طلاق ولایتی در این صورت، در سه مورد قابل انجام است:

1. رها نمودن زوجه و معلّقه گذاشتن وی

مسأله 656. اگر شوهر همسرش را به‌طور کلّی رها نموده و معطّل گذاشته، به ‌گونه‌ای که وی نه عرفاً زن شوهردار محسوب شده و نه مطلّقه، زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه کند تا شوهر را بر یکی از دو امر الزام نماید، یا به زندگی برگشته و زن را معلّق و معطّل رها نکند و یا وی را طلاق دهد تا زمینۀ ازدواج با مرد دیگری برای او فراهم گردد.
چنانچه شوهر از هر دو امر امتناع ورزد، حاکم شرع می­تواند از هر طریق مشروع برای اجبار زوج نسبت به اقدام بر یکی از دو امر – حتّی مانند حبس وی در صورت امکان – استفاده نماید و در صورتی که امور مذکور نتیجه بخش واقع نشود، پس از درخواست زن، حاکم شرع می‌تواند وی را طلاق دهد.
شایان ذکر است، در این مورد فرقی نیست که شوهر نفقۀ زن را بدهد یا نه.
طلاق در این مورد به حسب اختلاف موارد، به نوع طلاق رجعی یا طلاق بائن واقع می­گردد.
مسأله 657. اگر شوهر قادر بر بازگشت به زندگی با همسرش نباشد، مثل اینکه محکوم به حبس ابد یا مدّت طولانی شده و بدین جهت همسر وی بلاتکلیف و معطّل رها شده باشد، چنانچه زوج نفقۀ همسرش را در این مدّت تأمین می‌کند، ولی زوجه حاضر نیست بر این وضعیّت صبر نماید و از وی درخواست طلاق می‌کند، احتیاط واجب آن است که شوهر بپذیرد و او را طلاق دهد و در صورت امتناع زوج از طلاق، بر زن چاره­ای نیست جز اینکه صبر کند، تا خداوند متعال گشایش و فرجی برای وی حاصل نماید.
امّا چنانچه در فرض مذکور، شوهر توانایی پرداخت نفقۀ همسرش را در این مدّت ندارد، حکم مسألۀ «659» در مورد آن جاری می‌شود.

2. پرداخت نکردن نفقۀ واجب زوجه

مسأله 658. اگر شوهر از پرداخت نفقۀ همسرش با وجود تمکّن و توانایی مالی امتناع ورزد، زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه نماید تا وی به شوهر امر را ابلاغ نماید: «یا باید نفقۀ همسرت را بدهی یا او را طلاق دهی»؛
در صورتی که شوهر از هر دو امر امتناع ورزد و امکان خرج کردن از مال شوهر جهت نفقۀ همسرش وجود نداشته باشد[1] و نیز امکان اجبار شوهر بر طلاق[2] وجود نداشته باشد، حاکم شرع می­ تواند پس از درخواست زن وی را طلاق دهد.
شایان ذکر است، این طلاق که توسط حاکم شرع صورت می‌گیرد، طلاق بائن محسوب می­شود و زوج در ایّام عدّه حقّ رجوع ندارد.
مسأله 659. اگر شوهر توانایی پرداخت نفقات همسرش را نداشته باشد، چنانچه زن راضی به صبر و ادامۀ زندگی نباشد، بر شوهر واجب است وی را طلاق دهد و در صورتی که امتناع ورزید، زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه نماید تا وی به شوهر ابلاغ و امر به طلاق همسرش نماید؛
در صورتی که شوهر امتناع نماید، حاکم شرع می­تواند وی را اجبار بر طلاق کند و چنانچه امکان اجبار وی[3] نباشد، حاکم شرع می‌تواند همسرش را طلاق دهد.
شایان ذکر است، این طلاق که توسط حاکم شرع صورت می‌گیرد، طلاق بائن محسوب می­شود و زوج در ایّام عدّه حقّ رجوع ندارد.
مسأله 660. زنی که شوهرش ‌برای مدّت طولانی در حال کُما و بیهوشی به سر می‌برد، در صورتی که شوهرش مالی ندارد که از آن مال نفقه­اش داده شود، حاکم شرع مى­تواند به جهت عدم تأمین نفقه، در صورت درخواست زن او را طلاق دهد.
همین طور، اگر شوهر مالی دارد که نفقات همسرش از آن تأمین شود، ولى امید به بیرون آمدنش از حال کُما و بیهوشی نمى­رود و ماندن زن در زوجیّتش برای شوهر فائده­اى ندارد، بلکه به این جهت که نفقه­اش از اموال او صرف مى­شود، موجب خسارت و ضرر باشد، ولیّ شوهر با اجازۀ حاکم شرع مى­تواند زن را طلاق دهد و در صورتی که ولیّ نداشته باشد، حاکم شرع می­تواند اقدام به طلاق زن نماید.

[1]. هرچند با فروش بعضی از اموالش با اذن حاکم شرع در مواردی که رفع احتیاج، متوقّف و وابسته بر آن است.
[2]. هرچند با وکالت دادن به حاکم شرع یا شخص دیگر.
[3]. همان.

3. اذیّت کردن زوجه و سوء معاشرت با وی

مسأله 661. اگر شوهر همسرش را آزار و اذیت کرده و بدون عذر شرعی با وی بدرفتاری و تند خویی می­نماید، زن می‌تواند به حاکم شرع مراجعه نماید تا وی را از ایذاء و ظلم به همسر باز دارد و او را به معاشرت به معروف و خوش‌رفتاری (امساک به معروف) ملزم نماید.
پس اگر طریقۀ مذکور تأثیر نداشت، حاکم شرع می‌تواند در صورت امکان زوج را به شیوه‌ای که صلاح بداند مانند حبس و… تعزیر ­نماید تا وی متنبّه شده و رفتار خویش را اصلاح نماید.
امّا در صورتی که این روش ممکن نبوده یا نفعی نداشته باشد، زن می­تواند مطالبۀ طلاق نماید و چنانچه شوهر از طلاق امتناع ورزد و امکان اجبار وی بر این امر نباشد، حاکم شرع می­تواند زوجه را با رعایت شرایط شرعی طلاق دهد.
شایان ذکر است، طلاق در این مورد، از نوع طلاق بائن است وزوج در ایّام عدّه، حقّ رجوع ندارد.