[سؤال 7034]‏ ‏ ‏ 3523‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 16 / 2 / 1361‏

‏دفتر حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی مدّ ظله العالی‏

‏این جانب کارمند مرکز اسناد انقلاب اسلامی نزدیک به دو سال است که در‏‎ ‎‏شمیران نو نارمک خانه ای 72 متری دو اتاقه به مبلغ 130 هزار تومان خریده ام، البته کل‏‎ ‎‏این منطقه که از حدوداً ده پانزده سال پیش شروع به ساختن کرده اند سند محضری‏‎ ‎‏ندارد و بعضی از این خانه ها یک بنچاق در دست دارند و بعضی دیگر ندارند و کل این‏‎ ‎‏منطقه از طرف اداره برق، برق کشی شده است ولی آب این منطقه را خود مردم ظاهراً‏‎ ‎‏لوله کشی کرده اند، البته من برای مصرف کنتوری گذاشته ام و تقریباً یک سال پیش به‏‎ ‎‏سازمان آب رفته و از وضع آب این منطقه جویا شدم، در آن جا مدیر عامل سازمان آب‏‎ ‎‏گفت من نمی گویم آب منزل خود را قطع کنید ولی نمی توانم بگویم صد در صد‏‎ ‎‏بی اشکال است، ولی شما مصرف کنید وقتی خواستیم به آن منطقه آب بکشیم من از‏‎ ‎‏امام اجازه می گیرم و مقداری پول از ساکنین آن جا خواهیم گرفت و کنتور خواهیم‏‎ ‎‏گذاشت.‏

‏‎‏با توجه به موارد بالا می خواهم دو مسأله را بیان فرمایید: ‏

‏1. آیا خرید و فروش آن خانه که سند ندارد اشکال شرعی دارد یا خیر؟‏

‏2. آبی که آن جا مصرف می شود آیا حلال است یا اشکال شرعی دارد؟ ‏

بسمه تعالی، سند میزان نیست مالک شرعی می تواند ملک خود را با‎ ‎مراعات مقررات دولت اسلامی بفروشد و تصرف در آب لوله کشی منوط‎ ‎به اجازۀ مسئولین مربوطه است.

[سؤال 7035]‏ ‏ ‏ 3524‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 20 / 12 / 1361‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی مدّ ظله العالی ‏

‏با نهایت احترام و آرزوی طول عمر برای امام بزرگوار و عزیز و پیروزی قوای‏‎ ‎‏اسلام علیه قوای کفر، خواهشمند است نظریۀ مبارک را در مورد مسألۀ ذیل اعلام‏‎ ‎‏فرمایید.‏

‏فردی چهار سال قبل منزلی از طریق دریافت وام از بانک خریداری نموده و در‏‎ ‎‏موقع خرید نیز تمام استعلام های قانونی از مقام های ذی صلاح طبق قانون از ثبت‏‎ ‎‏اسناد و بنیاد مستضعفان توسط دفترخانه اسناد رسمی انجام گردیده و با توجه به تأیید‏‎ ‎‏مقام های فوق که اعلام نموده اند فروشنده ممنوع المعامله نمی باشد خریدار ذیل سند‏‎ ‎‏این موضوع را اقرار و تأیید نموده است و پس از انجام مراتب بالا سند صادر و به‏‎ ‎‏خریدار تسلیم و خریدار منزل، مورد خرید را متصرف می شود ولی بعداً معلوم گردیده‏‎ ‎‏که فروشنده ممنوع المعامله می باشد، خواهشمند است با عنایت به عرایض فوق،‏‎ ‎‏وضع خریدار را از نظر شرعی ذیلاً مرقوم فرمایید. در پایان مجدداً از خدای متعال‏‎ ‎‏مسئلت می نمایم به رهبر بزرگ ما و همۀ مستضعفان جهان طول عمر و سلامتی کامل‏‎ ‎‏عنایت فرماید.‏

بسمه تعالی، در فرض مرقوم خریدار، خانه را مالک شده است و چنانچه‎ ‎دولت اسلامی مقرراتی دارد باید مراعات شود.

‏‎[سؤال 7036]‏ ‏ ‏ 3525‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 11 / 11 / 1361‏

‏محضر امام خمینی دامت برکاته‏

‏چنانچه مردی در حال ازدواج ملکی را به همسر خود بدهد به عنوان مهریه، آیا‏‎ ‎‏می تواند بعد از مدتی آن ملک را به فردی که او هم اطلاع از حال قضیه دارد بفروشد؟‏‎ ‎‏چنانچه خرید و فروش شود و سند به نام خریدار مطلع شد، آن سند شرعاً صحیح‏‎ ‎‏است یا باطل؟ ‏

بسمه تعالی، فروش آنچه مهریه زن قرار داده شده موقوف است به اجازۀ‎ ‎خود زن و بدون اجازۀ او باطل است.

[سؤال 7037]‏ ‏ ‏ 3526‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 27 / 3 / 1361‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی دام ظله العالی‏

‏در تاریخ 5 / 12 / 1358 منزلی را قولنامه نموده و در تاریخ 15 / 12 / 1358 در‏‎ ‎‏دفترخانه اسناد رسمی ثبت کرده ام، بدون هیچ گونه مانع قانونی و شرعی، و وجه آن را‏‎ ‎‏تماماً و کلاً تسلیم فروشنده نموده و منزل را تحت تصرف خود درآورده ام. پس از‏‎ ‎‏گذشت دو سال، یعنی در تاریخ 2 / 2 / 1361 از طرف سرپرستی اموال بنیاد شهید در‏‎ ‎‏رابطه با منزل فوق الذکر دعوت گردیدم و عین جریان فوق را گزارش دادم ولی از نظر‏‎ ‎‏آن که فردی تا حدودی ملتزم به قوانین شرع مقدس می باشم و نمی خواهم خدای‏‎ ‎‏ناکرده کاری بر خلاف نموده باشم، بالخصوص از نظر مسکن که خود و خانواده ام در‏‎ ‎‏آن زندگی می کنیم و نماز می خوانیم، لذا از محضر مقدستان تقاضامندم بفرمایید با‏‎ ‎‏اشاعه آن که فروشنده بهایی بوده است و البته من هیچ گونه اطلاعی از آن نداشته و‏‎ ‎‏ندارم، آیا چنین معامله ای شرعاً صحیح بوده است یا خیر؟ ‏

بسمه تعالی، در فرض سؤال اگر از طرف دولت اسلامی منع و طلبی نسبت‎ ‎به آن منزل نباشد معامله صحیح و تصرفات شما اشکال ندارد.

‏‎[سؤال 7038]‏ ‏ ‏ 3527‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏حضرت آیت الله‌ العظمی رهبر انقلاب امام خمینی مدّ ظله العالی‏

‏در یک آبادی قلعه ای هست این قلعه در زمان قدیم ساخته شده، در آن زمان‏‎ ‎‏حکومت راجا بوده؛ یعنی حکومت شاه یا بگویم مثل شیوخ نشین بود، مالیات و خراج‏‎ ‎‏و غیره را آن شخص می گرفت در آن علاقه حکومت راجا بود؛ یعنی تقریباً شاه گفته‏‎ ‎‏می شود، و چندین سال گذشته و اولاد اولاد آن را راجا می گویند. این قلعه برای جد ما‏‎ ‎‏ساخته شده بود. مردم آبادی می گویند معلوم نیست و راجا تا حال از آن قلعه استفاده‏‎ ‎‏نکرده، بلکه مردم آبادی از قلعه استفاده می کردند. در این صورت اگر یک نفر از افراد‏‎ ‎‏آبادی با اولاد اولاد معامله کرد و یک مبلغ پرداخته و قلعه را از آن ها خریده، آیا در این‏‎ ‎‏صورت مالک قلعه شده یا خیر بنابراین معامله صحیح است یا خیر؟‏

‏خداوند بر عمر و سلامت و عزت آن رهبر عظیم و مرجع تقلید شیعیان جهان‏‎ ‎‏بیفزاید، ان شاء الله‌.‏

بسمه تعالی، کسانی که از قلعه استفاده می کردند مانند گذشته می توانند‎ ‎استفاده کنند و مدعی مالکیت تا به وجه شرعی مالکیت خود را ثابت نکند‎ ‎نمی تواند بفروشد.

[سؤال 7039]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 784

‏10. در دست مرتد اموالی است نمی دانیم شخص مرتد بعد از ارتداد به دست‏‎ ‎‏آورده و یا اموال قبل از ارتداد است؛ معامله با او صحیح است یا خیر؟‏

بسمه تعالی، محکوم به ملکیت است برای او و معاملاتش صحیح است.

[سؤال 7040]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 784

‏11. توجد أموال بید من یکون کافراً بالفعل ولکن لا نعلم أنّه کان کافراً من الأصل‏‎ ‎‏ـ  لانعقاد نطفته فی حال کفر أبویه  ـ أو لم یکن کذلک وأنّه کان مسلماً وبحکم الإسلام‏ ‏ثم کفر بعد بلوغه؛ ونحتمل أن تکون هذه الأموال الموجودة بیده کانت مملوکة له قبل‏‎ ‎‏کفره وارتداده. هل یجوز البیع والشراء وسائر المعاملات معه ـ لکون یده أمارة علی‏‎ ‎‏مالکیته ـ أو لا؟‏

بسمه تعالی، یحکم بملکیته لما فی یده ویترتّب علیه الآثار.

