مسأله 301. خیار عیب فوری است، بنابراین در هر یک از عیوبی که موجب ثابت شدن خیار عیب و حقّ فسخ برای زوج یا زوجه میشود، نباید فسخ عقد بیشتر از زمان متعارف به تأخیر افتد؛
پس اگر تأخیر در فسخ عقد به غرض عقلایی مانند مشورت با دیگران صورت گیرد، طوری که عرفاً کوتاهی و تسامح در اقدام بر فسخ محسوب نشود، اشکال ندارد، وگرنه حقّ فسخ ساقط میشود.
مسأله 302. اگر زوج یا زوجه از عیب طرف مقابل – که موجب خیار عیب برای وی میشود – اطلاع نداشته یا نمیدانسته چنین عیبی موجب حقّ فسخ برای وی میشود یا از آن غافل بوده یا به جهت فراموشی فسخ نکرده، میتواند در زمانی که آگاهی یا توجّه پیدا کرد، با رعایت فوریّت عرفی اقدام به فسخ نماید.
پس اگر تأخیر در فسخ عقد به غرض عقلایی مانند مشورت با دیگران صورت گیرد، طوری که عرفاً کوتاهی و تسامح در اقدام بر فسخ محسوب نشود، اشکال ندارد، وگرنه حقّ فسخ ساقط میشود.
مسأله 302. اگر زوج یا زوجه از عیب طرف مقابل – که موجب خیار عیب برای وی میشود – اطلاع نداشته یا نمیدانسته چنین عیبی موجب حقّ فسخ برای وی میشود یا از آن غافل بوده یا به جهت فراموشی فسخ نکرده، میتواند در زمانی که آگاهی یا توجّه پیدا کرد، با رعایت فوریّت عرفی اقدام به فسخ نماید.