نیّت روزه کند، سپس بدون اختیار بیهوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط لازم، باید روزۀ آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد، قضای آن را بهجا آورد؛
امّا در مورد بیهوشی که مقدّمات آن اختیاری بوده (مثل فردی که برای عمل جراحی، خود را در اختیار دکتر بیهوشی قرار میدهد) احتیاط واجب آن است که روزه را تمام نموده و قضای آن را هم بهجا آورد.
مسأله 7. اگر فرد پیش از اذان صبح نیّت روزه کند، سپس بدون اختیار بیهوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط لازم، باید روزۀ آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد، قضای آن را بهجا آورد؛
امّا در مورد بیهوشی که مقدّمات آن اختیاری بوده (مثل فردی که برای عمل جراحی، خود را در اختیار دکتر بیهوشی قرار میدهد) احتیاط واجب آن است که روزه را تمام نموده و قضای آن را هم بهجا آورد.