[سؤال 7041]‏ ‏ ‏ 3528‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 12 / 9 / 1361‏

‏دفتر حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران‏

‏احتراماً؛ خواهشمند است پاسخ شرعی این مسأله را بفرمایید: قطعه زمینی بوده که‏‎ ‎‏عباس نامی به اکبر نامی می فروشد؛ پس از مدتی اکبر اظهار می دارد: چون مبلغ زمین‏‎ ‎‏نامعلوم بود و سند هم هنوز نگرفته بود، در حضور چند نفر شاهد، زمین را به فروشنده‏‎ ‎‏پس داده، قسمتی را نقد و بابت قسمت دیگر از فروشنده سفته می گیرد، ولی قولنامه را‏‎ ‎‏پس نمی دهد، به عذر این که بعداً پیدا کرده و می دهم. در این حال، فروشنده این زمین‏‎ ‎‏را بابت بدهی ارثیۀ پدری اش به همسر خود رسماً واگذار می نماید. در این حال، اکبر با‏‎ ‎‏همین قولنامه که به عباس پس نداده، کلاهبرداری نموده و به شخص دیگری‏‎ ‎‏می فروشد و در همین اثنا، بابت همین سفته مقداری از مغازۀ فروشنده جنس برده و‏‎ ‎‏دو فقره پول نقد گرفته و رسید داده است و در رسید بابت قطعۀ زمین فوق نیز ذکر‏‎ ‎‏گردیده است. خواهشمند است با توجه به عرایض فوق، پاسخ شرعی را مرقوم‏‎ ‎‏فرمایید تا طبق شرع مقدس رفتار شود. با تقدیم احترامات‏

‏والسلام علیکم ورحمة الله‌ وبرکاته‏

بسمه تعالی، حکم شرعی معلوم است که اگر معامله را فسخ کرده اند،‎ ‎خریدار بعد از فسخ نمی تواند آن را بفروشد و فروش او باطل است و‎ ‎فروشنده باید بقیۀ ثمن را به خریدار رد کند و اگر جنس به او داده کفایت‎ ‎می کند و چنانچه نزاعی هست، باید در محکمۀ شرعیه حل شود.

‏‎[سؤال 7042]‏ ‏ ‏ 3529‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏جناب آقای خمینی ‏

‏مسأله ای برایم پیش آمده که تمنّای جواب و حل این مسأله را دارم. ‏

‏کسی از بستگان این جانب در دستگاه طاغوتی در یک شرکت ساختمانی کارمند‏‎ ‎‏بوده که در زمان طاغوت از حقوق ناچیز خود برای ثمره پیری خود چند سهام آن‏‎ ‎‏شرکت را خریداری کرده و خود کارمند آن شرکت بوده که مدیر عامل شرکت فرار‏‎ ‎‏کرده و از طرف دستگاه دینی و قانونی کسی را در آن جا گذاشتند که وادارش کردند‏‎ ‎‏باید به دفترخانه برود و سند ثبتی بدهد که این سهام را مجاناً مدیر عامل قبل به‏‎ ‎‏این جانب داده است. ‏

‏تمنا دارم مقرر فرمایید پاسخ صحیح به این جانب بدهند که آیا این سهامی که‏‎ ‎‏نامبرده در آن شرکت ساختمانی داشته حرام است یا خیر؟ وادار کردن آن مدیر جدید‏‎ ‎‏به قول خودمان حقوقی و تهدید نام برده، که در دفترخانه بنویسید که سهام را مجاناً به‏‎ ‎‏من داده اند صحیح است یا خیر؟‏

‏من به عنوان یک مسلمان (شیعه) از آن رهبر عالی قدر تمنا دارم صریحاً این مسأله‏‎ ‎‏را برایم حل فرمایند مزید امتنان خواهد بود. ‏

بسمه تعالی، حکم شرعی مسأله معلوم است که اگر سهام با بودن مجوّز به‎ ‎او تملیک شده مالک است وگرنه مالک نیست ولی رسیدگی به قضیه‎ ‎شخصیه موکول است به دولت اسلامی.

[سؤال 7043]‏ ‏ ‏ 3530‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک رهبر عالی قدر جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله‌ العظمی‏‎ ‎‏امام خمینی، دامت برکاته، تقاضا می کنم بر این جانب منّت گذاشته، فتوای سؤالات‏ ‏ذیل  را  مرقوم دارید:‏

‏1. اگر زن از شوهرش طبق سند رسمی ملکی خریداری کند، شرعاً صحیح است؟‏

بسمه تعالی، مانع ندارد زن ملک شرعی شوهر را از او بخرد. 

‏2. اگر زن و شوهر مسلمانی طفل شیرخوار پسر و دختری را به فرزندی قبول نمایند، شرعاً این بچه ها‏‎ ‎‏فرزند آن ها می شوند یا خیر؟ ‏

بسمه تعالی، شرعاً فرزند آن ها محسوب نیست و آثار فرزندی مترتّب نمی شود. 

‏از خداوند تبارک و تعالی خواستارم که وجود شریف شما را برای امت مسلمان جهان نگه دارد و عمر‏‎ ‎‏طولانی به شما عطا فرماید.‏

[سؤال 7044]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 6728

‏4. کمیته ای به نام فروش اجناس متروکه در تهران می باشد که اجناس بدون‏‎ ‎‏صاحب را که از خارج آمده و صاحبانشان رجوع نکرده و یا فراری می باشند جمع‏‎ ‎‏کرده است. خرید اجناس از این کمیته چه صورت دارد؟‏

بسمه تعالی، با احتمال این که روی موازین شرعی فروخته می شود اشکال‎ ‎ندارد.

[سؤال 7045]‏ ‏ ‏ 3531‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏دفتر امام خمینی ‏

‏محترماً به استحضار می رساند راجع به این که چند قطعه زمین زراعتی البته نه‏‎ ‎‏زراعتی دائم و نه به طور کلی بایر در بالای شهر می باشد به طوری که اهل خبره‏‎ ‎‏می گویند در سابق قنات بوده و از آب قنات آبیاری می شده بعد مالکینی زورگو اقدام‏‎ ‎‏به تخریب آن نموده اند و در ضمن با صاحبان زمین قرار می گذارند هر سالی که‏‎ ‎‏رودخانه آب زیاد دارد، شما با آب رودخانه زمین های خود را زراعت کنید و هر سال‏‎ ‎‏که خشک شد حق زراعت ندارید. صاحبان زمین طبق همین قرارداد عمل می کرده اند،‏‎ ‎‏تا این که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام امت به پیروزی رسید، هیأتی از بنیاد‏ ‏مسکن آمدند و زمین ها را به نام بنیاد مسکن نام گذاری کردند، بعداً یکی از آن ها به‏‎ ‎‏عنوان مسئول بنیاد مسکن معرفی گردید، نامبرده زمین ها را تقسیم و به هر نفر به اندازه‏‎ ‎‏جای یک ساختمان واگذار کرد، ما هم اقدام به ساختن خانه نمودیم، از جمله خود‏‎ ‎‏حقیر. الآن سر و صدا زیاد است یعنی اعتراض به این که این زمین ها از نظر شرعی‏‎ ‎‏روی آن ها خانه ساختن صحیح نیست. ناگفته نماند که صاحبان این زمین ها بعضی شان‏‎ ‎‏از نظر مالی خیلی در مضیقه هستند، به هرحال برای ما شک پیش آمده به خصوص‏‎ ‎‏برادران سپاهی که آیا جایز است و ما می توانیم بدون رضایت صاحبان زمین تصرف‏‎ ‎‏نموده و هیچ گونه شک و شبهه ای به خود راه ندهیم، یا خیر؟ در ضمن ایشان می گوید:‏‎ ‎‏من طبق مصوبه شورای انقلاب و حکم وزارت کشور عمل نموده ام. مستدعی است‏‎ ‎‏نظر خود را راجع به توضیحات فوق مرقوم فرمایید، چنانچه از نظر شرعی اشکال‏‎ ‎‏دارد تکلیف خود را با صاحبان زمین روشن نماییم. ‏

بسمه تعالی، رسیدگی موکول به دولت اسلامی است و اگر احتمال دهید که‎ ‎بر وجه شرعی زمین در اختیار شما قرار داده شده تصرفات شما مانع‎ ‎ندارد.

[سؤال 7046]‏ ‏ ‏ 3532‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏این جانب با دو نفر شریک بوده و مغازه قماش فروشی داشتیم. بعد از انقلاب از‏‎ ‎‏مردم طلبکار بودیم که عمده مطالبات را ندادند و ضمناً بدهکار هم بودیم؛ لذا مجبور‏‎ ‎‏شدیم مغازه را فروخته و طلب طلبکاران را پرداختیم و پس از 12 سال شراکت، از هم‏‎ ‎‏جدا شدیم. بنده خودم خانۀ شخصی خود را در خانی آباد نو فروختم و یک مغازۀ‏‎ ‎‏ارزان قیمت در محل دیگر با شراکت یک نفر خریده و در نازی آباد مستأجر شدم. بعد‏‎ ‎‏از 7 ماه مستأجری، صاحب ملک چنان فشاری به ما آورد که ناچار شدم یک باب خانه‏‎ ‎‏که از همان خانه ها که مردم تصرف کرده بودند، خریدم. البته همان موقع به وسیلۀ‏ ‏پدرم از یکی از علما سؤال کردیم که فرمودند: اگر صاحب ملک طاغوتی و فراری‏‎ ‎‏باشد و خریدار هم مقلد امام باشد، می تواند بخرد، اگر نتواند در جای دیگر بخرد. بنده‏‎ ‎‏از همان تاریخ ناراحت هستم و شما را قسم به خدا، راهی پیش پای بنده بگذارید تا از‏‎ ‎‏این ناراحتی نجات پیدا کنم، برای این که نماز می خوانم و روزه می گیرم؛ ناراحت‏‎ ‎‏هستم. و نیز شش سر عائله دارم که گناه آن ها هم می ترسم به عهده بنده باشد. بنده را‏‎ ‎‏به جایی راهنمایی فرمایید که بیایند هرچه دارم قیمت کنند و ببرند، ولی از آتش جهنم‏‎ ‎‏نجاتم دهند. در ضمن، خانه را قبل از جریان ورشکستگی مغازه، فروخته بودم که در‏‎ ‎‏شمال شهر زمینی بخرم که نشد. و بعداً هم در نازی آباد ـ پس از مهلت اجاره خانه ام ـ‏‎ ‎‏یک خانه بود که بخرم، ولی سیصد هزار تومان با یک وام می داد و من نمی توانستم از‏‎ ‎‏عهدۀ قسط آن برآیم؛ لذا مجبور به این عمل شدم. آیا مقلدین دیگر مجتهدین‏‎ ‎‏نمی توانند بخرند و باید اجازه بگیرند؟ اگر حکم امام این باشد که حرام است، تکلیف‏‎ ‎‏بنده چه خواهد شد؟ چون خانه حرام است؛ حتماً حق فروش هم نخواهم داشت و‏‎ ‎‏پول دیگری هم ندارم که خانه دیگری بخرم و مجوز هم که نمی دهند.‏

بسمه تعالی، اگر احتمال می دهید که مسئولین مربوطه در واگذاری خانه به‎ ‎شما مراعات ضوابط شرعیه را نموده باشند، تصرفات شما اشکال ندارد.

