مسأله 889. اگر «بدهی» حالّ باشد، طلبکار می­تواند آن را مطالبه نماید و در صورت مطالبه[1] بر مدیون واجب است چنانچه توانایی پرداخت بدهی خود را دارد، فوراً آن را بپردازد.
مسأله 890. اگر بدهی، مدّت­دار باشد، طلبکار حقّ مطالبۀ آن را قبل از فرا رسیدن مدّتی که تعیین شده ندارد و بر بدهکار هم واجب نیست قبل از سررسید دین، آن را بپردازد؛[2]
البتّه، اگر تعیین مدّت، تنها حقّی به نفع طلبکار باشد، در این صورت وی می‌تواند طلبش را قبل از سررسید مقرّر مطالبه نماید[3] و بر بدهکار هم پرداخت آن واجب است، ولی اکثر بدهکاری­ها این گونه نیست و تعیین مدّت در آنها حقّی است که به نفع بدهکار قرار داده شده است یا مشترک بین هر دو نفر می‌باشد.

[1]. شایان ذکر است، در بعضی از موارد، پرداخت بدهی حالّ فوراً لازم است، هرچند طلبکار آن را مطالبه نکرده باشد؛ مانند مالی که به آن خمس یا زکات تعلّق گرفته و بدون پرداخت آن مصرف شده است یا خمس درآمدی که در مسیر حرام هزینه شده است. همچنین است حکم، نسبت به مالی که غاصب آن را غصب کرده و در نزدش تلف شده یا آن را تلف کرده است، مگر آنکه غاصب بداند طلبکار راضی به تأخیر در پرداخت بدهی است.
[2]. مدّت­دار بودن دین، گاه به جهت نوع یا شرایط قراردادی است که طلبکار و بدهکار بین خود منعقد نموده­اند، مانند مدّت در معاملۀ نسیه یا سلف یا اقساط اجاره‌‌بها در قرارداد اجاره و گاهی بدون اینکه طلبکار و بدهکار مدّتی تعیین کرده باشند، ‌شرعاً مدّت زمانی برای پرداخت دین تعیین شده یا تعیین می‌گردد؛ مانند اقساطی که حاکم شرع در پرداخت دیه معیّن می­کند.
[3]­. مثل اینکه قرض دهنده به جهت نداشتن مکان مناسب برای نگهداری اموال و در خطر قرار گرفتن مال، با کسی که مال را به او قرض می‌دهد شرط می‌کند تا مدّت معیّن آن را به وی پس ندهد.