مسأله 689. قطع عضو میّت مسلمان، براى پیوند زدن به بدن زنده، در صورتى که حفظ زندگى مسلمانى، بر این امر متوقّف و وابسته نباشد، شرعاً جایز نیست، هرچند فرد زنده نیاز مبرم به آن داشته باشد (مانند پیوند چشم و دست و پا).
شایان ذکر است، اگر پزشک یا فرد دیگری اقدام به امر فوق کند – با توضیحی که در فصل «دیات»، مسائل «1434 و 1435» ذکر میگردد – بر او دیه واجب میشود و دفن آن عضو قطع شده واجب است؛ ولى بعد از آنکه عضو قطع شده پیوند زده شده و عضو زندهاى از بدن مسلمان گردید، قطع آن واجب نیست؛ بلکه اگر موجب ضرر مهمّ و فوقالعاده (ضرر کلّی) باشد جایز نمیباشد.
مسأله 690. اگر حفظ جان مسلمانى، متوقّف و وابسته بر قطع عضوى از اعضاى بدن میّت مسلمان باشد (مانند پیوند قلب و کلیه)، قطع آن جایز است، ولی بنابر احتیاط واجب بر پزشک یا فرد دیگری که اقدام به قطع عضو مینماید دیه لازم میشود[1] و هر گاه این عضو به بدن فرد زنده پیوند زده شود و حیات در آن دمیده شود، جزء آن محسوب شده و احکام بدن زنده بر آن جارى میگردد.
شایان ذکر است، اگر پزشک یا فرد دیگری اقدام به امر فوق کند – با توضیحی که در فصل «دیات»، مسائل «1434 و 1435» ذکر میگردد – بر او دیه واجب میشود و دفن آن عضو قطع شده واجب است؛ ولى بعد از آنکه عضو قطع شده پیوند زده شده و عضو زندهاى از بدن مسلمان گردید، قطع آن واجب نیست؛ بلکه اگر موجب ضرر مهمّ و فوقالعاده (ضرر کلّی) باشد جایز نمیباشد.
مسأله 690. اگر حفظ جان مسلمانى، متوقّف و وابسته بر قطع عضوى از اعضاى بدن میّت مسلمان باشد (مانند پیوند قلب و کلیه)، قطع آن جایز است، ولی بنابر احتیاط واجب بر پزشک یا فرد دیگری که اقدام به قطع عضو مینماید دیه لازم میشود[1] و هر گاه این عضو به بدن فرد زنده پیوند زده شود و حیات در آن دمیده شود، جزء آن محسوب شده و احکام بدن زنده بر آن جارى میگردد.
[1]. البتّه، در صورت وصیّت همان طور که در مسألۀ بعد ذکر میشود، دیه بر قطع کننده واجب نمیشود.