[سؤال 7047]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 550

‏2. چیزهایی که دولت در گمرک ضبط می کند بعد از چند مدت آن را حراج می کند‏‎ ‎‏می شود از آن حراج چیزی خرید حلال است یا حرام است؟ شما بیان فرمایید.‏

بسمه تعالی، حرام است.

[سؤال 7048]‏ ‏ ‏ 3533‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏

‏محضر مبارک رهبر و مرجع مسلمانان جهان، حضرت امام خمینی، سلام علیکم‏

‏از طریق عمران اراضی شهری شهرستان مراغه، قطعه زمینی به مساحت 167 متر‏ ‏مربع، به قیمت منطقه ای ـ که توسط شعبۀ شهرسازی شهرداری مراغه تعیین شده‏‎ ‎‏است  ـ از اراضی بانک مسکن به این جانب، که دارای چهار سر عائله می باشم، واگذار‏‎ ‎‏نموده اند. آیا از نظر شرعی این زمین برای ما مباح است یا نه؟ ‏

‏نظر خود را در این مورد بیان فرمایید. ‏

بسمه تعالی، چنانچه احتمال می دهید به وجه شرعی به شما واگذار‎ ‎نموده اند، تصرف مانع ندارد. 

[سؤال 7049]‏ ‏ ‏ 3534‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏دفتر محترم حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، رهبر مستضعفان جهان‏

‏با سلام و دعا، احتراماً؛ این جانب فردی مستضعف و با عائله ای زیاد و درآمدی‏‎ ‎‏کم، مقدار 162 متر زمین جهت خانۀ مسکونی از طرف بنیاد مسکن انقلاب اسلامی‏‎ ‎‏ایران دریافت، و با زحمت بسیار ساخته ام. لذا تمنا دارم برای این حقیر روشن فرمایید‏‎ ‎‏زمین مذکور از نظر شرعی مورد اشکال هست یا خیر؟ من الله‌ التوفیق‏

بسمه تعالی، زمین یا هر چیزی که از طرف مسئولین مربوطۀ دولت‎ ‎جمهوری اسلامی به اشخاص واگذار می شود، تصرّف در آن اشکال ندارد،‎ ‎مگر آن که برای شخص محرز باشد که در واگذاری آن، مقررات شرعی و‎ ‎قانونی مراعات نشده است.

[سؤال 7050]‏ ‏ ‏ 3535‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی آقای خمینی، دامت برکاته ‏

‏محترماً؛ به عرض عالی می رساند: منزلی است که از طاغوتیان زمان رژیم سابق‏‎ ‎‏باقیمانده و صاحبش از ایران فرار کرده است و فعلاً در اختیار بنیاد مستضعفین است.‏‎ ‎‏این جانب قصد دارم که این منزل را به قیمت معمولی خریداری نمایم. در صورتی که‏ ‏پول این منزل را برای جنگ زدگان و سایر مستضعفین از طرف دولت مصرف کنند‏‎ ‎‏بفرمایید: خریداری منزل و نماز در آن جایز است یا خیر؟ توضیح این که این منزل به‏‎ ‎‏حکم حاکم شرع مصادره شده است. ‏

بسمه تعالی، اگر احتمال می دهید به وجه شرعی زمین به شما فروخته‎ ‎می شود، اشکال ندارد. 

[سؤال 7051]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 2073

‏2. کارگرهایی که در خارج از کشور هستند وقتی می خواهند بیایند ایران، گمرک‏‎ ‎‏اثاثی را که همراه دارند می گیرد و بعد آن ها را می فروشند؛ آیا دیگران می توانند آن اشیا‏‎ ‎‏را بخرند یا نه؟‏

بسمه تعالی، اگر احتمال دهند که روی موازین شرعی و قانونی فروخته‎ ‎می شود، می توانند بخرند.

[سؤال 7052]‏ ‏ ‏ 3536‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 4 / 1 / 1362‏

‏دفتر استفتای رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی، ادام الله‌ بطول بقائه‏

‏شخصی متجاوز از بیست سال قبل، پانزده هکتار زمینی را که خارج محدودۀ شهر‏‎ ‎‏اصفهان بوده و هست، در محضر اسناد رسمی آن زمان، از شخص معینی خریده و به‏‎ ‎‏وسیله حفر چاه و موتور و ساختمان مسکونی و درختکاری، زمین را احیا و همه ساله‏‎ ‎‏شخصاً با همیاری شوهر و اولادهایش آن را مرمت نموده و اینک هم زیر کشت گندم‏‎ ‎‏و علوفه می باشد. معارضی هم نداشته و ندارد و متصرف هست، آیا مالک شرعی این‏‎ ‎‏زمین شناخته می شود و نماز در آن صحیح است یا خیر؟ جواب مرقوم فرمایید.‏

بسمه تعالی، زمین اگر قبلاً ملک بوده و از مالک شرعی آن خریده و یا اگر‎ ‎زمین موات بوده، به قصد تملک آن را احیا کرده، مالک آن شناخته می شود‎ ‎و تصرفات مالک شرعی در ملک خود بی اشکال است. 

‏‎[سؤال 7053]‏ ‏ ‏ 3537‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 13 / 7 / 1358‏

‏محضر مبارک مرجع عالی قدر، رهبر انقلاب، مجاهد نستوه، آیت الله‌ العظمی امام‏‎ ‎‏خمینی، دام ظله الشریف، از خدای بزرگ موفقیت و طول عمر آن مرجع عزیز را تا‏‎ ‎‏برقراری کامل حکومت جمهوری اسلامی خواستار می باشیم.‏

‏زمین زراعی هست واقع در قریۀ شلمزار ساوجبلاغ کرج، این زمین در سابق حق‏‎ ‎‏اهالی روستای مذکور بود و بعد ارباب رعیتی شد و کشت می شد. از سال 1342 به‏‎ ‎‏بعد، ارباب، چون خودش یکی از مهره های رژیم منفور گذشته بود؛ زمین را به زور از‏‎ ‎‏دست اهالی گرفت. در این مدت، زمین مذکور بایر بود تا سال 1354، اهالی همه رفته‏‎ ‎‏و زمین را زیر کشت قرار دادند. بعد از این که زمین مذکور به دست اهالی محترم زیر‏‎ ‎‏کشت رفت؛ ارباب زمین مذکور را که حق اهالی شلمزار بود به عنوان مسکن سازی به‏‎ ‎‏یک نفر فروخته است. با حقی که اهالی شلمزار دارند؛ آیا حالا فروختن زمین از نظر‏‎ ‎‏شرع مقدس اسلام چگونه است.‏

بسمه تعالی، اگر زمین های فروخته شده مورد حق غیر فروشنده بوده،‎ ‎فروش صحیح نیست؛ مگر با اجازۀ صاحبان حق و نزاع باید در محکمۀ‎ ‎شرعیه حل شود. 

[سؤال 7054]‏ ‏ ‏ 3538‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏آیات عظام و علمای گران قدر‏

‏در سنوات گذشته عده ای از زارعین یک قطعه زمین، مشهور به اربابی را احیا‏‎ ‎‏نموده اند. یک آسیاب آن جا بوده که با آب آن مشروب می گردیده. پس از گذشت‏‎ ‎‏زمان، صاحب آسیاب ادعای مالکیت زمین را نموده است. زارعین از ترس این که‏‎ ‎‏مالکینِ عمده، زمین را تصرف کنند، امضا می نمایند که مالکیت زمین مربوط به‏ ‏صاحب آسیاب می باشد و مالکیت او از قرارداد آن روز ثابت می شود. بعد زمین مورد‏‎ ‎‏بحث را به دیگری که زارع، ولی صاحب زمین نبوده، فروخته است. بنده یک قطعه از‏‎ ‎‏آن زمین را خریداری نموده ام. جواب مرقوم فرمایید که آیا این زمین مباح است یا خیر؟‏

بسمه تعالی، اگر زارعین که ملکیت صاحب آسیاب را امضا کرده اند، مالک‎ ‎نبوده اند یا واقعاً تملیک نکرده اند، فروش زمین باطل است و زمین بر‎ ‎خریدار مباح نیست. و در صورت ملکیت و تملیک جدّی، فروش صحیح‎ ‎و زمین بر او مباح است. 

[سؤال 7055]‏ ‏ ‏ 3539‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏ما زمینی داریم به مقدار شش جریب ـ 6000 متر ـ که زمین زراعتی با آب است و‏‎ ‎‏از پدرمان به ما به ارث رسیده است. چون این زمین در یک ده دیگری غیر از دهی که‏‎ ‎‏در آن زندگی می کنیم بود حدود ده، دوازده سال پیش آن را دادیم دست یک نفر به‏‎ ‎‏صورت اجاره ای، اوایل سهمیه ما را از همان محصولی که از زمین به دست می آمد،‏‎ ‎‏می داد و بعداً قرار شد اجاره اش را پول بدهد. با توجه به این که ما چهار برادر و یک‏‎ ‎‏خواهر هستیم که از این زمین سهم داریم و همۀ ما هم کشاورز هستیم و روی زمینی‏‎ ‎‏که متعلق به فرد دیگری است، کار کشاورزی می کنیم، و خود آن شخص مستأجر هم،‏‎ ‎‏به اندازۀ مایحتاج خود و حتی بیشتر از کل زمین ما، زمین دارد. با توجه به این مطالب:‏‎ ‎‏ما تصمیم گرفته ایم زمین مان را بفروشیم و تصمیم داریم در صورت تمایل، به همان‏‎ ‎‏فرد مستأجر بفروشیم، ولی ایشان حاضر به خرید زمین با قیمت کم است.‏

‏سؤال ما این که، اگر ایشان حاضر به خریدن با قیمتی که چند نفر مورد اعتماد دو‏‎ ‎‏طرف یا یک مرجع قانونی تعیین می کنند نشود، آیا ما می توانیم زمین را از ایشان‏‎ ‎‏بگیریم؟ صورت قانونی و شرعی این مسأله را بفرمایید.‏

بسمه تعالی، اگر زمین شرعاً ملک شما است، اختیار فروش آن با خود شما‎ ‎است، ولی اگر دولت اسلامی مقرراتی دارد، باید مراعات شود. 

‏‎[سؤال 7056]‏ ‏ ‏ 3540‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مقدس حضرت آیت الله‌ العظمی، زعیم عزیز، آقای خمینی، مدّ ظله العالی‏

‏به عرض عالی می رسانم شخصی خانۀ خود را فروخت در مقابل یک خانه و دو‏‎ ‎‏قطعه ملک و قدری وجه نقد. بعد از چند ماه یکی از ملک ها را فروخت و بعد از چند‏‎ ‎‏ماه دیگر که برای صدور سند مالکیت اقدام نمود، متوجه شد شماره و حدود این ملک‏‎ ‎‏با شمارۀ انتقالی مطابقت نمی کند؛ بلکه با ملک دیگری از املاک فروشنده ای که آن را‏‎ ‎‏فروخته به این فروشنده ـ که خانه را برداشته ـ مطابقت دارد؛ به فروشندۀ دوم ـ کسی‏‎ ‎‏که خانه را برداشته ـ مراجعه نمود، گفت: من از زید خریده ام، به زید مراجعه نمود؛‏‎ ‎‏زید با این که تصرفات مالکانه از قبیل کشت و برداشت آن و قطع چندین درخت در آن‏‎ ‎‏ملک شده بود، منکر فروش آن شد و گفت: من این ملک را که به نام و نمره انتقال‏‎ ‎‏شده، فروخته ام.‏

‏این معامله به دادگاه طاغوتی کشیده شد، قبل از صدور حکم، شخصی برای‏‎ ‎‏اصلاح، تحت یک رشته مذاکرات، ناچار فروشنده روی جهاتی راضی شد به یک‏‎ ‎‏چهارم قیمت وقت، ملک را به فروشندۀ آن واگذار نماید که او خود با زید مرافعه‏‎ ‎‏نماید. صاحب خانه که حق خود را پایمال شده می دید موقع امضای اسناد، قرآنی‏‎ ‎‏بیرون از جیب آورد، خطاب به او گفته: خانۀ مرا به هیچ تصرف نمودی، این قرآن بین‏‎ ‎‏من و تو حاکم باشد.‏

‏مدت چند ماهی گذشت، بحمدالله‌ جمهوری اسلامی برقرار گردید؛ فروشنده ای‏‎ ‎‏که خانه را برداشته با زید مرافعه نمود با این که حکم طاغوتی به نفع زید بود، در دادگاه‏‎ ‎‏انقلاب حکم به نفع خریدار خانه صادر شده، اکنون این چند مسأله مورد تقاضای‏‎ ‎‏جواب است:‏

‏1. آیا این معامله از اصل باطل است یا خیر؟‏

‏2. بر فرض بطلان، آیا حکم ملکی که فروخته شده و خانه شده چیست؟ وجه‏ ‏فروخته شده را باید پس دهد یا مازاد، در صورتی که گران تر باشد؟‏

‏3. اگر معامله باطل نباشد، آیا صاحب خانه می تواند بگوید: شما به من ملک بدون‏‎ ‎‏عیب فروختی، الحال که بدون عیب شده آن را به من تحویل بده؟‏

‏4. آیا حواله به قرآن سبب نمی شود که فروشندۀ خانه هر موقع توانست حق خود‏‎ ‎‏را اخذ نماید؟‏

‏5. این عبارت آیا سبب نمی شود که مرور زمان تا مدت معین شده حق طرف را‏‎ ‎‏محفوظ بدارد؟ با این که به خواهش فروشنده خانه و مذاکرات قبلی و رضایت طرف‏‎ ‎‏این عبارت در ذیل ورقه انتقال اسناد ثبت شده، عبارت این است: «فروشندۀ فوق‏‎ ‎‏الذکر در ضمن عقد خارج لازم، ملتزم شرعی گردید که در صورت کشف فساد در‏‎ ‎‏معامله، از حال تحریر الی مدت پنجاه سال شمسی، علاوه بر رد بهای فوق الذکر، از‏‎ ‎‏عهدۀ غرامات وارده برآید».‏

‏با عرض ارادت؛ عزّت و عظمت اسلام عزیز و آن رهبر عزیز را خواهانم. ‏

بسمه تعالی، فروشنده خانه اگر مالک خانه نبوده معامله صحیح نیست و‎ ‎مسأله نزاعیه باید در محاکم صالحه مطرح و حل و فصل شود.

[سؤال 7057]‏ ‏ ‏ 3541‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 23 / 5 / 1361‏

‏دفتر محترم حضرت امام خمینی‏

‏احتراماً؛ خواهشمند است در مورد سؤالات مطرح شده نظر مبارک امام را جویا و‏‎ ‎‏جواب مربوطه را در ذیل ورقه مرقوم فرمایید؛ مزید تشکر و امتنان است:‏

‏1. ورثۀ شخصی، زمینی لم یزرع را به آقای الف در 12 سال قبل فروخته و وجه آن‏‎ ‎‏را دریافت داشته اند و پس از مدتی ـ یعنی در سال 1358 ـ این جانب ضمن استفسار از‏‎ ‎‏صاحبان اولیۀ زمین و اطلاع از درستی معامله، قطعه زمین مزبور را به چندین برابر‏‎ ‎‏خرید از آقای الف خریداری و ملک مزبور را که لم یزرع و غیر قابل استفاده بوده، با‏ ‏مخارج زیاد تبدیل به زمینی مشجّر نموده و در سال 1359 آقای الف زمین هایش‏‎ ‎‏مصادره و در اختیار بنیاد مسکن قرار می گیرد و از خرید و فروش املاک خود محروم‏‎ ‎‏می گردد و هم اکنون که زمین ها به علت حفر چاه عمیق، ارزش پیدا کرده، عده ای اعلام‏‎ ‎‏می دارند که املاکی را که قبلاً فروخته، بایستی از خریداران بگیرید. در مورد ملک فوق‏‎ ‎‏از نظر شرعی این جانب چه تکلیفی دارم؟‏

بسمه تعالی، اگر فروشنده، مالک شرعی بوده و در زمان فروش، ممنوع‎ ‎التصرف نبوده، معامله محکوم به صحت است و اختیار ملک فروخته شده‎ ‎با مشتری است و چنانچه نزاعی در بین باشد به دادگاه مراجعه نمایند.

‏2. مقداری باطری اتومبیل از بنیاد مسکن انصار المهدی (عج) مشهد به مسئولیت خود خریداری شد تا‏‎ ‎‏پس از فروش، اگر منافعی به دست آمد، برای صندوق قرض الحسنۀ انصار المهدی (عج) فرش، میز و‏‎ ‎‏وسایل ضروری خریداری شود و به علت نداشتن جا در محل صندوق، آن ها را به طور امانی در‏‎ ‎‏گوشه ای از مغازۀ مجاور صندوق قرار داده و صاحب مغازه، باطری ها را به فروش رسانده و پس از‏‎ ‎‏فروش، مبلغی سود عاید گردیده و مغازه دار مربوطه اعلام می دارد نصف سود برای فروش به من تعلّق‏‎ ‎‏می گیرد؛ در صورتی که باطری ها مانع کسب وی نبوده و کم کم به فروش رفته و از پول، استفاده‏‎ ‎‏می نموده و از طرفی قراری با وی در این مورد نشده است و مدتی هم شده که از وی خواسته شده پول‏‎ ‎‏را به صندوق واریز نماید، تا کنون امتناع ورزیده؛ آیا حقی به ایشان تعلق می گیرد یا خیر؟‏

بسمه تعالی، اگر به مغازه دار دستور فروش داده شد و شرط مجّانی بودن کار وی نشده،‎ ‎می تواند اجرت المثل را مطالبه نماید.

[سؤال 7058]‏ ‏ ‏ 3542‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 26 / 2 / 1361‏

‏با سلام و آرزوی طول عمر برای رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و پیروزی‏‎ ‎‏رزمندگان در جبهه ها‏

‏بنده در اسفند ماه سال 1359 هنگام بازگشت از سفری به محل سکونتم ـ شهر‏‎ ‎‏ساری  ـ در جریان قرار گرفتم که مسکن و شهرسازی تعدادی آپارتمان که آمادۀ‏‎ ‎‏تحویل شده است را از طریق قرعه کشی بین متقاضیان واگذار نموده که من دیر رسیده‏ ‏بودم؛ وقتی در این مورد با یکی از دوستان صحبت نمودم گفت: اتفاقاً بنده شرکت‏‎ ‎‏کرده ام و خانه ای هم به اسم من افتاده است و اگر می خواهی شما بگیر؛ بنده ابتدا‏‎ ‎‏نگرفتم، به خیال این که ایشان تعارف می کند؛ ولی چندی بعد ایشان گفت: اگر شما‏‎ ‎‏خانه را نگیری و در آن ساکن نشوی، من خانه را به مسکن و شهرسازی پس خواهم‏‎ ‎‏داد و چند دلیل آورد، که قسط زیاد و دوری راه خانه ها و… از جملۀ آنان است؛ من‏‎ ‎‏وقتی چنین دیدم قبول کردم؛ و نیز قرار شد که بنده چنانچه وامی گرفتم، به ایشان بدهم‏‎ ‎‏(بنده کارمند آموزش و پرورش هستم)؛ بدین صورت، مبلغ سی و پنج هزار تومان از‏‎ ‎‏چهل و پنج هزار تومان پیش پرداخت را که ایشان داده بود، با مبلغی قرض از دوستان‏‎ ‎‏دادم و قرار شد باقیمانده را بعداً بدهم و لذا در خانه نشستم و ماهیانه اقساط آن را‏‎ ‎‏پرداختم؛ تمامی اقساط را به اسم ایشان داده ام و به علت اعتماد و کمی تجربه و‏‎ ‎‏ناآگاهی به مسائل شرعی، هیچ مدرکی ندارم؛ حال پس از یک سال، ایشان ـ که اخیراً‏‎ ‎‏کارمند شده ـ می گوید: چون برای من وام نگرفته ای، خانه را بده و یا وام بگیر. با توجه‏‎ ‎‏به این که در ابتدا، مدت و مبلغی برای وامی که احتمالاً من در آینده می گرفتم قید نشده‏‎ ‎‏است و نیز با توجه به این که موقعیتی برای گرفتن وام برای من پیش نیامده است که از‏‎ ‎‏آن استنکاف کنم و این که در حال حاضر وامی نمی دهند تا بنده برای ایشان بگیرم و‏‎ ‎‏ایشان هم به دادگاه شکایت کرده است، خانه از نظر شرع انور اسلام، مال کدام یک از ما‏‎ ‎‏است؟ و آیا اگر بنده خانه را خالی کنم، شرعاً می توانم اقساط پرداختی و مخارجی که‏‎ ‎‏به حساب این که خانه، مال خودم است کرده ام را از ایشان بگیرم؟‏

‏توجه شود که به اظهار خود ایشان، اگر بنده خانه را نمی گرفتم، ایشان مصمم به‏‎ ‎‏پس دادنش بود. والسلام علیکم ورحمة الله‌ وبرکاته‏

بسمه تعالی، اگر ساختمان را شرعاً مالک و مجاز در فروش بوده و به شما‎ ‎فروخته، بدون حق فسخ نمی تواند از شما پس بگیرد؛ و اگر مالک نبوده و‎ ‎مالک شرعی ساختمان، معامله را امضا نکرده، ساختمان به مالک شرعی‎ ‎آن برمی گردد و پولی که بابت اقساط داده اید، به شما باز می گردد و‏ اجرت المثل مدت سکونت در آن خانه را ضامن هستید؛ و اگر نزاعی در‎ ‎بین است، به محاکم قضایی مراجعه نمایید.

[سؤال 7059]‏ ‏ ‏ 3543‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 26 / 10 / 1361‏

‏پیشگاه رهبر و مرجع بزرگ مسلمانان جهان، حضرت آیت الله‌ امام خمینی، دامت‏‎ ‎‏افاضاته، محترماً به عرض می رسانم: املاک مصادره شده از طرف دولت جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی ایران در تاریخ 15 / 10 / 1358، از طرف بنیاد مستضعفین به مستأجرین در‏‎ ‎‏تاریخ 15 / 10 / 1361 ابلاغ فروش شده است. اگر شخصی از صاحب اول آن‏‎ ‎‏رضایت کامل داشته، آیا می تواند آن را بخرد؟ آیا‏‎ ‎‏از نظر شرعی اشکالی ندارد؟‏

بسمه تعالی، اگر احتمال داده شود که مصادره بر وجه شرعی بوده، و‎ ‎متصدی فروش اختیار فروش آن را شرعاً دارد، می تواند از او بخرد.

[سؤال 7060]‏ ‏ ‏ 3544‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏حضرت آیت الله‌ العظمی امام امت روح الله‌ الموسوی الخمینی، دام بقائه‏

‏هرگاه کسی به عنوانی غیر از ولایت، وصایت، وکالت به نام شخص ثالث معاملاتی‏‎ ‎‏بنماید و از شخص ثالث سلب مالکیت کند؛ آیا این معامله صحیح است یا باطل است؟‏

بسمه تعالی، تصرفات معاملی در ملک مشروع غیر، بدون اجازۀ مالک‎ ‎باطل است.

[سؤال 7061]‏ ‏ ‏ 3545‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 26 / 10 / 1358‏

‏محضر مبارک زعیم عالی قدر، آیت الله‌ العظمی امام خمینی، متّع الله‌ المسلمین‏‎ ‎‏بطول بقائه الشریف‏

‏این جانب ده سهم از یک صد سهم سینه کار معدن سنگ را از پنج نفر برادر طبق‏ ‏یک فقره سند عادی به امضای هر پنج نفر آن ها و به شهادت و امضای پدرشان از‏‎ ‎‏آن ها‏‎ ‎‏خریداری نمودم و بعداً به مدت پانزده ماه به آن ها اجاره دادم. تا کنون اجاره ده ماه آن‏‎ ‎‏را به این جانب نداده اند و اظهار می نمایند: «معامله شرعی نیست». خواهشمند است‏‎ ‎‏چنانچه معامله شرعی است مرقوم فرمایید. ‏

بسمه تعالی، با فرض مالک بودن فروشنده معدن، معاملات مزبوره صحیح‎ ‎و شرعی است. و اگر اجاره حیله و وسیله فرار از ربا است در حکم ربا و‎ ‎باطل است.

[سؤال 7062]‏ ‏ ‏ 3546‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏مجاهد کبیر، رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی،‏‎ ‎‏مدّ  ظله العالی‏

‏محترماً؛ معروض می دارد: این جانب ساکن آمل میل دارم که از زمین های شالیزاری‏‎ ‎‏بخرم و اکنون دارند زمین های مزبور را می فروشند. از آن جناب عالی تقاضا دارم لطفاً‏‎ ‎‏مرقوم بفرمایید که خرید و فروش زمین های شالیزاری مورد قبول حضرت عالی است‏‎ ‎‏یا خیر؟ اگر اجازه می دهید، این جانب مقداری از این زمین ها را خریداری نمایم!‏‎ ‎‏خیلی مرحمت است.‏

بسمه تعالی، اگر مالک دارد، خرید و فروش آن موقوف است به اجازه‎ ‎مالک.

[سؤال 7063]‏ ‏ ‏ 3547‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ نوزدهم محرم الحرام 1400 ق‏

‏محضر مقدس حضرت آیت الله‌ العظمی مرجع عالی قدر، رهبر انقلاب، نایب‏‎ ‎‏الامام، امام خمینی، دامت برکاته، پس از عرض سلام و ارادت، حضرت عالی در این‏‎ ‎‏مسائل چه می فرمایید:‏

‏‎‏1. شخصی سفیه است و گاه گاهی هم حالت دیوانگی دارد. دیگری ملک موروثی‏‎ ‎‏او را بیع الشرط کرده به مبلغ پانصد تومان که تا مدت 5 سال دیگر اگر پول او را داد‏‎ ‎‏ملک مال صاحب اصلی باشد و الا مال مشتری شود.‏

‏صاحب ملک نتوانسته است پول را تا مدت مقرر بپردازد و مشتری ملک را تصرف‏‎ ‎‏کرده است. در صورتی که ملک مذکور قیمتش بیشتر از آن بوده و بدون آن که قیمت‏‎ ‎‏اضافی ملک را موقع تصرف بپردازد، آن را تصرف کرده و مشتری هم در ملک مذکور‏‎ ‎‏درخت کاشته که فعلاً مثمر ثمر شده اند. تکلیف ملک و درخت ها چیست؟‏

بسمه تعالی، اگر کسی که ملک را فروخته ولایت شرعیه نداشته، ملک از‎ ‎صاحب اصلی آن است و درخت ها ملک مشتری است و باید‎ ‎اجرت المثل زمین را به صاحبش بدهد.

‏2. شخصی ملک موروثی را اجاره کرده و مدتی مستأجر بوده. بعد از آن در رژیم طاغوتی ملک را به‏‎ ‎‏عنوان تقسیم اراضی تصاحب کرده و درخت هم کشت کرده که درخت ها مثمر ثمر شده است. تکلیف‏‎ ‎‏ملک و درخت ها از چه قرار است؟ آیا اجارۀ ملک را هم بدهکار است یا خیر؟‏

بسمه تعالی، رسیدگی به اراضی تقسیمی موکول به دولت اسلامی است.

‏3. شخصی سفیه که گاه گاهی هم حالت جنون پیدا می کند با زنی ازدواج کرده و مدتی زن در خانۀ آن‏‎ ‎‏مرد زندگی کرده و دو فرزند از او پیدا کرده. بعد از آن مدت 12 سال است که آن زن از خانه مرد بیرون‏‎ ‎‏رفته و هیچ گونه معاشرتی با او نداشته و ندارد و به هیچ عنوان راضی نمی شود در خانۀ مرد بیاید و‏‎ ‎‏زندگی کند و مدّعی طلاق است. آیا اجازه می فرمایید زن را طلاق دهند؟ تکلیف مهریه زن از چه قرار‏‎ ‎‏است؟ در ضمن مرد مذکور قبل از ازدواج همین حالت را داشته است.‏

بسمه تعالی، اگر زن عیب مرد را می دانسته و با این حال اقدام به ازدواج کرده، تا مرد به اختیار‎ ‎او را طلاق ندهد زوجیت باقی است و در هر حال مهریه خود را حق دارد.

[سؤال 7064]‏ ‏ ‏ 3548‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ هجدهم صفر 1400 ق‏

‏محضر بزرگ مرجع تشیع امام خمینی، مدّ ظله‏

‏محترماً؛ پس از عرض سلام، به سؤالات ذیل پاسخ دهید:‏

‏‎‏1. زمین ساده ای بود که سال های قبل برای یخ گرفتن محلی از آن استفاده می شده‏‎ ‎‏و بعداً بدون استفاده مانده و انجمن محل آن را در زمان طاغوت فروخته اند و پولش را‏‎ ‎‏برای زمین مدرس‏‏ۀ‏‏ دولتی داده اند؛ ولی بعضی مردم مانع شده اند و نگذاشته اند خریدار‏‎ ‎‏آن را‏‎ ‎‏تصرف کند. آیا مبلغ ده هزار تومانی که شخص خریدار به انجمن یا به صاحب‏‎ ‎‏زمین مدرسه داده است از چه کسی باید مطالبه کند؟‏

بسمه تعالی، در فرض سؤال، معامله باطل است و خریدار می تواند پول‎ ‎خود را از هر کس ید بر آن پیدا کرده مطالبه کند.

‏2. در محلی مدتی است که نماز جمعه خوانده می شده، و به گفتۀ امام آن، بهترین تبلیغ در ضمن دو‏‎ ‎‏خطبۀ آن انجام می گرفته است. آیا اجازه مخصوصی از جناب عالی می خواسته یا این که همان شرایط‏‎ ‎‏امام جماعت را باید دارا باشد؟ و آیا با این که مردم محل علاقه فراوان دارند و به پیشنهاد خودشان هم‏‎ ‎‏این نماز شروع شده ـ چون دسترسی به جای دیگر نداشته اند ـ باید تعطیل شود یا خیر؟‏

بسمه تعالی، لازم نیست تعطیل شود و چنانچه مورد علاقه مردم باشد می توانند ادامه دهند.

[سؤال 7065]‏ ‏ ‏ 3549‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 10 / 11 / 1358‏

‏قم، دفتر محترم امام خمینی دامت توفیقه‏

‏محترماً؛ این جانب قبل از قانون اصلاحات ارضی مقداری از اراضی سکونتی و‏‎ ‎‏زراعتی را به موجب سند رسمی از زارع اولیه آن ابتیاع کردم. قانون اصلاحات ارضی‏‎ ‎‏که به اجرا درآمد و مالک، سهم زمین خود را از اراضی اخذ نمود، جهت جلب‏‎ ‎‏رضایت آقای مالک، اولاً: شش دانگ یک باب خانه رعیتی را که جزو مالش بود‏‎ ‎‏بلاعوض به مالک واگذار نمودم. ثانیاً: برای رعایت موازین شرعی دربارۀ اراضی ای که‏‎ ‎‏در سهم من درآمده بود آن را از مالک ابتیاع کردم و صیغۀ ایجاب و قبول این مسأله نیز‏‎ ‎‏در محضر امام جماعت انجام گردید و با این کیفیت تمام موازین شرعی و قانونی را‏‎ ‎‏رعایت کرده ام. اخیراً مقدار 441 متر مربع از این اراضی را که دیگر قابل کشت و زرع‏‎ ‎‏هم نیست به دو نفر فروخته ام؛ حالیه آیا این معامله از نظر شرعی و همچنین سایر‏ ‏موارد اشکال دارد یا خیر؟ پاسخ و اظهار نظر صریح شما رافع ایراد و موجب احقاق‏‎ ‎‏حق می باشد استدعا دارم پاسخ را ذیلاً مرقوم فرمایید که موجب امتنان است؛ زیرا‏‎ ‎‏خریداران پس از دو سال در مقام به هم زدن معامله برآمده اند. ‏

بسمه تعالی، اگر شرعاً مالک زمین هستید، می توانید آن را به هر که‎ ‎بخواهید بفروشید.

[سؤال 7066]‏ ‏ ‏ 3550‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی جناب امام خمینی، دام ظله العالی‏

‏یک قطعه زمین را به مساحت 5 / 98 متر واقع در جاده کاشان، مقابل خیابان سراجه‏‎ ‎‏به مبلغ یک صد و سی هزار تومان خریداری نمودم که مبلغ هفتاد هزار تومان آن را‏‎ ‎‏نقداً در محضر پرداخت نمودم و مابقی را دو فقره چک از بانک تعاونی اسلامی به‏‎ ‎‏مدت سه و چهار ماه دادم که قسط اول آن هم پرداخت شده و قسط آخر به مبلغ سی‏‎ ‎‏هزار تومان باقیمانده است. با در نظر گرفتن این که زمین بایر است، نظر حضرت عالی‏‎ ‎‏دربارۀ باقیماندۀ پول زمین مزبور چیست؟ آیا باید قسط آخر را بدهم یا خیر؟‏

بسمه تعالی، بدهی باید پرداخت شود، مگر آن که شرعاً ثابت شود که‎ ‎فروشنده مالک زمین نبوده است.

[سؤال 7067]‏ ‏ ‏ 3551‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 23 / 6 / 1358‏

‏حضور مهر ظهور حضرت مستطاب سیادت مآب ملاذ الاسلام و الفقهاء آیت الله‌‏‎ ‎‏العظمی امام خمینی رهبر و زعیم عالی قدر مسلمین جهان‏

‏با کمال توقیر و ادب به عرض عالی می رساند: شخصی املاکی را آباءً و اجداداً‏‎ ‎‏متصرف بوده که زارعین یا رعایا روی آن مزرعه کشت و زرع می نمودند و بهره‏‎ ‎‏مالکانه می دادند قسمتی از مزرعه مزبور را مالک متصرف به شخصی فروخته و‏ ‏خریدار متصرف گردید اصلاحات ارضی این زمین مورد معامله را به نام ملک خریدار‏‎ ‎‏تأیید نمود رعایا، زراعت روی زمین مورد معامله را ترک نمودند و روی زمین های‏‎ ‎‏دیگری که متعلق به همان مالک بود و اصلاحات ارضی به آن ها واگذار نمود به کشت‏‎ ‎‏مبادرت نموده و می نمایند و خریدار پس از خرید و تصرف شخصاً روی زمین‏‎ ‎‏خریداری خود زراعت نموده و می نماید استدعا دارد امر مقرر فرمایید از نظر قانون‏‎ ‎‏شرع مقدس معامله مزبور برای خریدار اشکال شرعی دارد یا خیر؟ ‏

بسمه تعالی، در فرض مزبور خریدار مالک است.

[سؤال 7068]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 3169

‏2. من از 9 سالگی کار کرده و چون پدرم ناتوان بوده و برادران و خواهرانم کوچک‏‎ ‎‏بوده اند، و تا الآن که 24 سال دارم، نان آور خانه و خریدار کالاهای خانه من بوده ام.‏‎ ‎‏حالا وسایل خانه متعلق به من است، یا پدر و برادران و خواهرانم نیز در آن ها سهم‏‎ ‎‏دارند؟‏

بسمه تعالی، آنچه را با مال خودتان تهیه کرده اید، از خود شما است.

[سؤال 7069]‏ ‏ ‏ 3552‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک رهبر عالی قدر و مرجع عظیم الشأن حضرت آیت الله‌ العظمی‏‎ ‎‏خمینی، دامت برکاته، تقاضا می شود در مورد مسأله زیر اعلام نظر فرمایند:‏

‏مساحت و وضعیت دو یا چند ساختمان و ملک مجاور هم، با مساحت و وضعیت‏‎ ‎‏معینه در سند ثبتی هر یک مغایرت دارد؛ یعنی مساحت زمین بعض از آن ها کمتر از‏‎ ‎‏آنچه در سند قید شده می باشد و مساحت زمین بعض دیگر بیشتر از آن است که در‏‎ ‎‏سند ذکر گردیده است ونزدیک به سی سال از وقوع اختلاف مورد ابتلا می گذرد که در‏‎ ‎‏خلال این مدت هر کدام با همین وضعیت چند بار مورد معامله قرار گرفته است. دلیل‏‎ ‎‏عمل مالک و یا مالکین در آن زمان که این اختلاف را موجب شده اند، غصب و یا‏ ‏رضایت و یا عدم آگاهی و یا بی توجهی به مقررات اداری و یا علل دیگر بوده است؛‏‎ ‎‏ولیکن به طور حتم و قطع نمی توان علت واقعی آن را تعیین و مشخص نمود. آیا‏‎ ‎‏مالکین متصرفه فعلی حقی بر یکدیگر دارند یا خیر؟ ضمناً مالک مجاور و این جانب‏‎ ‎‏در موقع خرید از این اختلاف مطلع بوده ایم؛ ولیکن معاملات قبلی فوق الذکر با علم به‏‎ ‎‏اختلاف انجام شده یا خیر، معلوم نیست.‏

بسمه تعالی، سند اعتبار شرعی ندارد و در فرض مذکور هیچ یک‎ ‎از  متصرفین حقی بر دیگری ندارد؛ مگر به طریق شرعی حق او اثبات‎ ‎شود.

[سؤال 7070]‏ ‏ ‏ 3553‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏

‏سلام عرض می کنم ای امام عزیز و امید خلق مستضعف جهان اگر ممکن است‏‎ ‎‏جواب این چند سؤال را بفرمایید:‏

‏1. در منزل ما به علت مخالف بودن شوهرم با دستگاه نظام اسلامی، مواد خوراکی،‏‎ ‎‏زیاد احتکار می شود. آیا من می توانم اگر کسی احتیاج داشت به او بفروشم و پول را‏‎ ‎‏مصرف خانه بکنم یا خیر؟‏

بسمه تعالی، فروش اموال شوهر بدون اجازۀ او باطل است.

‏2. اول که من مقلد شدم تحقیقی نبود. مدت دو سال است که از شما تقلید می کنم؛ آیا درست است؟‏

بسمه تعالی، احکام تقلید در رساله مذکور است.

‏3. من با این مرد که تمام وقت برای ما ایجاد ناراحتی می کند چطور باید زندگی کنم؟‏

بسمه تعالی، بیش از امر به معروف و نهی از منکر، با مراعات شرایط آن تکلیفی ندارند.

‏4. در مسأله لباسشویی های موجود در مغازه ها می گویند: آب داخل دستگاه مضاف است. چه صورت‏‎ ‎‏دارد؟ ‏

بسمه تعالی، آب مضاف پاک نمی کند؛ ولی اگر بعد از زوال عین نجاست با آب مطلق تطهیر‎ ‎می کند، پاک کننده است.

‏‎[سؤال 7071]‏ ‏ ‏ 3554‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏سرپرست محترم دفتر امام، سلام علیکم‏

‏محترماً؛ پدرم در سال 1334 فوت نموده است. از مرحوم پدرم هشت فرزند باقی‏‎ ‎‏می ماند که 5 نفر آن ها از زن اولی و سه نفر آن ها از زن دومی می باشند و بنده که جزو‏‎ ‎‏فرزندان زن اولی هستم، مادرم زودتر از پدرم فوت نموده است. بعد از فوت پدرم،‏‎ ‎‏قسمتی از اموالش را بین وارثین تقسیم می کنند و قسمت دیگر شامل یک باب خانه و‏‎ ‎‏مقدار 22000 متر زمین کشاورزی با سند، و مبلغ 1000 تومان بدهی وام بانک‏‎ ‎‏کشاورزی می باشد که سند زمین 22000 متر در گرو بدهی هزار تومان در بانک‏‎ ‎‏کشاورزی می باشد. زمان پرداخت این مبلغ بدهی دو سال بعد از فوت پدرم بوده و‏‎ ‎‏هنگامی که زمان پرداخت وام می شود چون پولی از ارث در مقابل آن نبوده و از طرف‏‎ ‎‏بانک اخطاریه در خانه مرحوم پدرم می آید. دو نفر از فامیل های این جانب که یکی‏‎ ‎‏شوهر خواهرم بوده و فعلاً زنده است و دیگری پدر شوهر خواهرم، خانه ذکر شده در‏‎ ‎‏بالا را که تقسیم نشده بود، به مبلغ 1500 تومان به شخصی می فروشند. در صورتی که‏‎ ‎‏زن دومی پدرم که سرپرست سه فرزندش می باشد و کوچک ترین آن ها در آن زمان دو‏‎ ‎‏سال داشته، می گوید: «بنده اجازه فروش خانه را ندادم. چون آقای خریدار خانه ای‏‎ ‎‏نداشت، قرار بر این شد که مبلغ 1000 تومان از 1500 تومان را در وجه بدهی بانک‏‎ ‎‏بدهد و پس از این که بچه ها بزرگ شدند 1000 تومان را به آقای خریدار پس بدهند و‏‎ ‎‏ایشان خانه را خالی کنند». لازم به یادآوری است که آقای خریدار هم 10 سال پیش‏‎ ‎‏فوت نموده اند و وارثین او می گویند: «پدرمان خانه را خریده و 1000 تومان آن را داده‏‎ ‎‏و پانصد تومان آن را قرار شده بعد از این که بچه ها بزرگ شدند بدهند». و بچه های زن‏‎ ‎‏اولی که یکی از آن ها من می باشم اصلاً از فروش خانه هیچ اطلاعی نداشته ایم. و چون‏‎ ‎‏سند خانه به نام پدرم بوده، ما مبلغ 1000 تومان را به وارثین خریدار پس دادیم و خانه‏ ‏را پس گرفتیم. این مسأله را از چند روحانی سؤال کردیم و جواب ضد و نقیض‏‎ ‎‏شنیدیم. به همین دلیل‏‎ ‎‏اقدام به نوشتن این نامه کردم. چون می خواهیم از نظر شرعی‏‎ ‎‏درست بودن عمل یا نبودن آن را بدانیم. خواهشمند است در دادن جواب به این نامه‏‎ ‎‏کوتاهی نفرمایید. با کمال احترامات؛ خداحافظ شما باشد. ‏

بسمه تعالی، در فرض مرقوم که فروش خانه بدون اذن و اجازه ورثه واقع‎ ‎شده، معامله باطل است و خانه در ملک ورثه باقی است.

[سؤال 7072]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 3592

‏2. اگر قراردادی روی ملکی و یا جنسی منعقد شود و بعد از مدتی معلوم شود که‏‎ ‎‏آن ملک و یا آن جنس مال غیر بوده است؛ آیا آن قرارداد باطل می شود و یا نه؟‏

بسمه تعالی، معامله بر مال غیر، فضولی و موقوف به اجازه مالک است.

[سؤال 7073]‏ ‏ ‏ 3555‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 10 / 5 / 1361‏

‏محضر مبارک جناب مستطاب، مرجع تقلید شیعیان جهان و رهبر کبیر انقلاب‏‎ ‎‏اسلامی ایران، آیت الله‌ العظمی حاج آقا روح الله‌ موسوی خمینی، دام ظله العالی‏

‏ضمن سلام و اهدای تحیّات، از مقام منیع آن رهبر بزرگوار تقاضا می نمایم که‏‎ ‎‏لطف فرموده جواب استفتای زیر را مرقوم فرمایند:‏

‏شخصی ملکی داشته (باغ مشجّر میوه و مزروعی) که با آن امرار معاش می نموده‏‎ ‎‏است و در رژیم طاغوتی گذشته، از طرف دولت جهت توسعه دانشگاه، این ملک را‏‎ ‎‏خواستار گردیدند. بدون این که صاحب ملک رضایت داشته باشد، استاندار وقت‏‎ ‎‏فرمان خریداری داده و ملکی را که در آن روز قیمتش هر متری بیش از یک صد تومان‏‎ ‎‏بوده، هر متری 5 / 3 تومان حساب نموده و بدون اطلاع و رضایت مالک با حکم‏‎ ‎‏دادستان، مبلغ مزبور را که حتی پول درختان باغ نبوده است در بانک گذاشته اند و از‏‎ ‎‏طرف مالک، دادستان غیاباً سند را امضا کرده است. در حالی که سند مالکیت در دست‏ ‏مالک است، ادارۀ ثبت سند دیگری به اسم دانشگاه صادر کرده است و مالک مزبور تا‏‎ ‎‏به حال آن پول را تحویل نگرفته است و دولت هم در آن ملک عملی انجام نداده است‏‎ ‎‏و کماکان باقی است. خواهشمندم که بفرمایید: آیا این معامله صحیح است یا نه؟ و در‏‎ ‎‏صورت عدم صحت، حکم شرعی آن زمین و مالک چیست؟ ‏

بسمه تعالی، در فرض مرقوم، صحت معامله و جواز تصرف در ملک،‎ ‎منوط به اجازه مالک است.

[سؤال 7074]‏ ‏ ‏ 3556‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 28 / 11 / 1361‏

‏محضر مبارک امام امت و امید مستضعفان جهان‏

‏شخصی مالک املاک زیادی بوده و بعد از فوت نامبرده یک پسر و پنج دختر و‏‎ ‎‏غیره وارث مانده بود، شوهر یکی از دخترانش اکثر املاکش را بدون اذن ورثه در‏‎ ‎‏عوض دین خود به فردی فروخت و بعد ورثه ها مراجعه در حکومت جور نمودند و‏‎ ‎‏حکومت جور احقاق حقوق مشروعه ورثه را نکرد و بعد از سپری شدن چند سال آن‏‎ ‎‏فرد املاک را به اشخاص دیگر فروخته و اکنون ورثه حق مطالبه دارد یا نه؟ و برای‏‎ ‎‏متصرفین فعلی املاک ورثه حلال است و یا غصب؟ لطفاً واضح بیان فرمایید. به امید‏‎ ‎‏پیروزی اسلام عزیز‏

بسمه تعالی، معاملات واقعه بدون اجازه مالک شرعی فضولی است و‎ ‎مالک شرعی می تواند ملک خود را مطالبه نماید.

[سؤال 7075]‏ ‏ ‏ 3557‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی جناب آقای امام خمینی دامت برکاته ‏

‏بر حسب وکالت از همسرم و دو نفر همشیره ایشان، حق توکیل دارم، به شخصی‏‎ ‎‏وکالت داده ام قطعات زمینی که متعلق به آنان بوده بفروش برساند پس از مدتی 69‏ ‏قطعه، به مبلغ ناچیزی همراه صورت فروش فرستاده ـ بعداً متوجه شدم 77 قطعه‏‎ ‎‏فروخته و در دفتر اسناد رسمی به خریداران سند داده و وجه آن ها را گرفته و از طرف‏‎ ‎‏دفترخانه طبق سند، انتقال 77 قطعه در سندهای مالکیت مربوطه هم ثبت شده، نسبت‏‎ ‎‏به 8 قطعه مورد اختلاف آنچه دوستانه کتباً و شفاهاً و نیز به وسیلۀ اشخاص مطالبه‏‎ ‎‏نمودم جواب مثبت نداده، ناچاراً به وسیلۀ اظهارنامه از طریق دادگستری مطالبه نمودم.‏‎ ‎‏چون جای انکار نیست انکار ننموده مع ذلک حاضر به خاتمه عمل خلاف شرع و‏‎ ‎‏وجدان خود نگردیده، استدعا دارم حکم الله‌ را بیان فرمایید نسبت به ارزش 8 قطعه‏‎ ‎‏زمین مذکور همان قیمت را که نسبت به قطعات مندرج در صورت فروش ـ که عرض‏‎ ‎‏شد برای 69 قطعه مبلغ ناچیزی همراه صورت فروش فرستاده ـ بدهکار می باشد یا به‏‎ ‎‏قیمتی که بعداً زمین های مجاور و مشابه آن ها به فروش رسیده بدهکار می باشد.‏

بسمه تعالی، معامله ای که بدون وکالت انجام شده فضولی است و مالک‎ ‎می تواند آن را ردّ کند و در صورت اجازه، ثمن معامله را حق دارد.

[سؤال 7076]‏ ‏ ‏ 3558‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک امام امت، آیت الله‌ العظمی خمینی، دام ظله العالی‏

‏چند برادر قطعاتی زمین از پدر به ارث برده اند، در حالی که بعضی صغیر و بعضی‏‎ ‎‏غایب بوده اند. برادر بزرگ، یک قطعه زمین را قبل از قسمت به شخصی فروخته،‏‎ ‎‏قیمت زمین را اخذ نموده، به مصرف معیشت مشترک رسانیده است. بعد از آن که‏‎ ‎‏برادر صغیر، کبیر، و غایب، حاضر شده، نه مشتری از آن ها درخواست اجازه نموده و‏‎ ‎‏نه برادر بایعش و نه آن ها متوجه و ملتفت بوده اند که ما شرعاً حق داریم بیع مزبور را‏‎ ‎‏اجازه نکنیم. به این عنوان، زمین تا مدت بیست سال یا بیشتر به دست مشتری می ماند.‏‎ ‎‏حالا که مشتری فوت شده، ادعا دارند که ما بیع مزبور را اجازه نکرده ایم و حصّه زمین‏‎ ‎‏خود را از ورثه مشتری فسخ می کنیم. ورثه مشتری مدعی هستند که حق ندارید؛ زیرا‏ ‏شما در این مدت طولانی ساکت بودید و ادعای فسخ نکرده اید و مالیات دولت را از ما‏‎ ‎‏اخذ نموده، به دولت تسلیم نموده اید، حال‏‎ ‎‏آیا برادران صغیر و غایب حق فسخ دارند‏‎ ‎‏یا خیر؟‏

بسمه تعالی، در صورتی که بعد از اطلاع به فروش قطعه زمین، رضایت به‎ ‎آن داده اند، ولو به خیال این که عمل برادرشان صحیح و نافذ است، حق‎ ‎فسخ ندارند.

[سؤال 7077]‏ ‏ ‏ 3559‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 26 / 9 / 1361‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ العظمی امام خمینی، مدّ ظله العالی‏

‏به عرض مبارک می رساند: غلام حسین در 5 کیلومتری بخش سرایان، قطعه زمینی‏‎ ‎‏به مساحت تقریب پنج هزار متر مالک بوده، زمین مذکور را برای مدت یک سال به‏‎ ‎‏برادرش ولی الله‌ واگذار نموده که برای خود هندوانه بکارد. ولی الله‌ در زمین یاد شده‏‎ ‎‏انار کاشته. برادرِ دیگر غلام حسین، حسن، زمین انار شده را به ولی الله‌ فروخته و در‏‎ ‎‏مقابل، زمین دیگری از او خریده و تقبّل نموده که رضایت غلام حسین ـ مالک اصلی‏‎ ‎‏زمین ـ را حاصل نماید. حال غلام حسین می تواند به حسن بگوید که همان زمینی را‏‎ ‎‏که در قبال زمین من خریده ای، باید به من بدهی و یا این که به طریق دیگری باید‏‎ ‎‏رضایت غلام حسین را حاصل نماید و جبران کند؟ حکم الله‌ را ذیلاً مرقوم فرمایید.‏

‏أدام الله‌ ظلّکم علی رؤوس المسلمین و المستضعفین ‏

بسمه تعالی، اگر زمین فروخته شده از غلام حسین بوده و با زمین دیگر‎ ‎معاوضه شده، غلام حسین می تواند زمین را مطالبه کند.

[سؤال 7078]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 3564

‏2. اگر آن شریک معامله فضولی را اجازه نکرد و مشتری خسارات کرد، اگر معامله‏‎ ‎‏نصف آن فسخ نشود خسارات که مشتری کرده هم از قبل کارگر و هم از طرف‏ ‏حکومت طاغوت آیا آن خسارات چه مورد دارد.‏

بسمه تعالی، اگر مشتری مطلع نبوده می تواند در خسارت وارده به فروشنده‎ ‎مراجعه کند یعنی مخارجی را که در ملک خریداری شده به خیال این که‎ ‎ملک خودش شده متحمل شده و بعداً فهمیده که قسمتی از آن ملک مال‎ ‎غیر بوده و آن غیر معامله را در حصۀ خود اجازه نکرده می تواند آن مخارج‎ ‎را از فروشنده که او را گول زده بگیرد.

[سؤال 7079]‏ ‏ ‏ 3560‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏خرید و فروش زمین مشاعی چه صورت دارد؟‏

بسمه تعالی، اشکال ندارد.

[سؤال 7080]‏ ‏ ‏ 3561‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک حضرت آیت الله‌ امام خمینی‏

‏با درود و سلام به رزمندگان اسلام، این جانب خانه ای را خریداری نمودم که حد‏‎ ‎‏جنوبی آن به کوچه ای که حدود چهل سال است قدمت دارد محدود شده، حال‏‎ ‎‏عده ای از اهالی محل به بهانۀ این که قسمتی از زمین در قدیم جاده بوده و توسط مالک‏‎ ‎‏قبلی اش تصرف شده ایجاد مزاحمت می کنند. خواهشمند است با توجه به مراتب‏‎ ‎‏فوق نظریه شرعی را ذیل ورقه اعلام نمایید.‏

‏به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی و با تشکر‏

بسمه تعالی، از مورد سؤال اطلاع ندارم و به نحو کلی چیزی که انسان از‎ ‎کسی که مالک شناخته می شود می خرد معامله محکوم به صحت است‎ ‎مگر آن که ثابت شود قسمتی از آن چیز خریداری شده قابل فروش نبوده،‎ ‎که در این صورت معامله در آن مقدار محکوم به بطلان است.

‏‎[سؤال 7081]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 3892

‏2. حدود بیست سال قبل پدر این جانب فوت کرده و حدود ده سال قبل از آن در‏‎ ‎‏بیابانی چاهی شراکتی با دو نفر دیگر حفر کرده بودند که قناتی بشود و از آن استفاده‏‎ ‎‏کنند، ولی اقدامی نکرده اند و بعد از فوت پدرم پسر عمویم بزرگ تر ماها بوده، او چهار‏‎ ‎‏سال قبل علی رغم این که همه ما وارثین که سه نفر هستیم و هر سه نفر کبیر بودیم،‏‎ ‎‏بدون پرسش و سؤال و اجازه از ما آن چاه را فروخته و مبلغی گرفته و از مبلغ دریافت‏‎ ‎‏شده هم پولی به ما پرداخت نکرده است، آیا حق داریم که از فروش سهمیه خودمان‏‎ ‎‏جلوگیری کنیم، در صورتی که ارزش فعلی خیلی زیادتر از آن موقع هست که ایشان‏‎ ‎‏فروخته، یا راه دیگری دارد؟ لطفاً راهنمایی بفرمایید.‏

بسمه تعالی، اگر از چاه اعراض نکردند ورثه در مقدار سهم الارث خود‎ ‎حق دارند و اگر معامله را اجازه نمودند همان مبلغ که به عنوان ثمن تعیین‎ ‎شده را حق دارند.

[سؤال 7082]‏ ‏ ‏  ‏—->‏ ‏ 7237

‏2. زمینی را چند برادر و خواهر سهیمند و سند زمین به نام یکی از برادران است؛‏‎ ‎‏آیا آن برادر که سند به نامش هست، می تواند زمین را بدون اذن دیگر برادران و‏‎ ‎‏خواهران بفروشد؟ اگر فروخت، حکمش چیست؟ و اگر خریدار، یکی از ارگان های‏‎ ‎‏دولتی بود حکمش چیست؟‏

بسمه تعالی، فروش زمین مشترک نسبت به سهمیۀ سایر شرکا، فضولی و‎ ‎موقوف است به اجازۀ آن ها.

[سؤال 7083]‏ ‏ ‏ 3562‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک جناب مستطاب آیت الله‌ العظمی امام خمینی، مدّ ظله العالی‏

‏خانه ای است مشترک بین زوجه و مادر و چهار پسر که از میت به ارث برده اند. این‏ ‏خانه با قولنامه های متداول مورد معامله قرار گرفته و 63 درصد قیمت تعیین شده، از‏‎ ‎‏طرف خریدار دریافت گردیده، و لکن مادر و یکی از پسران در موقع نوشتن قولنامه‏‎ ‎‏غایب بوده و به آن راضی نبوده اند. آیا این معامله با آن خصوصیات مذکوره، لازم و‏‎ ‎‏غیر قابل فسخ است یا آن دو نفر غایب و ناراضی نسبت به سهم خود می توانند‏‎ ‎‏معامله  را فسخ نمایند؟ آیا این جور معامله نسبت به سایرین لازم و غیر قابل فسخ‏‎ ‎‏است یا خیر؟‏

بسمه تعالی، معامله در سهام کسانی که راضی به آن بودند، صحیح و لازم‎ ‎است. و در سهام کسانی که راضی نبودند، فضولی است و صحت آن‎ ‎موکول به اجازه است.

[سؤال 7084]‏ ‏ ‏ 3563‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏ریاست محترم دفتر رسیدگی به مسائل شرعی مستقر در قم، حسب الامر رهبر‏‎ ‎‏عالی قدر آیت الله‌ العظمی آقای خمینی، دام ظله العالی‏

‏با احترام؛ به عرض عالی می رساند: زید عمارتش را که با زوجه اش شریک بوده،‏‎ ‎‏بدون اطلاع ضعیفه فروخته و بعداً هم ضعیفه این معامله را امضا نکرده است. این‏‎ ‎‏معامله شرعاً چه صورت دارد؟ و ضعیفه نسبت به حق خودش حق فسخ دارد یا نه؟‏‎ ‎‏توضیح دیگر این که در این معامله خود فروشنده با تخمین کارشناس رسمی مغبون‏‎ ‎‏شده؛ آیا شرعاً حق ادّعای فسخ دارد یا نه؟ جواب عنایت فرمایید.‏

‏والسلام علیکم و علی جمیع اخواننا المسلمین ورحمة الله‌ وبرکاته‏

بسمه تعالی، در فرض مرقوم، معامله نسبت به سهم زن فضولی است و‎ ‎موقوف است به اجازه خود زن، و اگر شرعاً ثابت است که فروشنده مغبون‎ ‎شده و علم به غبن نداشته، فروشنده حق فسخ معامله را دارد و چنانچه‎ ‎اختلاف و نزاعی هست باید در محکمه شرعیه حل شود.

‏‎[سؤال 7085]‏ ‏ ‏ 3564‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی‏

‏محضر مبارک رهبری انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام‏‎ ‎‏خمینی، مدّ ظله العالی‏

‏1. دو قطعه زمین بین دو شخص به طور مشاع بود. یکی از مالکین، یک قطع‏‏ۀ‏‏ از آن‏‎ ‎‏دو را فروخت و قرینه ای‏‎ ‎‏هم، بر تعیین ندارد. بعد از چند سالی، مالک دیگر ادعا‏‎ ‎‏کرد  که این دو قطعه زمین مشاع بود؛ آیا این زمین مبیعه از طرف بایع فروخته شده‏‎ ‎‏است یا خیر؟‏

بسمه تعالی، اگر مقدار حصۀ مشاعۀ خود را فروخته، بیع صحیح و نافذ‎ ‎است و مشتری با شریک سابق شریک است، ولی اگر قطعه معینی را‎ ‎فروخته، معامله در حصۀ شریک در آن قطعه، فضولی و موقوف بر اجازۀ‎ ‎شریک است. 

‏2. اگر آن شریک معامله فضولی را اجازه نکرد و مشتری خسارات کرد، اگر معامله نصف آن فسخ نشود‏‎ ‎‏خسارات که مشتری کرده هم از قبل کارگر و هم از طرف حکومت طاغوت آیا آن خسارات چه‏‎ ‎‏مورد  دارد.‏

بسمه تعالی، اگر مشتری مطلع نبوده می تواند در خسارت وارده به فروشنده مراجعه کند یعنی‎ ‎مخارجی را که در ملک خریداری شده به خیال این که ملک خودش شده متحمل شده و بعداً‎ ‎فهمیده که قسمتی از آن ملک مال غیر بوده و آن غیر معامله را در حصۀ خود اجازه نکرده‎ ‎می تواند آن مخارج را از فروشنده که او را گول زده بگیرد.